📷 عکس از «فلورین بروئر»
در پیش زمینهی این عکس پانورامیک از راهشیری، بعضی از نادرترین درختان روی زمین دیده میشود. اینها با نام درختان تیردان شناخته میشوند. در گذشته از چوب آنها برای نگهداشتن دارت استفاده میشده و به همین دلیل نامشان تیردان است. این درختان معمولا در جنوب آفریقا رشد میکنند. این عکس پانوراما در جنوب نامیبیا گرفته شده است. ارتفاع بعضی از بلندترین درختان تیردان این پارک به ۳۰۰ متر میرسد. پشت درختها نور شهر کوچک «کیتمانشوپ» در نامیبیا دیده میشود. در آسمان میتوان کمان زیبای راهشیری را دید. در سمت چپ عکس کهکشانهای اقماری زمین به نام ابرهای ماژلانی بزرگ و کوچک دیده میشوند.
📸 تصویر نجومی روز ناسا (۲۶ اردیبهشت ۹۵): راهشیری برفراز جنگل درخت تیردان
✅ به روز ترین تصاویر ناسا را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
در پیش زمینهی این عکس پانورامیک از راهشیری، بعضی از نادرترین درختان روی زمین دیده میشود. اینها با نام درختان تیردان شناخته میشوند. در گذشته از چوب آنها برای نگهداشتن دارت استفاده میشده و به همین دلیل نامشان تیردان است. این درختان معمولا در جنوب آفریقا رشد میکنند. این عکس پانوراما در جنوب نامیبیا گرفته شده است. ارتفاع بعضی از بلندترین درختان تیردان این پارک به ۳۰۰ متر میرسد. پشت درختها نور شهر کوچک «کیتمانشوپ» در نامیبیا دیده میشود. در آسمان میتوان کمان زیبای راهشیری را دید. در سمت چپ عکس کهکشانهای اقماری زمین به نام ابرهای ماژلانی بزرگ و کوچک دیده میشوند.
📸 تصویر نجومی روز ناسا (۲۶ اردیبهشت ۹۵): راهشیری برفراز جنگل درخت تیردان
✅ به روز ترین تصاویر ناسا را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
🕷سوسکهای سرگین غلتان با ستارهها جهتیابی میکنند
✅ به روز ترین دانستنی ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
✅ به روز ترین دانستنی ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
محققان پی بردهاند که سوسکهای سرگین غلتان تصویری از موقعیت خورشید، ماه و ستارهها در ذهنشان ثبت کرده و با استفاده از همان تصویر جهتیابی میکنند.
✅ به روز ترین دانستنی ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
دانشمندان سوئدی پی بردند که سوسکهای سرگین غلتان هنگام حرکت فضولات حیوانات تصویری از آسمان را ثبت میکند. این سوسکها هنگام حرکت به طور پیوسته تصویر ذخیره شده در ذهنشان را با مکانی که در آن قرار دارند، مقایسه میکنند. محققان میگویند مهارتهای جهتیابی این سوسک میتواند به توسعهی خودروهای بدون راننده کمک کند.
پژوهشهای قبلی نشان دادهاند که سوسکهای سرگین غلتان در جهتیابی به وسیلهی نور کهکشان راه شیری مهارت شگفتانگیزی دارند. این تحقیق جدید بر مبنای پژوهشهای قبلی قرار دارد و نکتهی جدیدی که اضافه کرده این است که نشان میدهد آنها چگونه تصاویر آسمان را در مغزشان ذخیره کرده و از آن استفاده میکنند.
اما این سوسکها این کار را چگونه انجام میدهند؟ این فرایند وقتی آغاز میشود که آنها برای غذا وارد رقابت میشوند. سوسکهای سرگین غلتان وارد تپهای از فضولات میشوند و باید تکهای از آن را برای خودشان بردارند. آنها تکهای را از تپه جدا کرده و آن را به شکل یک توپ درمیآورند و باید برای دور کردن آن از رقیبان هم آماده شوند. هر چه این سوسکها سریعتر بتوانند دور شوند، شانس تامین غذا و بقایشان بیشتر میشود.
وقتی که فضله به یک توپ تبدیل میشود، سوسک روی آن شروع به رقص میکند. به این صورت که روی توپ میرود و آن را در محور عمودی آن میچرخاند. این سوسک چند لحظه روی فضله باقی میماند و برای پیدا کردن جهتاش از ستارهها کمک میگیرد.
براساس گفتهی محققان، لحظهای که سوسک ماهرانه روی کرهی بدبو میرقصد، برای گرفتن تصویر ذهنی از آسمان اهمیت زیادی دارد. دکتر ال یوندی میگوید: «در آن وضعیت، آنها میتوانند آسمان را اسکن کرده و تصویری از آن در ذهنشان ثبت کنند، و وقتی که شروع به غلتاندن توپ میکنند، سعی دارند که به طور مداوم منظرهی واقعی آسمان را با تصویر ذهنیشان مقایسه کنند. این کار آنها را در مسیر مستقیمی قرار میدهد.»
در سراسر جهان، هزاران گونهی سوسک سرگین غلتان وجود دارد که از فضولات حیوانات تغذیه میکنند. بعضی از این موجودات در طول زمان و با تکامل راههایی پیدا کردهاند که بتوانند این فضولات را بردارند و به شکل یک گلولهی توپ دربیاورند و آن را به سرعت از چنگال رقیبانشان دور کنند. سپس این موجودات فضله را دفن کرده و از آن به عنوان منبع غذایی و خوابگاهی برای فرزندانشان استفاده میکنند.
اما جهتیابی برای تمام تلاشهای آنها بسیار ضروری است و حالا دانشمندان در سوئد جزییات جدیدی دربارهی مهارتهای خارقالعادهی آنها کشف کردهاند.
این محققان پژوهشهایشان را در ساختمان ویژهای با آسمان مصنوعی در آفریقای جنوبی انجام دادند. این تیم میتوانست میزان نور و موقعیت اجرام آسمانی را کنترل کند. آنها پی بردند که سوسکهای سرگین غلتان چیزهای زیادی میبینند که ما انسانها نمیتوانیم آنها را ببینیم. این موارد شامل دامنههای رنگی خاص آسمان و نور پولاریزه میشود.
دکتر «باسیل ال یوندی»، سرپرست این تیم پژوهشی میگوید: «مثلا اگر این سوسک فقط از خورشید برای جهتیابی استفاده کند، در هوای ابری گم میشود. برای اینکه این سیستم خوب کار کند، باید نشانههای بسیار زیادی را تشخیص دهد. به همین دلیل است که آنها تا جایی که میتوانند از نشانهای آسمانی زیادی استفاده میکنند.»
✅ به روز ترین دانستنی ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
مورچهها هم میتوانند هنگام جهتیابی تصاویری ذهنی ذخیره کنند، اما این تصاویر فقط از محیط اطرافشان گرفته شده است.
دکتر یوندی میگوید یافتههای آنها دربارهی اینکه سوسکهای سرگین غلتان چگونه اطلاعات گرفته شده از آسمان را پردازش میکنند، میتواند به انسانها در توسعهی وسایل نقلیهی خودران کمک کند. او گفته است: «ما بر مبنای این نتایج، میتوانیم رباتها یا الگوریتمهایی بسازیم که به ماشینهای خودران کمک میکنند که بدون نیاز به ورود داده به سیستمشان جهتیابی کنند.»
🖋 منبع: Christian Science Monitor
✅ به روز ترین دانستنی ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
دانشمندان سوئدی پی بردند که سوسکهای سرگین غلتان هنگام حرکت فضولات حیوانات تصویری از آسمان را ثبت میکند. این سوسکها هنگام حرکت به طور پیوسته تصویر ذخیره شده در ذهنشان را با مکانی که در آن قرار دارند، مقایسه میکنند. محققان میگویند مهارتهای جهتیابی این سوسک میتواند به توسعهی خودروهای بدون راننده کمک کند.
پژوهشهای قبلی نشان دادهاند که سوسکهای سرگین غلتان در جهتیابی به وسیلهی نور کهکشان راه شیری مهارت شگفتانگیزی دارند. این تحقیق جدید بر مبنای پژوهشهای قبلی قرار دارد و نکتهی جدیدی که اضافه کرده این است که نشان میدهد آنها چگونه تصاویر آسمان را در مغزشان ذخیره کرده و از آن استفاده میکنند.
