Forwarded from Mohamad Mirzaali
🌏 درون زمین چه خبر است؟
@apsis
نویسنده: مهدی مومن زاده
ما انسانها، تقریبا کل سطح سیارهی خود را کشف کردهایم. طی هزاران سال زندگی بر روی زمین، همهی خشکیها را کاویدهایم و اکنون به راحتی در هوا پرواز و در عمق اقیانوسها جستجو میکنیم. جالب اینجاست که از زمین خارج شدهایم و به کرهی ماه هم رفتهایم؛ با این حال، به جز در داستان «سفر به اعماق زمین» ژول ورن، هیچ وقت نتوانستهایم به مرکز زمین برویم. در واقع حتی به آن نزدیک هم نشدهایم. عمیقترین چاهی که تا به حال حفر کردهایم، «چاه حفاری کولا» (Kola Superdeep Boehole) در روسیه است که عمق آن به ۱۲.۳ کیلومتر میرسد. این درحالیست که مرکز زمین چیزی در حدود ۶۰۰۰ کیلومتر با ما فاصله دارد. ولی واقعا درون زمین چه خبر است؟ هستهی زمین چیست و از چه تشکیل شده است؟ آیا ممکن است روزی بتوانیم به مرکز زمین سفر کنیم؟
🌐 www.apsis.ir
📔 در رمان «سفر به اعماق زمین» ژول ورن، پروفسوری آلمانی به نام «اوتو لیدنبروک» (otto lidenbrock) با همراهانش از دهانهی آتشفشانی خاموش در ایسلند به عمق زمین میروند. آنها از تونلهایی زیرزمینی گذر میکنند و در سفر خود به چیزهای عجیب و غریب، از پدیدههای طبیعی گرفته تا جانوران باستانی منقرض شده، برخورد میکنند. در آخر نیز از آتشفشانی در جنوب ایتالیا بیرون میآیند. با این حال، این فقط یک رمان است و واقعیت درون زمین فرق میکند. ما نمیتوانیم به درون زمین سفر کنیم و در عوض باید از روی نشانهّهایی که زمین بر روی سطحش به ما نشان میدهد، از راز درونی آن با خبر شویم.
@apsis
🗻 بیشتر پدیدههای زمینشناسی که میبینیم، در نتیجهی فعالیت لایههای بالایی سیارهی ما هستند. مثلا گدازههایی که از دهانهی آتشفشانها با فشار بیرون میزنند، در چند صد کیلومتری عمق زمین تشکیل شدهاند. حتی الماس که برای بوجود آمدن، به فشار و دمای خیلی زیاد احتیاج دارد، در صخرههای واقع در عمق ۵۰۰ کیلومتری زمین درست میشود.
@apsis
🖊 «سایمون ردفرن» (Simon Redfern) از دانشگاه کمبریج میگوید: «یک راه خوب برای کاوش مواد تشکیل دهندهی زمین، بررسی جرم آن است.» ما میتوانیم با مشاهدهی اثر گرانشی زمین بر اجسام روی سطح آن، جرم زمین را تخمین بزنیم. به نظر میرسد که جرم زمین چیزی در حدود ۵.۹ سکزتیلیون تن (عدد ۵۹ با بیست صفر جلوی آن) است. ردفرن میگوید: «چگالی موادی که در سطح زمین قرار دارند، خیلی کمتر از میانگین چگالی کل زمین است. بدین معنی که قسمتی از زمین باید چگالی خیلی زیادتری داشته باشد؛ این نخستین نشانه است.»
