پیش مطالعه قبل از کلاس امروز:
1. Rotation (چرخش زمین به دور خود):
زمین هر ۲۴ ساعت یکبار به دور محور خودش میچرخد. این حرکت باعث شب و روز میشود.
2. Revolution (گردش زمین به دور خورشید):
زمین هر ۳۶۵.۲۵ روز یکبار به دور خورشید میگردد. این حرکت باعث چهار فصل میشود.
3. Precession (پرسشن):
حرکت آرام و دَوَرانی محور زمین که در دورهای حدود ۲۶۰۰۰ سال کامل میشود. این حرکت باعث تغییر موقعیت ستاره شمالی در طول هزاران سال میشود.
4. Nutation (پرسشن ناشی از ماه):
لرزشهای کوچک در زاویه محور زمین که روی پیشروی محوری سوار میشود. دوره آن حدود ۱۸.۶ سال است.
5. Axial Tilt (انحراف یا میل محوری):
زمین با زاویهای حدود ۲۳.۵ درجه نسبت به صفحه مدارش میچرخد. این زاویه ثابت نیست و در درازمدت کمی تغییر میکند.
6. Orbital Eccentricity (بیضوی بودن مدار):
مدار زمین به دور خورشید کاملاً دایرهای نیست بلکه کمی بیضوی است و این بیضویت با گذر زمان تغییر میکند (دورهای حدود ۱۰۰هزار سال).
1. Rotation (چرخش زمین به دور خود):
زمین هر ۲۴ ساعت یکبار به دور محور خودش میچرخد. این حرکت باعث شب و روز میشود.
2. Revolution (گردش زمین به دور خورشید):
زمین هر ۳۶۵.۲۵ روز یکبار به دور خورشید میگردد. این حرکت باعث چهار فصل میشود.
3. Precession (پرسشن):
حرکت آرام و دَوَرانی محور زمین که در دورهای حدود ۲۶۰۰۰ سال کامل میشود. این حرکت باعث تغییر موقعیت ستاره شمالی در طول هزاران سال میشود.
4. Nutation (پرسشن ناشی از ماه):
لرزشهای کوچک در زاویه محور زمین که روی پیشروی محوری سوار میشود. دوره آن حدود ۱۸.۶ سال است.
5. Axial Tilt (انحراف یا میل محوری):
زمین با زاویهای حدود ۲۳.۵ درجه نسبت به صفحه مدارش میچرخد. این زاویه ثابت نیست و در درازمدت کمی تغییر میکند.
6. Orbital Eccentricity (بیضوی بودن مدار):
مدار زمین به دور خورشید کاملاً دایرهای نیست بلکه کمی بیضوی است و این بیضویت با گذر زمان تغییر میکند (دورهای حدود ۱۰۰هزار سال).
👍2❤1👏1
*قوانین کپلر*
قوانین کپلر سه قانون مهم در مکانیک سماوی هستند که حرکات سیارات به دور خورشید را توصیف میکنند. این قوانین را یوهانس کپلر در اوایل قرن هفدهم بر اساس دادههای دقیق تیخو براهه تدوین کرد.
قانون اول کپلر – قانون مدارها (Law of Orbits):
> هر سیاره در مداری بیضیشکل به دور خورشید حرکت میکند، بهطوری که خورشید در یکی از دو کانون این بیضی قرار دارد.
یعنی مدار سیارات دایرهای نیست بلکه بیضی است.
خورشید دقیقاً در مرکز بیضی نیست، بلکه در یکی از کانونها قرار دارد.
قانون دوم کپلر – قانون مساحتها (Law of Areas):
> خط فرضی بین سیاره و خورشید در زمانهای مساوی، مساحتهای مساوی را جاروب میکند.
یعنی اگر سیاره در مدارش به خورشید نزدیکتر باشد، سریعتر حرکت میکند.
اگر از خورشید دورتر باشد، آهستهتر حرکت میکند.
این قانون بیانگر تغییر سرعت مداری سیارههاست.
قانون سوم کپلر – قانون تناسبها (Law of Periods):
> مربع دوره تناوب گردش یک سیاره (T²) با مکعب فاصله میانگین آن از خورشید (R³) متناسب است.