اما این سوسکها این کار را چگونه انجام میدهند؟ این فرایند وقتی آغاز میشود که آنها برای غذا وارد رقابت میشوند. سوسکهای سرگین غلتان وارد تپهای از فضولات میشوند و باید تکهای از آن را برای خودشان بردارند. آنها تکهای را از تپه جدا کرده و آن را به شکل یک توپ درمیآورند و باید برای دور کردن آن از رقیبان هم آماده شوند. هر چه این سوسکها سریعتر بتوانند دور شوند، شانس تامین غذا و بقایشان بیشتر میشود.
وقتی که فضله به یک توپ تبدیل میشود، سوسک روی آن شروع به رقص میکند. به این صورت که روی توپ میرود و آن را در محور عمودی آن میچرخاند. این سوسک چند لحظه روی فضله باقی میماند و برای پیدا کردن جهتاش از ستارهها کمک میگیرد.
براساس گفتهی محققان، لحظهای که سوسک ماهرانه روی کرهی بدبو میرقصد، برای گرفتن تصویر ذهنی از آسمان اهمیت زیادی دارد. دکتر ال یوندی میگوید: «در آن وضعیت، آنها میتوانند آسمان را اسکن کرده و تصویری از آن در ذهنشان ثبت کنند، و وقتی که شروع به غلتاندن توپ میکنند، سعی دارند که به طور مداوم منظرهی واقعی آسمان را با تصویر ذهنیشان مقایسه کنند. این کار آنها را در مسیر مستقیمی قرار میدهد.»
در سراسر جهان، هزاران گونهی سوسک سرگین غلتان وجود دارد که از فضولات حیوانات تغذیه میکنند. بعضی از این موجودات در طول زمان و با تکامل راههایی پیدا کردهاند که بتوانند این فضولات را بردارند و به شکل یک گلولهی توپ دربیاورند و آن را به سرعت از چنگال رقیبانشان دور کنند. سپس این موجودات فضله را دفن کرده و از آن به عنوان منبع غذایی و خوابگاهی برای فرزندانشان استفاده میکنند.
اما جهتیابی برای تمام تلاشهای آنها بسیار ضروری است و حالا دانشمندان در سوئد جزییات جدیدی دربارهی مهارتهای خارقالعادهی آنها کشف کردهاند.
این محققان پژوهشهایشان را در ساختمان ویژهای با آسمان مصنوعی در آفریقای جنوبی انجام دادند. این تیم میتوانست میزان نور و موقعیت اجرام آسمانی را کنترل کند. آنها پی بردند که سوسکهای سرگین غلتان چیزهای زیادی میبینند که ما انسانها نمیتوانیم آنها را ببینیم. این موارد شامل دامنههای رنگی خاص آسمان و نور پولاریزه میشود.
دکتر «باسیل ال یوندی»، سرپرست این تیم پژوهشی میگوید: «مثلا اگر این سوسک فقط از خورشید برای جهتیابی استفاده کند، در هوای ابری گم میشود. برای اینکه این سیستم خوب کار کند، باید نشانههای بسیار زیادی را تشخیص دهد. به همین دلیل است که آنها تا جایی که میتوانند از نشانهای آسمانی زیادی استفاده میکنند.»
✅ به روز ترین دانستنی ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
مورچهها هم میتوانند هنگام جهتیابی تصاویری ذهنی ذخیره کنند، اما این تصاویر فقط از محیط اطرافشان گرفته شده است.
دکتر یوندی میگوید یافتههای آنها دربارهی اینکه سوسکهای سرگین غلتان چگونه اطلاعات گرفته شده از آسمان را پردازش میکنند، میتواند به انسانها در توسعهی وسایل نقلیهی خودران کمک کند. او گفته است: «ما بر مبنای این نتایج، میتوانیم رباتها یا الگوریتمهایی بسازیم که به ماشینهای خودران کمک میکنند که بدون نیاز به ورود داده به سیستمشان جهتیابی کنند.»
🖋 منبع: Christian Science Monitor
انتقال آب بینحوضهای، موضوعی که از آن کمتر میدانیم
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
بحث انتقال آب بینحوضهای یکی از داغترین خبرهای روز ایران است که این روزها اغلب شاهد مناظرات بیپایان موافقان و مخالفان این طرح در فضای مجازی و رسانهها هستیم. هدف از این نوشتار به هیچوجه قضاوت یا مخالفت و یا حتی جانبداری نیست؛ تنها قصد داریم تا اصل موضوع را از منظری دیگر ریشهیابی کنیم.
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
انتقال آب بینحوضهای چیست؟
انتقال آب بینحوضهای که در زبان انگلیسی از آن تحت عنوان (Inter-basin transfer or Trans-basin diversion or Hyphenated) یاد میشود، در اصل اشاره دارد به طرحهای انسانساز انتقال آب از یک حوضه آبخیز در دسترس به حوضه دیگری که آب در آنجا یا کمتر در دسترس است یا منطقهای است که به باور برخی نیازمند توسعه میباشد. هدف از این نوع طرحها را در یک جمله میتوان اینطور خلاصه کرد: «حل مقطعی مشکل کمآبی یا بیبرقی در حوضه مقصد»
دستاندرکاران پروژههای انتقال آب بین حوضهای به ندرت مثل موردی همچون کانال پیروزی (Prosperity Canal or Nahar Al-aaz) عراق که در سال ۱۹۹۳م. آب را به صورت غیرمستقیم از دجله به فرات برد و مجموع وسعت ۳ تالاب بزرگ و حیاتی بینالنهرین را به یکدهم مقدار طبیعی کاهش داد، اهداف سیاسی را دنبال میکنند.
چنین طرحهایی از منظر تاریخی بیسابقه نیستند اما نمونههای جدیدتری از آنها وجود دارد که به نوعی شاید قابلتعمقتر هستند و به همین منظور بیشتر هم مورد توجه قرار میگیرند و به آنها استناد میشود:
نخستین نمونههای مدرن انتقال آب بینحوضهای در قرن ۱۹م. و در کشورهای استرالیا، هند و ایالات متحده آمریکا انجام شد. شایان ذکر است که اگر چنین دست توسعههایی در آنزمان انجام نمیشد امروز شهرهای بزرگی مانند دنور و یا لوسآنجلس به شکلی که امروز هستند، وجود نداشتند.
اما در قرن ۲۰م. پروژههای مشابه دیگری در سایر جاها از جمله توسط رژیم اشغالگر قدس و کشورهای کانادا و چین دنبال شد. پروژههایی مانند انقلاب سبز هند (Green Revolution in India) و توسعه پروژههای انرژی آبی در کانادا نیز بدون چنین انتقالهای آب انسانسازی عملاً قابل اجرا نبودند.
مشکل کجاست؟
از آنجایی که انتقال آب بین حوضههای طبیعی میتواند هم حوضه مبداء و هم حوضه مقصد را تحتتاثیر قرار دهد و به نوعی حتی آب این مناطق را هم تقلیل دهد لذا این پروژهها در برخی جاها و بالاخص بعد از طی یک دوره زمانی اغلب مناقشهبرانگیز میشوند. اصل بحث هم بیشتر حول چند محور متمرکز است: مقیاس، هزینه، تاثیرات حاصل از توسعه، تاثیرات اجتماعی و مهمتر از همه تاثیرات زیستمحیطی.
بعضی دیگر از دغدغهها به تاثیراتی برمیگردد که چنین پروژههای کلانی میتوانند بر تغییرات اقلیمی یا حتی امکان دسترسی به منابع قابلاستحصال آب در آینده داشته باشند. نباید فراموش کرد که یک پروژه انتقال آب نیازمند منابع کلان مالی، طراحی زیرساختهای خصوصی و عمومی در مقیاس کلان است و به همه اینها اضافه کنید تغییر و تخریب بلندمدت، غیرقابلجبران محیطزیست و عدم قطعیت ۱۰۰ درصد در فاز اجرایی را که به نوبه خود قابلتعمق هستند. یکی دیگر از مشکلات این مساله بحث قانونی استحصال آب و استفاده از حقابه مجاز است. نظر به اینکه چرخش آب در حوضههای آبی بعنوان منابع طبیعی تابع مرزبندیهای کشوری نیست لذا اغلب برداشت از یک حوضه و انتقال به حوضه دیگر مشکلات خاص خود را به دنبال خواهد داشت مخصوصاً اگر برداشت از حوضه مبداء به نوعی کشور دیگری را هم متاثر سازد.