@apsis
نویسنده: مهدی مومن زاده
ما انسانها، تقریبا کل سطح سیارهی خود را کشف کردهایم. طی هزاران سال زندگی بر روی زمین، همهی خشکیها را کاویدهایم و اکنون به راحتی در هوا پرواز و در عمق اقیانوسها جستجو میکنیم. جالب اینجاست که از زمین خارج شدهایم و به کرهی ماه هم رفتهایم؛ با این حال، به جز در داستان «سفر به اعماق زمین» ژول ورن، هیچ وقت نتوانستهایم به مرکز زمین برویم. در واقع حتی به آن نزدیک هم نشدهایم. عمیقترین چاهی که تا به حال حفر کردهایم، «چاه حفاری کولا» (Kola Superdeep Boehole) در روسیه است که عمق آن به ۱۲.۳ کیلومتر میرسد. این درحالیست که مرکز زمین چیزی در حدود ۶۰۰۰ کیلومتر با ما فاصله دارد. ولی واقعا درون زمین چه خبر است؟ هستهی زمین چیست و از چه تشکیل شده است؟ آیا ممکن است روزی بتوانیم به مرکز زمین سفر کنیم؟
🌐 www.apsis.ir
📔 در رمان «سفر به اعماق زمین» ژول ورن، پروفسوری آلمانی به نام «اوتو لیدنبروک» (otto lidenbrock) با همراهانش از دهانهی آتشفشانی خاموش در ایسلند به عمق زمین میروند. آنها از تونلهایی زیرزمینی گذر میکنند و در سفر خود به چیزهای عجیب و غریب، از پدیدههای طبیعی گرفته تا جانوران باستانی منقرض شده، برخورد میکنند. در آخر نیز از آتشفشانی در جنوب ایتالیا بیرون میآیند. با این حال، این فقط یک رمان است و واقعیت درون زمین فرق میکند. ما نمیتوانیم به درون زمین سفر کنیم و در عوض باید از روی نشانهّهایی که زمین بر روی سطحش به ما نشان میدهد، از راز درونی آن با خبر شویم.
@apsis
🗻 بیشتر پدیدههای زمینشناسی که میبینیم، در نتیجهی فعالیت لایههای بالایی سیارهی ما هستند. مثلا گدازههایی که از دهانهی آتشفشانها با فشار بیرون میزنند، در چند صد کیلومتری عمق زمین تشکیل شدهاند. حتی الماس که برای بوجود آمدن، به فشار و دمای خیلی زیاد احتیاج دارد، در صخرههای واقع در عمق ۵۰۰ کیلومتری زمین درست میشود.
@apsis
🖊 «سایمون ردفرن» (Simon Redfern) از دانشگاه کمبریج میگوید: «یک راه خوب برای کاوش مواد تشکیل دهندهی زمین، بررسی جرم آن است.» ما میتوانیم با مشاهدهی اثر گرانشی زمین بر اجسام روی سطح آن، جرم زمین را تخمین بزنیم. به نظر میرسد که جرم زمین چیزی در حدود ۵.۹ سکزتیلیون تن (عدد ۵۹ با بیست صفر جلوی آن) است. ردفرن میگوید: «چگالی موادی که در سطح زمین قرار دارند، خیلی کمتر از میانگین چگالی کل زمین است. بدین معنی که قسمتی از زمین باید چگالی خیلی زیادتری داشته باشد؛ این نخستین نشانه است.»
Forwarded from Mohamad Mirzaali
🌏 چگالی پوستهی زمین از میانگین چگالی کل این سیاره کمتر است، این نشانهای بر وجود قسمتی سنگینتر در مرکز زمین است. @apsis
Forwarded from Mohamad Mirzaali
بیشتر جرم زمین در مرکز آن قرار دارد؛ به قسمت مرکزی زمین، هسته میگوییم. احتمالا حدود ۸۰ درصد از مادهی هسته را آهن تشکیل داده است. مهمترین مدرک ما برای دریافت این موضوع، مقدار خیلی زیاد آهن در جهان پیرامون ماست. در حقیقت باید گفت که آهن، جزو ۱۰ عنصر رایج کهکشان ماست و به راحتی در شهابسنگها پیدا میشود. هرچند این عنصر خیلی رایج است، ولی آنقدر که انتظار میرود، در پوستهی زمین وجود ندارد. بنابراین نظریهی غالب این است که ۴.۵ میلیارد سال پیش، وقتی زمین در حال شکل گرفتن بود، بیشتر آهن زمین به مرکزش فرو رفت.
🌐 www.apsis.ir
آهن یک عنصر خیلی رایج در همهی جهان است؛ از آنجا که آهن موجود در پوستهی زمین خیلی از حد انتظار کمتر است، دانشمندان نتیجه گرفتند که این آهن باید به جایی در اعماق زمین رفته باشد.