بهصورت ریاضی:
T^2 ~ R^3
یعنی اگر فاصلهی سیارهای از خورشید ۲ برابر شود، زمان گردش آن تقریباً ۲.۸ برابر میشود.
این قانون رابطهی ریاضی بین فاصله و زمان گردش سیارات را مشخص میکند.
قوانین کپلر سه قانون مهم در مکانیک سماوی هستند که حرکات سیارات به دور خورشید را توصیف میکنند. این قوانین را یوهانس کپلر در اوایل قرن هفدهم بر اساس دادههای دقیق تیخو براهه تدوین کرد.
قانون اول کپلر – قانون مدارها (Law of Orbits):
> هر سیاره در مداری بیضیشکل به دور خورشید حرکت میکند، بهطوری که خورشید در یکی از دو کانون این بیضی قرار دارد.
یعنی مدار سیارات دایرهای نیست بلکه بیضی است.
خورشید دقیقاً در مرکز بیضی نیست، بلکه در یکی از کانونها قرار دارد.
قانون دوم کپلر – قانون مساحتها (Law of Areas):
> خط فرضی بین سیاره و خورشید در زمانهای مساوی، مساحتهای مساوی را جاروب میکند.
یعنی اگر سیاره در مدارش به خورشید نزدیکتر باشد، سریعتر حرکت میکند.
اگر از خورشید دورتر باشد، آهستهتر حرکت میکند.
این قانون بیانگر تغییر سرعت مداری سیارههاست.
قانون سوم کپلر – قانون تناسبها (Law of Periods):
> مربع دوره تناوب گردش یک سیاره (T²) با مکعب فاصله میانگین آن از خورشید (R³) متناسب است.
بهصورت ریاضی:
T^2 ~ R^3
یعنی اگر فاصلهی سیارهای از خورشید ۲ برابر شود، زمان گردش آن تقریباً ۲.۸ برابر میشود.
این قانون رابطهی ریاضی بین فاصله و زمان گردش سیارات را مشخص میکند.
👍1
تفاوت حرکت وضعی و حرکت انتقالی زمین:
1. حرکت وضعی زمین (Rotation):
تعریف: چرخش زمین به دور محور فرضی خودش
مدت زمان: تقریباً هر ۲۴ ساعت (یک شبانهروز)
نتیجه: بهوجود آمدن شب و روز
جهت: از غرب به شرق (به همین دلیل خورشید از شرق طلوع میکند)
محور: محور شمالی-جنوبی زمین
2. حرکت انتقالی زمین (Revolution):
تعریف: گردش زمین به دور خورشید در یک مدار بیضیشکل
مدت زمان: تقریباً هر ۳۶۵.۲۵ روز (یک سال)
نتیجه: بهوجود آمدن چهار فصل
مسیر: در صفحهای به نام دایرهالبروج (Ecliptic Plane)
همراه با: انحراف محوری باعث تفاوت فصلها در دو نیمکره
1. حرکت وضعی زمین (Rotation):
تعریف: چرخش زمین به دور محور فرضی خودش
مدت زمان: تقریباً هر ۲۴ ساعت (یک شبانهروز)
نتیجه: بهوجود آمدن شب و روز
جهت: از غرب به شرق (به همین دلیل خورشید از شرق طلوع میکند)
محور: محور شمالی-جنوبی زمین
2. حرکت انتقالی زمین (Revolution):
تعریف: گردش زمین به دور خورشید در یک مدار بیضیشکل
مدت زمان: تقریباً هر ۳۶۵.۲۵ روز (یک سال)
نتیجه: بهوجود آمدن چهار فصل
مسیر: در صفحهای به نام دایرهالبروج (Ecliptic Plane)
همراه با: انحراف محوری باعث تفاوت فصلها در دو نیمکره
👍1
در مبحث مکانیک سماوی در مطالعه حرکت انتقالی زمین یک جرم نقطهای فرض میشود. در حالی که در حرکت وضعی زمین یک جسم وزین به نام ژیروسکوپ در نظر گرفته میشود.