چرا انتقال آب بینحوضهای؟
منابع آب شیرین در جهان به نوعی توزیع اتفاقی دارند و در این میان سهم کشورهای خشک و نیمهخشک اغلب در حدی نیست که بتوانند نیاز جمعیت رو به افزایش خود را تامین کنند. در نتیجه یک دلیل عمده مدیران و تصمیمگیران در کلید زدن چنین پروژههایی، رفع مشکل کمآبی است. کشور چین یکی از مهمترین مثالها در اجرای چنین پروژههایی است. همانطور که میدانید، نواحی جنوبی چین معتدل و شمال آن بشدت خشک است به همین دلیل این کشور بیش از ۲۰ پروژه انتقال فیزیکی آب آنهم به طول بالغ بر ۷.۲۰۰ کیلومتر را صرفاً در راستای حل معضل کمآبی اجرایی کرده و این تنها آمار مربوط به پروژههای فیزیکی است در حالی که چین در راستای حل مشکل کمآبی نواحی شمالی یکسری پروژههای مجازی را هم در دستورکار قرار داده که اینموارد در حال حاضر موضوع این بحث نیستند.
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
انتقال آب بینحوضهای چیست؟
انتقال آب بینحوضهای که در زبان انگلیسی از آن تحت عنوان (Inter-basin transfer or Trans-basin diversion or Hyphenated) یاد میشود، در اصل اشاره دارد به طرحهای انسانساز انتقال آب از یک حوضه آبخیز در دسترس به حوضه دیگری که آب در آنجا یا کمتر در دسترس است یا منطقهای است که به باور برخی نیازمند توسعه میباشد. هدف از این نوع طرحها را در یک جمله میتوان اینطور خلاصه کرد: «حل مقطعی مشکل کمآبی یا بیبرقی در حوضه مقصد»
دستاندرکاران پروژههای انتقال آب بین حوضهای به ندرت مثل موردی همچون کانال پیروزی (Prosperity Canal or Nahar Al-aaz) عراق که در سال ۱۹۹۳م. آب را به صورت غیرمستقیم از دجله به فرات برد و مجموع وسعت ۳ تالاب بزرگ و حیاتی بینالنهرین را به یکدهم مقدار طبیعی کاهش داد، اهداف سیاسی را دنبال میکنند.
چنین طرحهایی از منظر تاریخی بیسابقه نیستند اما نمونههای جدیدتری از آنها وجود دارد که به نوعی شاید قابلتعمقتر هستند و به همین منظور بیشتر هم مورد توجه قرار میگیرند و به آنها استناد میشود:
نخستین نمونههای مدرن انتقال آب بینحوضهای در قرن ۱۹م. و در کشورهای استرالیا، هند و ایالات متحده آمریکا انجام شد. شایان ذکر است که اگر چنین دست توسعههایی در آنزمان انجام نمیشد امروز شهرهای بزرگی مانند دنور و یا لوسآنجلس به شکلی که امروز هستند، وجود نداشتند.
اما در قرن ۲۰م. پروژههای مشابه دیگری در سایر جاها از جمله توسط رژیم اشغالگر قدس و کشورهای کانادا و چین دنبال شد. پروژههایی مانند انقلاب سبز هند (Green Revolution in India) و توسعه پروژههای انرژی آبی در کانادا نیز بدون چنین انتقالهای آب انسانسازی عملاً قابل اجرا نبودند.
مشکل کجاست؟
از آنجایی که انتقال آب بین حوضههای طبیعی میتواند هم حوضه مبداء و هم حوضه مقصد را تحتتاثیر قرار دهد و به نوعی حتی آب این مناطق را هم تقلیل دهد لذا این پروژهها در برخی جاها و بالاخص بعد از طی یک دوره زمانی اغلب مناقشهبرانگیز میشوند. اصل بحث هم بیشتر حول چند محور متمرکز است: مقیاس، هزینه، تاثیرات حاصل از توسعه، تاثیرات اجتماعی و مهمتر از همه تاثیرات زیستمحیطی.
بعضی دیگر از دغدغهها به تاثیراتی برمیگردد که چنین پروژههای کلانی میتوانند بر تغییرات اقلیمی یا حتی امکان دسترسی به منابع قابلاستحصال آب در آینده داشته باشند. نباید فراموش کرد که یک پروژه انتقال آب نیازمند منابع کلان مالی، طراحی زیرساختهای خصوصی و عمومی در مقیاس کلان است و به همه اینها اضافه کنید تغییر و تخریب بلندمدت، غیرقابلجبران محیطزیست و عدم قطعیت ۱۰۰ درصد در فاز اجرایی را که به نوبه خود قابلتعمق هستند. یکی دیگر از مشکلات این مساله بحث قانونی استحصال آب و استفاده از حقابه مجاز است. نظر به اینکه چرخش آب در حوضههای آبی بعنوان منابع طبیعی تابع مرزبندیهای کشوری نیست لذا اغلب برداشت از یک حوضه و انتقال به حوضه دیگر مشکلات خاص خود را به دنبال خواهد داشت مخصوصاً اگر برداشت از حوضه مبداء به نوعی کشور دیگری را هم متاثر سازد.
چرا انتقال آب بینحوضهای؟
منابع آب شیرین در جهان به نوعی توزیع اتفاقی دارند و در این میان سهم کشورهای خشک و نیمهخشک اغلب در حدی نیست که بتوانند نیاز جمعیت رو به افزایش خود را تامین کنند. در نتیجه یک دلیل عمده مدیران و تصمیمگیران در کلید زدن چنین پروژههایی، رفع مشکل کمآبی است. کشور چین یکی از مهمترین مثالها در اجرای چنین پروژههایی است. همانطور که میدانید، نواحی جنوبی چین معتدل و شمال آن بشدت خشک است به همین دلیل این کشور بیش از ۲۰ پروژه انتقال فیزیکی آب آنهم به طول بالغ بر ۷.۲۰۰ کیلومتر را صرفاً در راستای حل معضل کمآبی اجرایی کرده و این تنها آمار مربوط به پروژههای فیزیکی است در حالی که چین در راستای حل مشکل کمآبی نواحی شمالی یکسری پروژههای مجازی را هم در دستورکار قرار داده که اینموارد در حال حاضر موضوع این بحث نیستند.
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
www.apsis.ir
انتقال آب بینحوضهای، موضوعی که از آن کمتر میدانیم
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
انتقال آب بینحوضهای، موضوعی که از آن کمتر میدانیم
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
بزرگترین پروژههای انتقال آب بین حوضهای در دنیا
همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، بحث انتقال آب بین حوضهای بیشتر در مناطق خشک و نیمهخشک موضوعیت دارد بر این اساس دو پروژه کلان در دنیا انجام شده که عبارت است از ۱- پروژه رودخانه انسانساخت بزرگ (Great Man-Made River Project: GMMRP) در کشور لیبی که هدف از آن پمپاژ آب زیرزمینی از آبخوان موسوم به سریر و کوفرا (Sarir and Kufra) واقع در جنوبشرقی این کشور به ناحیه جنوبغربی عنوان شد و ۲- پروژه انتقال آب جنوب به شمال چین که قرار است به محض اتمام پروژه در سال ۲۰۵۰م. قریب ۴۵ میلیارد مترمکعب آب را هرساله از رودخانههای موسوم به یلو (Yellow)، یانگتسه(Yangtze) و چند رودخانه دیگر به شمال این کشور انتقال دهد.