بیشتر جرم زمین در هسته قرار گرفته و بنابراین میتوان نتیجه گرفت که بیشتر آهن زمین آنجا جمع شده است. آهن در شرایط معمولی، عنصری نسبتا چگال است. ولی در فشار زیاد مرکز زمین، چگالی آن بیشتر هم میشود. با این حال اینکه آهن چگونه به مرکز زمین نفوذ کرده نیز خود یک سوال بزرگ است. بیشتر زمین از صخرههای سیلیکاتی سخت تشکیل شده و آهن مذاب به زحمت میتواند درون آن نفوذ کند. راهحل محتمل برای این مشکل را در سال ۲۰۱۳، «وندی مائو» (Wendy Mao) و همکارانش از دانشگاه استنفورد کالیفرنیا مطرح کردند. آنها به این فکر کردند که اگر آهن و سیلیکات در معرض فشار زیاد قرار بگیرند؛ یعنی همان اتفاقی که در عمق زمین میافتد، ممکن است آهن بتواند به درون سیلیکات نفوذ کند. آنها با استفاده از الماس، هر دو ماده را به یکدیگر فشرده کردند. با قرار گرفتن تحت فشار خیلی زیاد، آهن مذاب توانست راهش را از درون سیلیکات پیدا کند. مائو میگوید: «فشار باعث تغییر در خاصیت واکنش آهن با سیلیکات میشود. در فشار زیاد، شبکهای مذاب شکل میگیرد.» این بدین معنیست که آهن طی میلیونها سال، به صورت مذاب و فشرده، به تدریج به مرکز زمین رسیده است.
🌐 www.apsis.ir
آهن یک عنصر خیلی رایج در همهی جهان است؛ از آنجا که آهن موجود در پوستهی زمین خیلی از حد انتظار کمتر است، دانشمندان نتیجه گرفتند که این آهن باید به جایی در اعماق زمین رفته باشد.
بیشتر جرم زمین در هسته قرار گرفته و بنابراین میتوان نتیجه گرفت که بیشتر آهن زمین آنجا جمع شده است. آهن در شرایط معمولی، عنصری نسبتا چگال است. ولی در فشار زیاد مرکز زمین، چگالی آن بیشتر هم میشود. با این حال اینکه آهن چگونه به مرکز زمین نفوذ کرده نیز خود یک سوال بزرگ است. بیشتر زمین از صخرههای سیلیکاتی سخت تشکیل شده و آهن مذاب به زحمت میتواند درون آن نفوذ کند. راهحل محتمل برای این مشکل را در سال ۲۰۱۳، «وندی مائو» (Wendy Mao) و همکارانش از دانشگاه استنفورد کالیفرنیا مطرح کردند. آنها به این فکر کردند که اگر آهن و سیلیکات در معرض فشار زیاد قرار بگیرند؛ یعنی همان اتفاقی که در عمق زمین میافتد، ممکن است آهن بتواند به درون سیلیکات نفوذ کند. آنها با استفاده از الماس، هر دو ماده را به یکدیگر فشرده کردند. با قرار گرفتن تحت فشار خیلی زیاد، آهن مذاب توانست راهش را از درون سیلیکات پیدا کند. مائو میگوید: «فشار باعث تغییر در خاصیت واکنش آهن با سیلیکات میشود. در فشار زیاد، شبکهای مذاب شکل میگیرد.» این بدین معنیست که آهن طی میلیونها سال، به صورت مذاب و فشرده، به تدریج به مرکز زمین رسیده است.
Forwarded from Mohamad Mirzaali
آهن طی میلیونها سال، راه خود را از میان صخرههای سخت به مرکز زمین باز کرده است. @apsis
Forwarded from Mohamad Mirzaali
علم زلزلهشناسی کمک زیادی به فهم ما از اندازهی هستهی زمین کرد. وقتی زمینلرزه اتفاق میافتد، امواج ضربهای به سراسر سیارهی زمین نفوذ میکنند. زلزلهشناسان، این امواج را ثبت میکنند. مثل این است که کسی با پتک به قسمتی از زمین بکوبد، و فردی دیگر، با قرار دادن گوش خود بر روی سطح زمین، صدای آن را بشنود. ردفرن میگوید: «در سال ۱۹۶۰ زمینلرزهای در شیلی رخ داد که باعث شد بتوانیم اطلاعات زیادی از درون زمین کسب کنیم. همهی ایستگاههای لرزهنگاری در مکانهای مختلف دنیا، لرزش آن را ثبت کردند.»