تفاوت حرکت وضعی و حرکت انتقالی زمین:
در حرکت انتقالی زمین (Translational Motion):
زمین به عنوان یک جرم نقطهای (Point Mass) در نظر گرفته میشود.
دلیلش اینه که در مقیاس بزرگ نجومی، برای محاسبه حرکت مداری، جزئیاتی مثل چرخش یا شکل دقیق سیاره مهم نیست، فقط جرم کل و موقعیت مرکز جرم اهمیت دارد.
این سادهسازی به ما امکان میدهد تا حرکت زمین به دور خورشید را با قوانین کپلر و نیوتن بررسی کنیم.
در حرکت وضعی زمین (Rotational Motion):
زمین به عنوان یک جسم صلب (Rigid Body) با جرم گسترده و ممان اینرسی (Moment of Inertia) در نظر گرفته میشود.
ابزار اصلی برای درک این نوع حرکت، ژیروسکوپ (Gyroscope) است، که خاصیت پایداری محور چرخش و حفظ جهت را نشان میدهد.
تفاوت حرکت وضعی و حرکت انتقالی زمین:
در حرکت انتقالی زمین (Translational Motion):
زمین به عنوان یک جرم نقطهای (Point Mass) در نظر گرفته میشود.
دلیلش اینه که در مقیاس بزرگ نجومی، برای محاسبه حرکت مداری، جزئیاتی مثل چرخش یا شکل دقیق سیاره مهم نیست، فقط جرم کل و موقعیت مرکز جرم اهمیت دارد.
این سادهسازی به ما امکان میدهد تا حرکت زمین به دور خورشید را با قوانین کپلر و نیوتن بررسی کنیم.
در حرکت وضعی زمین (Rotational Motion):
زمین به عنوان یک جسم صلب (Rigid Body) با جرم گسترده و ممان اینرسی (Moment of Inertia) در نظر گرفته میشود.
ابزار اصلی برای درک این نوع حرکت، ژیروسکوپ (Gyroscope) است، که خاصیت پایداری محور چرخش و حفظ جهت را نشان میدهد.
❤3
*صفحه مداری ماه*
به صفحهای که ماه در آن به دور زمین میگردد، صفحه مداری ماه یا به انگلیسی the orbital plane of the Moon گفته میشود.
توضیح ساده:
ماه به دور زمین در یک مسیر بیضوی میچرخد، و این مسیر در یک صفحهی فرضی قرار دارد.
به این صفحه میگویند: صفحه مداری ماه (Moon’s orbital plane)
نکته مهم:
این صفحه کاملاً منطبق بر صفحه دایرهالبروج (ecliptic plane) نیست.
صفحه دایرهالبروج: صفحهای است که زمین در آن به دور خورشید میگردد.
صفحه مداری ماه نسبت به دایرهالبروج حدود ۵ درجه شیب دارد. به همین دلیل همیشه ماهگرفتگی یا خورشیدگرفتگی اتفاق نمیافتد، چون مدار ماه با مدار زمین کاملاً همراستا نیست.
به صفحهای که ماه در آن به دور زمین میگردد، صفحه مداری ماه یا به انگلیسی the orbital plane of the Moon گفته میشود.
توضیح ساده:
ماه به دور زمین در یک مسیر بیضوی میچرخد، و این مسیر در یک صفحهی فرضی قرار دارد.
به این صفحه میگویند: صفحه مداری ماه (Moon’s orbital plane)
نکته مهم:
این صفحه کاملاً منطبق بر صفحه دایرهالبروج (ecliptic plane) نیست.
صفحه دایرهالبروج: صفحهای است که زمین در آن به دور خورشید میگردد.
صفحه مداری ماه نسبت به دایرهالبروج حدود ۵ درجه شیب دارد. به همین دلیل همیشه ماهگرفتگی یا خورشیدگرفتگی اتفاق نمیافتد، چون مدار ماه با مدار زمین کاملاً همراستا نیست.
👍3
صفحه اِکلیپتیک (Ecliptic Plane) چیست؟
صفحه اکلیپتیک، صفحهای فرضی است که زمین در مدار خود به دور خورشید در آن حرکت میکند. به بیان سادهتر، این صفحه مسیر حرکت ظاهری خورشید در آسمان (از دید ناظر زمینی) را مشخص میکند.