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، بحث انتقال آب بین حوضهای بیشتر در مناطق خشک و نیمهخشک موضوعیت دارد بر این اساس دو پروژه کلان در دنیا انجام شده که عبارت است از ۱- پروژه رودخانه انسانساخت بزرگ (Great Man-Made River Project: GMMRP) در کشور لیبی که هدف از آن پمپاژ آب زیرزمینی از آبخوان موسوم به سریر و کوفرا (Sarir and Kufra) واقع در جنوبشرقی این کشور به ناحیه جنوبغربی عنوان شد و ۲- پروژه انتقال آب جنوب به شمال چین که قرار است به محض اتمام پروژه در سال ۲۰۵۰م. قریب ۴۵ میلیارد مترمکعب آب را هرساله از رودخانههای موسوم به یلو (Yellow)، یانگتسه(Yangtze) و چند رودخانه دیگر به شمال این کشور انتقال دهد.
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
پروژه انتقال آب بین حوضه ای لیبی 🇱🇾
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
محیطزیستیها ترازوی خود را چگونه در پروژههای کلان مقیاس تنظیم میکنند؟
بدیهی است که هر پروژه کلان مقیاس، منافع و مضرات خاص خود را دارد و مهندسان دستاندرکار چنین طرحهایی میبایست هر دو بعد مساله را با دقت و بدون هرگونه پیشداوری خاص مورد ارزیابی قرار دهند. علم محیطزیست نیز در این راستا راهکارهای خاص خود را دارد، کسانی که حفظ محیطزیست را مانع توسعه تلقی میکنند، بدونتردید برداشتی نادرست از این علم دارند. علم محیطزیست سالهاست که توانایی خود را در پروژههایی مانند ارزیابی اثرات زیستمحیطی و طرحهای آمایش سرزمین آنهم در تجارب بینالمللی ثابت کرده است. تحقیق، تجربه و آزمون و خطا نشان میدهد که اگر بشر به قواعد خاص طبیعت احترام نگذارد، به طور قطع متضرر خواهد شد. هیچ دانشآموخته محیطزیستی نمیتواند و نباید منافع کلان اقتصادی و اجتماعی را نادیده بگیرد اما این امر به هیچوجه ضرر و زیانهای بلندمدت را توجیه نمیکند. ارزیابی اثرات زیستمحیطی و طرحهای آمایش سرزمین دقیقاً به این منظور تعریف شدهاند که بتوانند با زبان مهندسی تاثیرات مراحل مختلف یک پروژه را در محیط از فاز اجرایی گرفته تا فاز بهرهبرداری به دقت برای مهندسان سازه و عمران تشریح کنند. بدیهی است که اگر مهندسان سازه، عمران و سدسازی، آب و فاضلاب و محیطزیست بتوانند با هدف منافع کلان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی حضور یکدیگر را در چنین پروژههای کلان مقیاسی تاب آورند آنگاه احتمال بروز ضرر و زیان یا مخاطرات آتی نیز بشدت کاهش پیدا خواهد کرد.
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
نظر به اهمیت مساله انتقال آب بینحوضهای، گروه دانش دیجیکالامگ در نظر دارد تا در آینده سری جدیدی از مقالات مرتبط با این موضوع شامل تجارب گوناگون بینالمللی را ارائه نماید لذا اگر شما نیز به این موضوع علاقهمند هستید، لطفاً در ادامه این بحث با ما باشید.
این بحث ادامه دارد…
بدیهی است که هر پروژه کلان مقیاس، منافع و مضرات خاص خود را دارد و مهندسان دستاندرکار چنین طرحهایی میبایست هر دو بعد مساله را با دقت و بدون هرگونه پیشداوری خاص مورد ارزیابی قرار دهند. علم محیطزیست نیز در این راستا راهکارهای خاص خود را دارد، کسانی که حفظ محیطزیست را مانع توسعه تلقی میکنند، بدونتردید برداشتی نادرست از این علم دارند. علم محیطزیست سالهاست که توانایی خود را در پروژههایی مانند ارزیابی اثرات زیستمحیطی و طرحهای آمایش سرزمین آنهم در تجارب بینالمللی ثابت کرده است. تحقیق، تجربه و آزمون و خطا نشان میدهد که اگر بشر به قواعد خاص طبیعت احترام نگذارد، به طور قطع متضرر خواهد شد. هیچ دانشآموخته محیطزیستی نمیتواند و نباید منافع کلان اقتصادی و اجتماعی را نادیده بگیرد اما این امر به هیچوجه ضرر و زیانهای بلندمدت را توجیه نمیکند. ارزیابی اثرات زیستمحیطی و طرحهای آمایش سرزمین دقیقاً به این منظور تعریف شدهاند که بتوانند با زبان مهندسی تاثیرات مراحل مختلف یک پروژه را در محیط از فاز اجرایی گرفته تا فاز بهرهبرداری به دقت برای مهندسان سازه و عمران تشریح کنند. بدیهی است که اگر مهندسان سازه، عمران و سدسازی، آب و فاضلاب و محیطزیست بتوانند با هدف منافع کلان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی حضور یکدیگر را در چنین پروژههای کلان مقیاسی تاب آورند آنگاه احتمال بروز ضرر و زیان یا مخاطرات آتی نیز بشدت کاهش پیدا خواهد کرد.
✅ به روز ترین موضوعات و اخبار را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
نظر به اهمیت مساله انتقال آب بینحوضهای، گروه دانش دیجیکالامگ در نظر دارد تا در آینده سری جدیدی از مقالات مرتبط با این موضوع شامل تجارب گوناگون بینالمللی را ارائه نماید لذا اگر شما نیز به این موضوع علاقهمند هستید، لطفاً در ادامه این بحث با ما باشید.
این بحث ادامه دارد…
📷 عکس از «جان ابرسول»
این شکلهای عجیب و غریب در سحابی شاهتخته چرا بوجود آمدهاند؟ قسمتهای تاریک و سیاهرنگ، ابرهای مولکولی چگال و کدر هستند که به نور اجازهی عبور نمیدهند. البته واقعیت این است که چگالی این ابرها خیلی کمتر از چگالی اتمسفر زمین است، ولی خوب خیلی بزرگ هستند. عکس بالا قسمت مرکزی سحابی شاهتخته را نشان میدهد. قسمتی که پر از ابرهای رنگارنگ و البته ابرهای تاریک است. این سحابی عمدتا از گاز هیدروژن تشکیل شده است. مناطق پر از این گاز را میتوانید به رنگ سبز ببینید. آن قسمتهایی که سولفور و اکسیژن دارند به رنگهای قرمز و آبی مشخص شدهاند. کل سحابی شاهتخته که با نام NGC 3372 شناخته میشود حدود ۳۰۰ سال نوری قطر دارد و در فاصلهی ۷۵۰۰ سال نوری از ما در سحابی شاهتخته قرار گرفته است. بزرگترین ستارهی این سحابی «اتا کارینا» نام دارد و در دههی ۱۸۳۰ پرنورترین ستارهی آسمانشب بود، ولی کم کم از روشنایی آن کاسته شد. این عکس ماه گذشته از رصدخانهی «سایدینگ اسپرینگ» در استرالیا گرفته شده است.
✅ به روز ترین تصاویر ناسا را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
این شکلهای عجیب و غریب در سحابی شاهتخته چرا بوجود آمدهاند؟ قسمتهای تاریک و سیاهرنگ، ابرهای مولکولی چگال و کدر هستند که به نور اجازهی عبور نمیدهند. البته واقعیت این است که چگالی این ابرها خیلی کمتر از چگالی اتمسفر زمین است، ولی خوب خیلی بزرگ هستند. عکس بالا قسمت مرکزی سحابی شاهتخته را نشان میدهد. قسمتی که پر از ابرهای رنگارنگ و البته ابرهای تاریک است. این سحابی عمدتا از گاز هیدروژن تشکیل شده است. مناطق پر از این گاز را میتوانید به رنگ سبز ببینید. آن قسمتهایی که سولفور و اکسیژن دارند به رنگهای قرمز و آبی مشخص شدهاند. کل سحابی شاهتخته که با نام NGC 3372 شناخته میشود حدود ۳۰۰ سال نوری قطر دارد و در فاصلهی ۷۵۰۰ سال نوری از ما در سحابی شاهتخته قرار گرفته است. بزرگترین ستارهی این سحابی «اتا کارینا» نام دارد و در دههی ۱۸۳۰ پرنورترین ستارهی آسمانشب بود، ولی کم کم از روشنایی آن کاسته شد. این عکس ماه گذشته از رصدخانهی «سایدینگ اسپرینگ» در استرالیا گرفته شده است.