@apsis
امواج در راه رسیدن به لرزهنگارها، در مسیرهای مختلفی از درون زمین عبور میکنند و این باعث میشود که صدای آنها از یکدیگر متفاوت باشد. از سالها پیش، مشخص شده بود که بعضی امواج لرزهای در عمق زمین گم میشوند و به حسگرهای لرزهنگار نمیرسند. انتظار میرفت که وقتی این امواج در قسمتی از زمین تولید میشوند، همیشه در سمت دیگر شنیده شوند، ولی گاهی اوقات اینطور نمیشد. این اتفاق منجر به کشف جالبی شد. در زمینلرزه، امواجی پیدا شد که نام آنها را «امواج ثانویه» یا «امواج برشی» گذاشتند. این امواج برخلاف موجهای سطحی میتوانند از درون جامدات، از جمله سنگهای زمین عبور کنند. این امواج فقط میتوانند از مواد جامد رد شوند و از مایعات گذر نمیکنند. دانشمندان حدس زدند احتمالا امواجی که از سوی دیگر زمین میآیند، به چیزی مذاب در مرکز زمین برمیخورند و نمیتوانند از آن گذر کنند. با نقشهبرداری از مسیر امواج برشی، مشخص شد که در عمق حدود ۳۰۰۰ کیلومتری زمین، سنگها به حالت مذاب قرار دارند. دانشمندان با تحلیل این موضوع پیشنهاد کردند که احتمالا کل هستهی زمین مذاب است.
🌐 www.apsis.ir
امواج ثانویهی زمین لرزه، از درون مایعات عبور نمیکنند، دانشمندان با مطالعهی این امواج فهمیدند که هستهی زمین مذاب است.
در سال ۱۹۳۰، یک زلزلهشناس دانمارکی به نام «اینگه لمان» (Inge Lehmann) به نوع دیگری از امواج به نام «امواج اولیه» یا «امواج فشاری» برخورد که میتوانند از هستهی زمین هم عبور کنند و در سوی دیگر شناسایی شوند. او توضیح جالبی داد: «هستهی زمین به دو لایه تقسیم شدهاست. هستهی درونی، از عمق ۵۰۰۰ کیلومتری شروع میشود و جامد است. ولی هستهی بیرونی مذاب است.» ایدهی لمان در نهایت در سال ۱۹۷۰ پذیرفته شد.
@apsis
فقط زمین لرزهها نیستند که میتوانند در زمین امواج ضربهای ایجاد کنند. در حقیقت، زلزلهشناسان تا حد زیادی اطلاعات خود را مدیون آزمایش سلاحهای هستهای هستند. انفجارهای هستهای میتوانند در زمین موج ایجاد کنند. جالب اینجاست که یکی از راههای جاسوسی کشورها برای اینکه ببینند کشور دیگر آزمایش هستهای انجام میدهد یا خیر، گوش دادن به همین امواج است. در دوران جنگ سرد، این موضوع خیلی مورد اهمیت قرار گرفت و زلزلهشناسانی مثل لمان، حسابی از این موقعیت استفاده کردند. کشورهای رقیب، گوش بزنگ آزمایشهای هستهای یکدیگر بودند و در همین حین، زلزلهشناسان چیزهای زیادی یاد گرفتند. ما اکنون میتوانیم شکل درونی زمین را خیلی خوب ترسیم کنیم. زمین در مرکز خود دارای یک هستهی بیرونی مذاب است که تقریبا در نیمهی راه رسیدن به مرکز زمین شروع میشود. درون این هستهی بیرونی، هستهی درونی با قطر ۱۲۲۰ کیلومتر وجود دارد.
ولی هنوز چیزهای زیادی برای دانستن دربارهی هستهی مرکزی وجود دارد. مثلا اینکه دمای آن چقدر است؟ «لیدونکا ووکالدو» (Lidunka Vocadlo) از کالج دانشگاهی لندن میگوید: «دانستن دمای هستهی زمین تا حد زیادی مشکل است. ما نمیتوانیم آنجا یک دماسنج بگذاریم. تنها راه این است که در آزمایشگاه، فشاری به اندازهی مرکز زمین ایجاد کنیم.» در سال 2013، گروهی از پژوهشگران فرانسوی، بهترین تخمین از دمای مرکز زمین را ارائه دادند. آنها مقداری آهن خالص را به فشاری کمی بیشتر از فشار مرکز زمین رساندند. دانشمندان از این آزمایش نتیجه گرفتند که نقطهی ذوب آهن خالص در هستهی زمین، ۶۲۳۰ درجهی سانتیگراد است. وجود دیگر مواد در هسته، باعث میشود که دمای هسته تا حد ۶۰۰۰ درجه پایین بیاید.