ویژگیهای اصلی صفحه اکلیپتیک:
1. مبنای نجومی:
صفحه اکلیپتیک مبنای اصلی در دستگاه مختصات نجومی است.
2. زاویه با استوا:
صفحه استوای سماوی با صفحه اکلیپتیک حدود ۲۳٫۵ درجه زاویه دارد. این زاویه برابر با انحراف محور زمین (Obliquity) است.
3. حرکت ظاهری خورشید:
از دید زمین، خورشید در طول سال در امتداد این صفحه حرکت میکند. این مسیر را دایرهالبروج (Ecliptic) مینامند.
4. تلاقی با استوای سماوی:
این دو صفحه در دو نقطه یکدیگر را قطع میکنند که به آنها اعتدال بهاری (Spring Equinox) و اعتدال پاییزی (Autumn Equinox) گفته میشود.
صفحه اکلیپتیک، صفحهای فرضی است که زمین در مدار خود به دور خورشید در آن حرکت میکند. به بیان سادهتر، این صفحه مسیر حرکت ظاهری خورشید در آسمان (از دید ناظر زمینی) را مشخص میکند.
ویژگیهای اصلی صفحه اکلیپتیک:
1. مبنای نجومی:
صفحه اکلیپتیک مبنای اصلی در دستگاه مختصات نجومی است.
2. زاویه با استوا:
صفحه استوای سماوی با صفحه اکلیپتیک حدود ۲۳٫۵ درجه زاویه دارد. این زاویه برابر با انحراف محور زمین (Obliquity) است.
3. حرکت ظاهری خورشید:
از دید زمین، خورشید در طول سال در امتداد این صفحه حرکت میکند. این مسیر را دایرهالبروج (Ecliptic) مینامند.
4. تلاقی با استوای سماوی:
این دو صفحه در دو نقطه یکدیگر را قطع میکنند که به آنها اعتدال بهاری (Spring Equinox) و اعتدال پاییزی (Autumn Equinox) گفته میشود.
👍3❤1
*میل محوری زمین*
زاویه میل محوری زمین، یا بهطور دقیقتر زاویه انحراف محوری (Obliquity)، عبارت است از:
> زاویه بین محور دوران زمین و خط عمود بر صفحه دائرةالبروج (Ecliptic)
به زبان ساده:
زمین به دور خودش حول یک محور میچرخد (مثل فرفرهای که کمی کج است).
زمین همچنین به دور خورشید در یک صفحه خاص (صفحه دائرةالبروج) حرکت میکند.
اگر از صفحه دائرةالبروج یک خط عمود فرض کنیم، محور زمین نسبت به این خط عمود حدود 23.5 درجه انحراف دارد.
نکته جالب:
این زاویه ثابت نیست؛ در یک چرخه حدود 41 هزار ساله، بین 22.1 تا 24.5 درجه نوسان دارد.
این تغییرات روی شدت فصلها و حتی الگوهای یخبندان زمین (چرخههای میلانکویچ) تأثیر میگذارد.
زاویه میل محوری زمین، یا بهطور دقیقتر زاویه انحراف محوری (Obliquity)، عبارت است از:
> زاویه بین محور دوران زمین و خط عمود بر صفحه دائرةالبروج (Ecliptic)
به زبان ساده:
زمین به دور خودش حول یک محور میچرخد (مثل فرفرهای که کمی کج است).
زمین همچنین به دور خورشید در یک صفحه خاص (صفحه دائرةالبروج) حرکت میکند.
اگر از صفحه دائرةالبروج یک خط عمود فرض کنیم، محور زمین نسبت به این خط عمود حدود 23.5 درجه انحراف دارد.
نکته جالب:
این زاویه ثابت نیست؛ در یک چرخه حدود 41 هزار ساله، بین 22.1 تا 24.5 درجه نوسان دارد.
این تغییرات روی شدت فصلها و حتی الگوهای یخبندان زمین (چرخههای میلانکویچ) تأثیر میگذارد.