✅ به روز ترین تصاویر ناسا را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
📸 تصویر نجومی روز ناسا (۲۷ اردیبهشت ۹۵): ابرهای سحابی کارینا
✅ به روز ترین تصاویر ناسا را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
✅ به روز ترین تصاویر ناسا را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
📸 تصویر نجومی روز ناسا (۲۷ اردیبهشت ۹۵): ابرهای سحابی کارینا
✅ به روز ترین تصاویر ناسا را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
✅ به روز ترین تصاویر ناسا را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
✈️ آیا ما در عصر طلایی رشد علم و فناوری هستیم؟
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
احتمالا بیشتر ما فکر میکنیم که در عصر طلایی پیشرفت علم و فناوری هستیم. به خصوص زمانی که به گجتهای هوشمند، کامپیوترها و شبکهی جهانی ارتباطات نگاه میکنیم، حسابی شگفت زده و البته به خود غره میشویم. تصور اینکه اکنون در اوج پیشرفت علم و فناوری هستیم به چنان پارادایم غالبی تبدیل شده که کسی جرئت ندارد آن را به چالش بکشد. ولی اگر کمی بیشتر تاریخ را مطالعه کنیم، ممکن است در تصور ما شک و تردید ایجاد شود. اینکه شاید آنقدرها هم که تصور میکنیم، پیشرفت علم و فناوری در زمانهی ما سریع نیست. در این مقاله میخواهیم با شما دربارهی دورانی جالب صحبت کنیم. عصری واقعا طلایی در پیشرفت علم و فناوری که حدود ۴۰ سال پیش متوقف شد.
پس از تسلیم شدن آلمان نازی و اتمام جنگ جهانی دوم، دنیا در حالت عجیبی قرار گرفته بود. از طرفی اروپا به طور کامل ویران شده بود و از طرف دیگر به نظر میرسید که از خاکستر جنگ، ققنوسی در حال متولد شدن است. در طول جنگ فناوریهایی بوجود آمده بودند که اکنون در جهان تشنهی نیازمند به بازسازی، میتوانستند حسابی به کار آیند. بسیاری از مظاهر پیشرفت فناوری که امروز میتوانیم آنها را در اطراف خود ببینیم، در بازهی زمانی بین سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۱ بوجود آمدند. اگر هم به طور کامل در این بازهی زمانی ابداع نشدند، دست کم هستهی آنها در این زمان کاشته شد. عصری که به «ربع قرن طلایی» هم مشهور است. پدیدههایی مثل الکترونیک، کامپیوتر، اینترنت، انرژی هستهای، تلویزیون، آنتیبیوتیک، سفرهایی فضایی، حقوق مدنی، انقلاب کشاورزی، موسیقی پاپ، هوانوردی برای عموم، خودروهای ارزانقیمت قابل اعتماد و قطارهای سریعالسیر از جملهی این مظاهر هستند. انسان در این ۲۶ سال توانست روی ماه فرود آید، فضاپیماهایی را به مریخ بفرستد، بر بیماری آبله پیروز شود و DNA را کشف کند. زیستشناسان، مهندسان، پزشکان و در کل دانشمندان بیشتر حوزههای علمی، آن زمان دوران هیجانانگیزی را تجربه میکردند.
دوران افتخار
به هواپیماهای مسافربری نگاه کنید، بیشتر شبیه به نسخههای آپدیت شدهی همان هواپیماهای دههی ۱۹۶۰ به نظر میرسند. هواپیماهای امروزی ما فقط کمی ساکتتر، کم مصرفتر و پیشرفتهتر هستند. در سال ۱۹۷۱ هشت ساعت طول میکشید که با هواپیمای مسافربری از لندن به نیویورک برسید و هنوز هم این سفر همینقدر زمان میبرد. تازه قبلا سریعتر هم میرفتیم چون که هواپیمای کنکورد در سال ۱۹۷۱ ساخته شد و میتوانست این مسیر را سه ساعته طی کند؛ حالا این هواپیما بازنشست شده است. امروز خودروهای ما سریعتر، ایمنتر و از نظر مصرف سوخت بهینهتر از خودروهای سال ۱۹۷۱ هستند، ولی شاهد تغییر پارادایم در آنها نیستیم.
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
البته که امید به زندگی ما بیشتر شده ولی احتمالا این موضوع خیلی ربطی به دستاوردهای امروز ندارد. از دههی ۱۹۷۰، دولت آمریکا بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار خرج آنچه «ریچارد نیکسون» رئیس جمهور آمریکا آن را جنگ در برابر سرطان نامید، کرده است. در کل جهان خیلی بیشتر از اینها هزینه شده است. با این حال به نظر نمیرسد این جنگ خیلی پیروزمندانه پیش رفته باشد. طبق اطلاعات مرکز ملی آمار آمریکا، میزان مرگ و میر بر اثر انواع سرطان از سال ۱۹۵۰ تا ۲۰۰۵ فقط ۵ درصد افت کرده است. اکنون احتمال اینکه بر اثر سرطان فوت کنید از سال ۱۹۷۴ بیشتر نباشد، کمتر نیست.
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
پس از تسلیم شدن آلمان نازی و اتمام جنگ جهانی دوم، دنیا در حالت عجیبی قرار گرفته بود. از طرفی اروپا به طور کامل ویران شده بود و از طرف دیگر به نظر میرسید که از خاکستر جنگ، ققنوسی در حال متولد شدن است. در طول جنگ فناوریهایی بوجود آمده بودند که اکنون در جهان تشنهی نیازمند به بازسازی، میتوانستند حسابی به کار آیند. بسیاری از مظاهر پیشرفت فناوری که امروز میتوانیم آنها را در اطراف خود ببینیم، در بازهی زمانی بین سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۱ بوجود آمدند. اگر هم به طور کامل در این بازهی زمانی ابداع نشدند، دست کم هستهی آنها در این زمان کاشته شد. عصری که به «ربع قرن طلایی» هم مشهور است. پدیدههایی مثل الکترونیک، کامپیوتر، اینترنت، انرژی هستهای، تلویزیون، آنتیبیوتیک، سفرهایی فضایی، حقوق مدنی، انقلاب کشاورزی، موسیقی پاپ، هوانوردی برای عموم، خودروهای ارزانقیمت قابل اعتماد و قطارهای سریعالسیر از جملهی این مظاهر هستند. انسان در این ۲۶ سال توانست روی ماه فرود آید، فضاپیماهایی را به مریخ بفرستد، بر بیماری آبله پیروز شود و DNA را کشف کند. زیستشناسان، مهندسان، پزشکان و در کل دانشمندان بیشتر حوزههای علمی، آن زمان دوران هیجانانگیزی را تجربه میکردند.
دوران افتخار
به هواپیماهای مسافربری نگاه کنید، بیشتر شبیه به نسخههای آپدیت شدهی همان هواپیماهای دههی ۱۹۶۰ به نظر میرسند. هواپیماهای امروزی ما فقط کمی ساکتتر، کم مصرفتر و پیشرفتهتر هستند. در سال ۱۹۷۱ هشت ساعت طول میکشید که با هواپیمای مسافربری از لندن به نیویورک برسید و هنوز هم این سفر همینقدر زمان میبرد. تازه قبلا سریعتر هم میرفتیم چون که هواپیمای کنکورد در سال ۱۹۷۱ ساخته شد و میتوانست این مسیر را سه ساعته طی کند؛ حالا این هواپیما بازنشست شده است. امروز خودروهای ما سریعتر، ایمنتر و از نظر مصرف سوخت بهینهتر از خودروهای سال ۱۹۷۱ هستند، ولی شاهد تغییر پارادایم در آنها نیستیم.