@apsis
امواج در راه رسیدن به لرزهنگارها، در مسیرهای مختلفی از درون زمین عبور میکنند و این باعث میشود که صدای آنها از یکدیگر متفاوت باشد. از سالها پیش، مشخص شده بود که بعضی امواج لرزهای در عمق زمین گم میشوند و به حسگرهای لرزهنگار نمیرسند. انتظار میرفت که وقتی این امواج در قسمتی از زمین تولید میشوند، همیشه در سمت دیگر شنیده شوند، ولی گاهی اوقات اینطور نمیشد. این اتفاق منجر به کشف جالبی شد. در زمینلرزه، امواجی پیدا شد که نام آنها را «امواج ثانویه» یا «امواج برشی» گذاشتند. این امواج برخلاف موجهای سطحی میتوانند از درون جامدات، از جمله سنگهای زمین عبور کنند. این امواج فقط میتوانند از مواد جامد رد شوند و از مایعات گذر نمیکنند. دانشمندان حدس زدند احتمالا امواجی که از سوی دیگر زمین میآیند، به چیزی مذاب در مرکز زمین برمیخورند و نمیتوانند از آن گذر کنند. با نقشهبرداری از مسیر امواج برشی، مشخص شد که در عمق حدود ۳۰۰۰ کیلومتری زمین، سنگها به حالت مذاب قرار دارند. دانشمندان با تحلیل این موضوع پیشنهاد کردند که احتمالا کل هستهی زمین مذاب است.
🌐 www.apsis.ir
امواج ثانویهی زمین لرزه، از درون مایعات عبور نمیکنند، دانشمندان با مطالعهی این امواج فهمیدند که هستهی زمین مذاب است.
در سال ۱۹۳۰، یک زلزلهشناس دانمارکی به نام «اینگه لمان» (Inge Lehmann) به نوع دیگری از امواج به نام «امواج اولیه» یا «امواج فشاری» برخورد که میتوانند از هستهی زمین هم عبور کنند و در سوی دیگر شناسایی شوند. او توضیح جالبی داد: «هستهی زمین به دو لایه تقسیم شدهاست. هستهی درونی، از عمق ۵۰۰۰ کیلومتری شروع میشود و جامد است. ولی هستهی بیرونی مذاب است.» ایدهی لمان در نهایت در سال ۱۹۷۰ پذیرفته شد.
@apsis
فقط زمین لرزهها نیستند که میتوانند در زمین امواج ضربهای ایجاد کنند. در حقیقت، زلزلهشناسان تا حد زیادی اطلاعات خود را مدیون آزمایش سلاحهای هستهای هستند. انفجارهای هستهای میتوانند در زمین موج ایجاد کنند. جالب اینجاست که یکی از راههای جاسوسی کشورها برای اینکه ببینند کشور دیگر آزمایش هستهای انجام میدهد یا خیر، گوش دادن به همین امواج است. در دوران جنگ سرد، این موضوع خیلی مورد اهمیت قرار گرفت و زلزلهشناسانی مثل لمان، حسابی از این موقعیت استفاده کردند. کشورهای رقیب، گوش بزنگ آزمایشهای هستهای یکدیگر بودند و در همین حین، زلزلهشناسان چیزهای زیادی یاد گرفتند. ما اکنون میتوانیم شکل درونی زمین را خیلی خوب ترسیم کنیم. زمین در مرکز خود دارای یک هستهی بیرونی مذاب است که تقریبا در نیمهی راه رسیدن به مرکز زمین شروع میشود. درون این هستهی بیرونی، هستهی درونی با قطر ۱۲۲۰ کیلومتر وجود دارد.
ولی هنوز چیزهای زیادی برای دانستن دربارهی هستهی مرکزی وجود دارد. مثلا اینکه دمای آن چقدر است؟ «لیدونکا ووکالدو» (Lidunka Vocadlo) از کالج دانشگاهی لندن میگوید: «دانستن دمای هستهی زمین تا حد زیادی مشکل است. ما نمیتوانیم آنجا یک دماسنج بگذاریم. تنها راه این است که در آزمایشگاه، فشاری به اندازهی مرکز زمین ایجاد کنیم.» در سال 2013، گروهی از پژوهشگران فرانسوی، بهترین تخمین از دمای مرکز زمین را ارائه دادند. آنها مقداری آهن خالص را به فشاری کمی بیشتر از فشار مرکز زمین رساندند. دانشمندان از این آزمایش نتیجه گرفتند که نقطهی ذوب آهن خالص در هستهی زمین، ۶۲۳۰ درجهی سانتیگراد است. وجود دیگر مواد در هسته، باعث میشود که دمای هسته تا حد ۶۰۰۰ درجه پایین بیاید.