👍3
Forwarded from مرجع تخصصی نقشهبرداری | آپسیس
راه قبولی در آزمون نظام مهندسی نقشهبرداری از نشریات میگذرد
شروع از همین امروز دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ساعت ۱۶
📃 دورهٔ آنلاین مرور دستور العمل های همسان نقشه برداری نشریات 119 📃
✏️ بررسی محتوایی همراه با حل سوالات سالهای گذشته و تستهای تألیفی
✏️ بررسی نشریات جدید
📌 نحوه صحیح برچسب گذاری
📈 بررسی جداول و اعداد مهم، تعاریف و اصطلاحات
📽️ مشاهده فیلم دوره بر روی موبایل
✋🏻 پشتیبانی و رفع اشکال
مشاوره 👈🏻
📱09357980738
@mohamadmirzaali
.
شروع از همین امروز دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ساعت ۱۶
📃 دورهٔ آنلاین مرور دستور العمل های همسان نقشه برداری نشریات 119 📃
✏️ بررسی محتوایی همراه با حل سوالات سالهای گذشته و تستهای تألیفی
✏️ بررسی نشریات جدید
📌 نحوه صحیح برچسب گذاری
📈 بررسی جداول و اعداد مهم، تعاریف و اصطلاحات
📽️ مشاهده فیلم دوره بر روی موبایل
✋🏻 پشتیبانی و رفع اشکال
مشاوره 👈🏻
📱09357980738
@mohamadmirzaali
.
👍2
اصلیترین کاربرد فتوگرامتری هوایی، تولید نقشههای توپوگرافی (نقشههای ارتفاعی زمین) است. در این فرآیند با استفاده از تصاویر هوایی که با هم پوشش دارند (overlap)، مدل سهبعدی از سطح زمین ایجاد میشود و میتوان خطوط تراز، نقاط ارتفاعی و ویژگیهای سطح زمین را استخراج کرد.
علاوه بر این، فتوگرامتری هوایی کاربردهای دیگری هم دارد، مثل:
تهیه نقشههای کاداستر (املاک و اراضی)
پایش تغییرات زمین (فرسایش، رانش، تغییرات کاربری)
برنامهریزی شهری و روستایی
مطالعات منابع طبیعی (جنگل، مرتع، آب)
پروژههای عمرانی (مسیر راه، سد، شبکه حملونقل)
.
علاوه بر این، فتوگرامتری هوایی کاربردهای دیگری هم دارد، مثل:
تهیه نقشههای کاداستر (املاک و اراضی)
پایش تغییرات زمین (فرسایش، رانش، تغییرات کاربری)
برنامهریزی شهری و روستایی
مطالعات منابع طبیعی (جنگل، مرتع، آب)
پروژههای عمرانی (مسیر راه، سد، شبکه حملونقل)
.
👍3
سؤال: کدام یک از گزینههای زیر به درستی بیانگر دلیل اصلی استفاده از فتوگرامتری هوایی برای تولید نقشههای توپوگرافی است؟
1) فتوگرامتری هوایی فقط مختص تهیه تصاویر رنگی زمین است.
2) فتوگرامتری هوایی امکان برداشت ارتفاعی سطح زمین را با دقت بالا و بهصورت غیرمستقیم فراهم میسازد.
3) در فتوگرامتری هوایی تنها مختصات مسطحاتی (X و Y) استخراج میشود و اطلاعات ارتفاعی وجود ندارد.
4) به دلیل محدود بودن پوشش تصاویر، فتوگرامتری هوایی در تهیه نقشههای توپوگرافی کاربرد ندارد.
پاسخ صحیح:
2) فتوگرامتری هوایی امکان برداشت ارتفاعی سطح زمین را با دقت بالا و بهصورت غیرمستقیم فراهم میسازد.
1) فتوگرامتری هوایی فقط مختص تهیه تصاویر رنگی زمین است.
2) فتوگرامتری هوایی امکان برداشت ارتفاعی سطح زمین را با دقت بالا و بهصورت غیرمستقیم فراهم میسازد.