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
البته که امید به زندگی ما بیشتر شده ولی احتمالا این موضوع خیلی ربطی به دستاوردهای امروز ندارد. از دههی ۱۹۷۰، دولت آمریکا بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار خرج آنچه «ریچارد نیکسون» رئیس جمهور آمریکا آن را جنگ در برابر سرطان نامید، کرده است. در کل جهان خیلی بیشتر از اینها هزینه شده است. با این حال به نظر نمیرسد این جنگ خیلی پیروزمندانه پیش رفته باشد. طبق اطلاعات مرکز ملی آمار آمریکا، میزان مرگ و میر بر اثر انواع سرطان از سال ۱۹۵۰ تا ۲۰۰۵ فقط ۵ درصد افت کرده است. اکنون احتمال اینکه بر اثر سرطان فوت کنید از سال ۱۹۷۴ بیشتر نباشد، کمتر نیست.
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
🛩 هواپیماهای امروزی ما درواقع همان نسخههای آپدیت شدهی هواپیماهای دههی ۶۰ میلادی هستند.
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
ما امروز همچنان همان خودروهای فولادی را سوار میشویم و در موتورشان بنزین میسوزانیم. بعد از آن سالهای طلایی در پیشرفت فناوری مواد، ساخت پلاستیک، نیمه هادیها، آلیاژها و مواد ترکیبی، دیگر مادهی جدید زیادی ساخته نشده است. در علوم بنیادین مثل فیزیک هم به همین ترتیب پیشرفت زیادی رخ نداده است. البته کشف بوزون هیگز و امواج گرانشی را نباید نادیده بگیریم ولی همچنان نظریهی ریسمان بهترین نظریهی ما برای تلفیق نسبیت عام اینشتین با نظریهی کوانتم است. در ضمن بعد از ۴۲ سال هنوز کسی پایش را روی ماه نگذاشته است.
پیشرفت فناوری دنیای امروز را بیشتر میتوانیم در قالب انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات ببینیم. بقیهی حوزهها این چنین پیشرفت سریعی ندارند. اقتصاددانی آمریکایی به نام «تایلر کاون» (Tyler Cowen) در مقالهای به نام «رکود بزرگ» که سال ۲۰۱۱ منتشر شد، میگوید که دستکم در آمریکا به سکون فناوری رسیدهایم. قطعا گوشیهای هوشمند ما خیلی وسایل شگفتانگیزی هستند، ولی آنها را اصلا نمیتوان با سفر ۸ ساعته در عرض اقیانوس اطلس و غلبه بر آبله مقایسه کرد. واقعیت این است که ما در سال ۲۰۱۶ منتظر رفت و آمد با ماشینهای پرنده و گردشگری فضایی بودیم! اینها کجا هستند؟
توقف ناگهانی
اقتصاددانان دورهی طلایی بین ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۱را عصری میدانند که در کشورهای صنعتی، افزایش سرمایهای ناگهانی بوجود آمد. بعد از اتمام جنگ جهانی دوم، به یکباره اقتصاد دنیا رشد کرد و تولید ناخالص ملی در آمریکا و اروپا سر به فلک گذاشت. در ژاپن یک انقلاب سازندگی صنعتی بزرگ رخ داد و آلمانیها هم دوران «معجزهی اقتصادی» (Wirtschaftswunder) را تجربه کردند. این رویداد مختص به جهان سرمایهداری نبود و وضعیت اقتصادی بلوک شرق هم خیلی بهتر شد. بسیاری از پژوهشگران این رشد سرسامآور را در نتیجهی قیمت بسیار پایین سوخت، مشوقهای بزرگ دولتی به بخش خصوصی، رشد جمعیت و البته سرمایهگذاری در بخش نظامی میدانند.
عصر طلایی، در نتیجهی استفاده از فناوریهای بوجود آمده در زمان جنگ و البته رشد اقتصادی شدید پس از جنگ بود. مثلا اگر «ورنر فون براون» موشک V2 را برای آلمانیها نساخته بود، برنامههای آپولو برای فتح ماه دست کم به آن زودیها انجام نمیشد. داستان برای موتورهای جت، انرژی اتمی و پنیسیلین هم به همین ترتیب است؛ جنگ باعث نوآوری میشود. ولی در دههی ۱۹۷۰ رشد اقتصادی با آغاز جنگ کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی و تحریم نفت از سوی آنان متوقف شد. از فروپاشی «معاهدهی تجاری ۱۹۴۴ برتون وودز» هم نمیتوانیم بگذریم. برتون وودز معاهدهای بین کشورهای سرمایهداری بود که در آن، از ساختار اقتصادی کاملا لیبرال آمریکایی استفاده میشد. در نتیجه دورهی خلاقیت و نوآوری هم به سر آمد.
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
ولی خوب بحران اقتصادی دههی ۱۹۷۰ موقتی بود و خیلی زود از آن در آمدیم. از نظر درآمد ناخالص ملی که حساب کنیم، اکنون جهان دو یا سه برابر از آن زمان ثروتمندتر است. اکنون اگر بخواهیم برنامهای مشابه آپولو، کنکورد یا انقلاب کشاورزی انجام بدهیم، نسبت به آن زمان پول خیلی بیشتری داریم. بنابراین اگر رشد اقتصادی در دههی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ باعث آن پیشرفتهای بزرگ شد، چرا اکنون این اتفاق نمیافتد؟
www.apsis.ir
پیشرفت فناوری دنیای امروز را بیشتر میتوانیم در قالب انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات ببینیم. بقیهی حوزهها این چنین پیشرفت سریعی ندارند. اقتصاددانی آمریکایی به نام «تایلر کاون» (Tyler Cowen) در مقالهای به نام «رکود بزرگ» که سال ۲۰۱۱ منتشر شد، میگوید که دستکم در آمریکا به سکون فناوری رسیدهایم. قطعا گوشیهای هوشمند ما خیلی وسایل شگفتانگیزی هستند، ولی آنها را اصلا نمیتوان با سفر ۸ ساعته در عرض اقیانوس اطلس و غلبه بر آبله مقایسه کرد. واقعیت این است که ما در سال ۲۰۱۶ منتظر رفت و آمد با ماشینهای پرنده و گردشگری فضایی بودیم! اینها کجا هستند؟
توقف ناگهانی
اقتصاددانان دورهی طلایی بین ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۱را عصری میدانند که در کشورهای صنعتی، افزایش سرمایهای ناگهانی بوجود آمد. بعد از اتمام جنگ جهانی دوم، به یکباره اقتصاد دنیا رشد کرد و تولید ناخالص ملی در آمریکا و اروپا سر به فلک گذاشت. در ژاپن یک انقلاب سازندگی صنعتی بزرگ رخ داد و آلمانیها هم دوران «معجزهی اقتصادی» (Wirtschaftswunder) را تجربه کردند. این رویداد مختص به جهان سرمایهداری نبود و وضعیت اقتصادی بلوک شرق هم خیلی بهتر شد. بسیاری از پژوهشگران این رشد سرسامآور را در نتیجهی قیمت بسیار پایین سوخت، مشوقهای بزرگ دولتی به بخش خصوصی، رشد جمعیت و البته سرمایهگذاری در بخش نظامی میدانند.
عصر طلایی، در نتیجهی استفاده از فناوریهای بوجود آمده در زمان جنگ و البته رشد اقتصادی شدید پس از جنگ بود. مثلا اگر «ورنر فون براون» موشک V2 را برای آلمانیها نساخته بود، برنامههای آپولو برای فتح ماه دست کم به آن زودیها انجام نمیشد. داستان برای موتورهای جت، انرژی اتمی و پنیسیلین هم به همین ترتیب است؛ جنگ باعث نوآوری میشود. ولی در دههی ۱۹۷۰ رشد اقتصادی با آغاز جنگ کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی و تحریم نفت از سوی آنان متوقف شد. از فروپاشی «معاهدهی تجاری ۱۹۴۴ برتون وودز» هم نمیتوانیم بگذریم. برتون وودز معاهدهای بین کشورهای سرمایهداری بود که در آن، از ساختار اقتصادی کاملا لیبرال آمریکایی استفاده میشد. در نتیجه دورهی خلاقیت و نوآوری هم به سر آمد.