3) در فتوگرامتری هوایی تنها مختصات مسطحاتی (X و Y) استخراج میشود و اطلاعات ارتفاعی وجود ندارد.
4) به دلیل محدود بودن پوشش تصاویر، فتوگرامتری هوایی در تهیه نقشههای توپوگرافی کاربرد ندارد.
پاسخ صحیح:
2) فتوگرامتری هوایی امکان برداشت ارتفاعی سطح زمین را با دقت بالا و بهصورت غیرمستقیم فراهم میسازد.
👍2
مقیاس عکسبرداری هوایی به دو عامل اصلی وابسته است:
۱. ارتفاع پرواز (H):
فاصله عمودی بین دوربین (یا هواپیما) تا سطح زمین.
هرچه ارتفاع بیشتر باشد، مقیاس کوچکتر میشود.
۲. فاصله کانونی دوربین (f):
فاصله بین عدسی دوربین و سطح فیلم یا حسگر.
هرچه فاصله کانونی بیشتر باشد، مقیاس بزرگتر میشود.
فرمول اصلی مقیاس عکس
S=f/H
که معمولاً به صورت یک نسبت نوشته میشود، مثلاً 1:10,000
بنابراین:
با افزایش ارتفاع پرواز → مقیاس کوچکتر میشود (جزئیات کمتر، پوشش بیشتر).
با افزایش فاصله کانونی → مقیاس بزرگتر میشود (جزئیات بیشتر، پوشش کمتر).
۱. ارتفاع پرواز (H):
فاصله عمودی بین دوربین (یا هواپیما) تا سطح زمین.
هرچه ارتفاع بیشتر باشد، مقیاس کوچکتر میشود.
۲. فاصله کانونی دوربین (f):
فاصله بین عدسی دوربین و سطح فیلم یا حسگر.
هرچه فاصله کانونی بیشتر باشد، مقیاس بزرگتر میشود.
فرمول اصلی مقیاس عکس
S=f/H
که معمولاً به صورت یک نسبت نوشته میشود، مثلاً 1:10,000
بنابراین:
با افزایش ارتفاع پرواز → مقیاس کوچکتر میشود (جزئیات کمتر، پوشش بیشتر).
با افزایش فاصله کانونی → مقیاس بزرگتر میشود (جزئیات بیشتر، پوشش کمتر).
👍2
عبارت lp/mm مخفف line pairs per millimeter است و به فارسی یعنی "جفتخط در هر میلیمتر".
این واحد، معیاری برای سنجش وضوح یا توان تفکیک (رزولوشن) یک سیستم تصویربرداری (مثل لنز، فیلم، حسگر دوربین یا عکس هوایی) است.
تعریف ساده:
یک جفتخط (line pair) شامل یک خط سیاه و یک خط سفید است.
اگر یک سیستم بتواند در یک میلیمتر، مثلاً 10 جفتخط را از هم تفکیک کند، گفته میشود توان تفکیک آن 10 lp/mm است.
کاربرد در فتوگرامتری:
در عکسهای هوایی، هرچه مقدار lp/mm بالاتر باشد، جزئیات بیشتری قابل تشخیصاند و عکس شفافتر و دقیقتر است.
این پارامتر برای ارزیابی کیفیت عدسیها و فیلمها در عکسبرداری هوایی اهمیت زیادی دارد.
این واحد، معیاری برای سنجش وضوح یا توان تفکیک (رزولوشن) یک سیستم تصویربرداری (مثل لنز، فیلم، حسگر دوربین یا عکس هوایی) است.
تعریف ساده:
یک جفتخط (line pair) شامل یک خط سیاه و یک خط سفید است.
اگر یک سیستم بتواند در یک میلیمتر، مثلاً 10 جفتخط را از هم تفکیک کند، گفته میشود توان تفکیک آن 10 lp/mm است.
کاربرد در فتوگرامتری:
در عکسهای هوایی، هرچه مقدار lp/mm بالاتر باشد، جزئیات بیشتری قابل تشخیصاند و عکس شفافتر و دقیقتر است.
این پارامتر برای ارزیابی کیفیت عدسیها و فیلمها در عکسبرداری هوایی اهمیت زیادی دارد.
👍3