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
ولی خوب بحران اقتصادی دههی ۱۹۷۰ موقتی بود و خیلی زود از آن در آمدیم. از نظر درآمد ناخالص ملی که حساب کنیم، اکنون جهان دو یا سه برابر از آن زمان ثروتمندتر است. اکنون اگر بخواهیم برنامهای مشابه آپولو، کنکورد یا انقلاب کشاورزی انجام بدهیم، نسبت به آن زمان پول خیلی بیشتری داریم. بنابراین اگر رشد اقتصادی در دههی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ باعث آن پیشرفتهای بزرگ شد، چرا اکنون این اتفاق نمیافتد؟
www.apsis.ir
🔩 پخش مهمی از پیشرفتهای عصر طلایی را میتوان به دلیل فناوریهایی دانست که در دوران جنگ جهانی بوجود آمد.
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
پاسخ آن در «رکود بزرگ» است کاون میگوید پیشرفت متوقف شد چرا که ما میوههای شاخههای پایینی درخت را چیده بودیم. میوههای شاخههای پایینی، کاملا در دسترس هستند و خیلی راحت میتوان همهی آنها را چید. ولی چیدن میوههای بالایی به زمان بیشتری احتیاج دارد. شاید آن پیشرفتهایی که بین سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۰ دیدیم پیروزیهای خیلی سریع بودهاند و پیشرفتهای بعدی کندتر بدست میآیند. درست مثل امتحانی که سوالهای آسان را زودتر جواب میدهید و وقتی به پرسشهای سختتر برخورد میکنید، در جواب دادن به چالش برمیخورید. شاید گذار از هواپیماهای ملخی دههی ۱۹۳۰ به هواپیماهای جت دههی ۱۹۶۰ آسانتر از پیشرفت از هواپیماهای امروزی به هواگردهایی کاملا متفاوت باشد.
ولی اتفاقا تاریخ خلاف این را نشان میدهد. در طول دورههای پیشرفت علم و فناوری، خیلی اوقات به مقاطع زمانی برخورد میکردیم که به نظر میآمد پیشرفت متوقف شده است. دست کم تا زمانی که اکتشافی جدید انجام میشد و پارادایم قبلی را به طور کامل از بین میبرد. مثلا در سال ۱۹۰۰، فیزیکدان مشهوری به نام لرد کلوین گفت که پیشرفت فیزیک تقریبا متوقف شده و ما همهچیز را در این علم میدانیم. این درحالیست که چند سال بعد اینشتین دقیقا خلاف آن را ثابت کرد. تا پیش از قرن بیستم فکر اینکه وسیلهای چگالتر از هوا بتواند پرواز کند مشکل بود، ولی خوب برادران رایت این پارادایم را کاملا تغییر دادند.
بنابراین نمیتوانیم کند شدن پیشرفت فناوری را صرفا به دلایل اقتصادی بدانیم. شاید ما اکنون پولهایمان را در جایی خرج میکنیم که سودی به حال پیشرفت علم و فناوری ندارد. زمانی، سرمایهدارها موتور پیشران این پیشرفتها بودند. این نظام سرمایهداری بود که در قرنهای ۱۸ و ۱۹ توانست جادهها، مسیرهای راهآهن، موتورهای بخار و خطوط تلگراف را بسازد. آن زمان را هم به نوعی میتوان یک عصر طلایی پیشرفت به حساب آورد. بنابراین این سرمایه بود که انقلاب صنعتی را رقم زد.
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
مساوات اجتماعی
اکنون همهی ثروت در دست اقلیتی ممتاز جمع شده است. گزارشهای متعددی نشان میدهدن که نیمی از ثروت دنیا در دست حدود یک درصد مردم جهان است. این تجمع ثروت در دستان اقلیتی محدود عواقبی دارد. نخست اینکه اکنون برای افراد خیلی ثروتمند، راههای خرج کردن پول زیاد است؛ در قرن نوزدهم این طور نبود. چیزهایی مثل قایقهای تفریحی، خودروهای لوکس، جتهای خصوصی و دیگری سرگرمیهای جذاب گرانقیمت در زمان فردی مثلا «اندرو کارنگی» وجود نداشت. کارنگی سرمایهدار بزرگ اسکاتلندی بود که شرکت فولاد ایالات متحده را تاسیس کرد. البته این سرگرمیها چیزهای بدی نیستند ولی به هر حال کمکی به پیشرفت علم نمیکنند. در ضمن آنطور که اقتصاددان فرانسوی، «توماس پیکتی» میگوید، امروز بیش از هر زمان دیگر در طول تاریخ، پول میتواند پول تولید کند. وقتی ثروت میتواند تقریبا بدون انجام کار، افزایش پیدا کند، انگیزهای برای سرمایهگذاری در نوآوری باقی نمیماند.
ولی اتفاقا تاریخ خلاف این را نشان میدهد. در طول دورههای پیشرفت علم و فناوری، خیلی اوقات به مقاطع زمانی برخورد میکردیم که به نظر میآمد پیشرفت متوقف شده است. دست کم تا زمانی که اکتشافی جدید انجام میشد و پارادایم قبلی را به طور کامل از بین میبرد. مثلا در سال ۱۹۰۰، فیزیکدان مشهوری به نام لرد کلوین گفت که پیشرفت فیزیک تقریبا متوقف شده و ما همهچیز را در این علم میدانیم. این درحالیست که چند سال بعد اینشتین دقیقا خلاف آن را ثابت کرد. تا پیش از قرن بیستم فکر اینکه وسیلهای چگالتر از هوا بتواند پرواز کند مشکل بود، ولی خوب برادران رایت این پارادایم را کاملا تغییر دادند.
بنابراین نمیتوانیم کند شدن پیشرفت فناوری را صرفا به دلایل اقتصادی بدانیم. شاید ما اکنون پولهایمان را در جایی خرج میکنیم که سودی به حال پیشرفت علم و فناوری ندارد. زمانی، سرمایهدارها موتور پیشران این پیشرفتها بودند. این نظام سرمایهداری بود که در قرنهای ۱۸ و ۱۹ توانست جادهها، مسیرهای راهآهن، موتورهای بخار و خطوط تلگراف را بسازد. آن زمان را هم به نوعی میتوان یک عصر طلایی پیشرفت به حساب آورد. بنابراین این سرمایه بود که انقلاب صنعتی را رقم زد.
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
مساوات اجتماعی
اکنون همهی ثروت در دست اقلیتی ممتاز جمع شده است. گزارشهای متعددی نشان میدهدن که نیمی از ثروت دنیا در دست حدود یک درصد مردم جهان است. این تجمع ثروت در دستان اقلیتی محدود عواقبی دارد. نخست اینکه اکنون برای افراد خیلی ثروتمند، راههای خرج کردن پول زیاد است؛ در قرن نوزدهم این طور نبود. چیزهایی مثل قایقهای تفریحی، خودروهای لوکس، جتهای خصوصی و دیگری سرگرمیهای جذاب گرانقیمت در زمان فردی مثلا «اندرو کارنگی» وجود نداشت. کارنگی سرمایهدار بزرگ اسکاتلندی بود که شرکت فولاد ایالات متحده را تاسیس کرد. البته این سرگرمیها چیزهای بدی نیستند ولی به هر حال کمکی به پیشرفت علم نمیکنند. در ضمن آنطور که اقتصاددان فرانسوی، «توماس پیکتی» میگوید، امروز بیش از هر زمان دیگر در طول تاریخ، پول میتواند پول تولید کند. وقتی ثروت میتواند تقریبا بدون انجام کار، افزایش پیدا کند، انگیزهای برای سرمایهگذاری در نوآوری باقی نمیماند.
در طول آن ربع قرن طلایی، تساوی اجتماعی در کشورهای صنعتی در حال افزایش بود. تقریبا چند سال بعد از اتمام این ربع قرن و در سال ۱۹۷۷، در انگلستان تساوی اجتماعی به رکوردی تاریخی رسید. آیا بین عدم تساوی اجتماعی و ابداعات رابطهای وجود دارد؟ تا زمانی که معنی موفقیت، کسب ثروت بیشتر در مدت زمان کمتر است، کسی پیشرفت را به معنی بهتر کردن چیزها حساب نمیکند. در عوض خیلی سریع آنّها را منسوخ میکند. بنابراین در تولید کالا، اصل بر منسوخ شدن سریع گذاشته میشود و مرتب گوشیها، خودروها یا سیستم عاملّهایی به بازار میآیند که تفاوت خیلی زیادی با مدل قبلی خود نداشتند. در نتیجه منسوخ شدن سریع یکی از پیشرانهای مهم نوآوری میشود. نیم قرن پیش تولید کنندگان تلفن، تلویزیون و خودرو، کالاهایی میساختند که میدانستند خریدارانشان آنها را تا سالها استفاده خواهند کرد. اکنون هیچ سازندهای یک گوشی همراه را با آن ذهنیت تولید نمیکند. برعکس، ایدهآل جدید این است که نشان دهید کالای شما خیلی سریع منسوخ میشود. بنابراین هدف از ساخت آیفون 6s واقعا این نبوده که بهتر از آیفون ۶ باشد، بلکه به خاطر این بوده که مردم مشتاق شوند کالایی جدید را بخرند که فکر کنند خیلی خوب است و از این کار خوشحال باشند. در یک جامعهی خیلی نابرابر، امید و اشتیاق برای بدست آوردن چیزها به یک نیروی قدرتمند تبدیل میشود. بنابراین نوآوری واقعی متوقف و در عوض به بهبودهای جزيی پرداخته میشود. در دههی ۱۹۶۰، سرمایهداران به خصوص در زمینهی فناوریهای الکترونیکی، علاقمند به ریسک کردن بودند. اکنون آنها محافظهکارتر شدهاند و بر روی استارتآپهایی سرمایهگذاری میکنند که بر دستاوردهای قبلی، بهبودهای جزیی انجام میدهند.
ولی فراتر از اینها هم باید فکر کنیم. در طول آن ربع قرن طلایی، شاهد افزایش شدید هزینههای عمومی در تحقیق و نوآوری بودیم. مالیات دهندگان اروپایی و آمریکایی جای آن سرمایهگذاران ریسکپذیر قرن نوزدهم را گرفته بودند. تقریبا همهی پیشرفتهای این دوره از دانشگاههایی که با مالیات مردم اداره میشدند، صورت میگرفتند. اولین کامپیوترهای الکترونیکی نه از آزمایشگاههای IBM، بلکه از دانشگاههای منچستر و پنسیلوانیا آمدند. حتی در قرن نوزدهم، پروژهی «موتور تحلیلی» چالرز ببیج مستقیما توسط دولت بریتانیا تامین مالی شده بود. اینترنت اولین بار نه آزمایشگاههای بل یا زیراکس، بلکه از دانشگاه کالیفرنیا و سر برآورد. شبکهی جهانی وب هم نه از اپل و مایکروسافت، بلکه از سرن که یک انستیتوی عمومی متولد شد. در کل بیشتر پیشرفتها در زمینهی پزشکی، مواد، هوانوردی و فضا از سرمایهگذاری عمومی آمدهاند. ولی از دههی ۱۹۷۰ این تصور پیش آمد که بخش خصوصی محل بهتری برای نوآوری است. ولی خوب آمارها اتفاقا متضاد این مسئله را نشان میدهد. به طور کلی در کشورهای صنعتی میزان اختصاص مالیات مردم به حوزهی تحقیقات بیشتر شده است. شاید دلیل دیگری وجود دارد که باعث میشود این سرمایهگذاری بیشتر منجر به افزایش نوآوری نشود.
ریسکگریزی
آیا ما کمتر ریسکپذیر شدهایم؟ بسیاری از دستاوردهای عصر طلایی از راه ریسکهای بزرگ بدست آمدند. مبارزه با آبله از طریق واکسیناسیون جهانی باعث مرگ هزاران نفر شد و البته جان دهها میلیون نفر را نجات داد. در دههی ۱۹۶۰ هزاران داروی مختلف وارد بازار شد که البته همهی آنها کارکرد موثر نداشتند. اثر بعضی از آنها مثل «تالیدومید» فاجعهبار بود و باعث شد بین سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۵۱ کودکان معلول زیادی متولد شوند. ولی نتیجهی کلی باعث یک انقلاب بزرگ در سلامت و درمان شد و برای میلیونها نفر مفید بود.
اکنون چنین کاری غیر ممکن است. مدت زمانی که یک دارو میتواند در آمریکا تاییدیه بگیرد، از ۸ سال در دههی ۱۹۶۰ به ۱۳ سال افزایش یافته است. بسیاری از داروهای جدید برای اینکه وارد بازار شوند ۲۰ سال تحت آزمایش هستند. در سال ۲۰۱۱، بسیاری از انستیتوهای تحقیقاتی و خیریههای پزشکی، به قوانین اروپا دربارهی فیلترهای سفت و سخت تایید داروها انتقاد کردند و این کار را مانع پیشرفت بخش سلامت دانستند. بی اغراق نیست اگر بگوییم به دلیل قوانین سفت و سخت در تایید ایمنی داروها، افراد زیادی جانشان را از دست میدهند.
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join
ولی فراتر از اینها هم باید فکر کنیم. در طول آن ربع قرن طلایی، شاهد افزایش شدید هزینههای عمومی در تحقیق و نوآوری بودیم. مالیات دهندگان اروپایی و آمریکایی جای آن سرمایهگذاران ریسکپذیر قرن نوزدهم را گرفته بودند. تقریبا همهی پیشرفتهای این دوره از دانشگاههایی که با مالیات مردم اداره میشدند، صورت میگرفتند. اولین کامپیوترهای الکترونیکی نه از آزمایشگاههای IBM، بلکه از دانشگاههای منچستر و پنسیلوانیا آمدند. حتی در قرن نوزدهم، پروژهی «موتور تحلیلی» چالرز ببیج مستقیما توسط دولت بریتانیا تامین مالی شده بود. اینترنت اولین بار نه آزمایشگاههای بل یا زیراکس، بلکه از دانشگاه کالیفرنیا و سر برآورد. شبکهی جهانی وب هم نه از اپل و مایکروسافت، بلکه از سرن که یک انستیتوی عمومی متولد شد. در کل بیشتر پیشرفتها در زمینهی پزشکی، مواد، هوانوردی و فضا از سرمایهگذاری عمومی آمدهاند. ولی از دههی ۱۹۷۰ این تصور پیش آمد که بخش خصوصی محل بهتری برای نوآوری است. ولی خوب آمارها اتفاقا متضاد این مسئله را نشان میدهد. به طور کلی در کشورهای صنعتی میزان اختصاص مالیات مردم به حوزهی تحقیقات بیشتر شده است. شاید دلیل دیگری وجود دارد که باعث میشود این سرمایهگذاری بیشتر منجر به افزایش نوآوری نشود.
ریسکگریزی
آیا ما کمتر ریسکپذیر شدهایم؟ بسیاری از دستاوردهای عصر طلایی از راه ریسکهای بزرگ بدست آمدند. مبارزه با آبله از طریق واکسیناسیون جهانی باعث مرگ هزاران نفر شد و البته جان دهها میلیون نفر را نجات داد. در دههی ۱۹۶۰ هزاران داروی مختلف وارد بازار شد که البته همهی آنها کارکرد موثر نداشتند. اثر بعضی از آنها مثل «تالیدومید» فاجعهبار بود و باعث شد بین سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۵۱ کودکان معلول زیادی متولد شوند. ولی نتیجهی کلی باعث یک انقلاب بزرگ در سلامت و درمان شد و برای میلیونها نفر مفید بود.
اکنون چنین کاری غیر ممکن است. مدت زمانی که یک دارو میتواند در آمریکا تاییدیه بگیرد، از ۸ سال در دههی ۱۹۶۰ به ۱۳ سال افزایش یافته است. بسیاری از داروهای جدید برای اینکه وارد بازار شوند ۲۰ سال تحت آزمایش هستند. در سال ۲۰۱۱، بسیاری از انستیتوهای تحقیقاتی و خیریههای پزشکی، به قوانین اروپا دربارهی فیلترهای سفت و سخت تایید داروها انتقاد کردند و این کار را مانع پیشرفت بخش سلامت دانستند. بی اغراق نیست اگر بگوییم به دلیل قوانین سفت و سخت در تایید ایمنی داروها، افراد زیادی جانشان را از دست میدهند.
✅ به روز ترین مقاله ها را در کانال آپسیس رسانه تخصصی نقشه برداری بخوانید.
👇👇👇
@apsis 👈join