Forwarded from Mohamad Mirzaali
🔥 دمای هستهی زمین، چیزی در حدود ۶۰۰۰ درجه و نزدیک به دمای سطح خورشید است. @apsis
Forwarded from Mohamad Mirzaali
هستهی زمین دمای زمان پیدایشاش را حفظ کرده است. در ضمن بر اثر اصطکاک هم مقداری دما وجود میآید. عامل دیگر بوجود آمدن گرما، فروپاشی عناصر رادیواکتیو است. با این حال هستهی زمین در هر یک میلیارد سال، ۱۰۰ درجهی سانتیگراد سرد میشود. دانستن دمای زمین بسیار مهم است چرا که میتواند مشخص کنندهی سرعت عبور لرزهها از درون هسته باشد.
🌐 www.apsis.ir
سرعت امواج اولیه، به هنگام عبور از هستهی زمین، به شدت کم میشود. به صورتی که حتی اگر از درون آهن مذاب خالص رد میشد، سرعت آن بیشتر بود. ووکالدو میگوید: «سرعت موجی که زلزلهشناسان در زمینلرزه اندازهگیری میکنند، کاملا پایینتر از سرعتی است که ما در آزمایشگاه حساب میکنیم.» آنها پیشنهاد میکنند که مادهی دیگری در این میان وجود دارد.
فلز دیگری در هستهی زمین وجود دارد به نام نیکل. دانشمندان چگونگی گذر موجهای لرزهای از درون آلیاژ آهن-نیکل را بررسی کردهاند، ولی باز هم با دادههای واقعی هماهنگی ندارد. ووکالدو و همکارانش اکنون فکر میکنند که ممکن است در مرکز زمین عناصر دیگری نیز مثل سولفور یا سیلیکون وجود داشته باشد. هنوز هیچ دانشمندی نتوانسته نظریهای دربارهی هستهی مرکزی بدهد که بتواند همه را راضی کند.
ووکالدو سعی میکند که مواد هستهی درونی را با کامپیوتر شبیهسازی کند. او امیدوار است بتواند ترکیبی از مواد، دماها و فشارهایی را بیابد که بتوانند به میزان کافی، سرعت موجهای لرزهای را کم کنند. او میگوید که پاسخ معما میتواند در این واقعیت نهفته باشد که هستهی درونی تقریبا در دمای ذوب قرار دارد. در نتیجه، ویژگیهای مشخص مواد میتوانند با حالت جامد مواد متفاوت باشد. این شاید بتواند توضیح بدهد که چرا امواج لرزهای به هنگام عبور از هسته، آهستهتر از حد انتظار گذر میکنند.
سرعت امواج اولیه وقتی که از درون هستهی زمین رد میشوند بسیار کندتر از حد انتظار داست. دانشمندان سعی میکنند در آزمایشگاه ترکیبی از مواد را شبیهسازی کنند که بتواند این سرعت کم را توجیه کند.
🌐 www.apsis.ir
سرعت امواج اولیه، به هنگام عبور از هستهی زمین، به شدت کم میشود. به صورتی که حتی اگر از درون آهن مذاب خالص رد میشد، سرعت آن بیشتر بود. ووکالدو میگوید: «سرعت موجی که زلزلهشناسان در زمینلرزه اندازهگیری میکنند، کاملا پایینتر از سرعتی است که ما در آزمایشگاه حساب میکنیم.» آنها پیشنهاد میکنند که مادهی دیگری در این میان وجود دارد.
فلز دیگری در هستهی زمین وجود دارد به نام نیکل. دانشمندان چگونگی گذر موجهای لرزهای از درون آلیاژ آهن-نیکل را بررسی کردهاند، ولی باز هم با دادههای واقعی هماهنگی ندارد. ووکالدو و همکارانش اکنون فکر میکنند که ممکن است در مرکز زمین عناصر دیگری نیز مثل سولفور یا سیلیکون وجود داشته باشد. هنوز هیچ دانشمندی نتوانسته نظریهای دربارهی هستهی مرکزی بدهد که بتواند همه را راضی کند.
ووکالدو سعی میکند که مواد هستهی درونی را با کامپیوتر شبیهسازی کند. او امیدوار است بتواند ترکیبی از مواد، دماها و فشارهایی را بیابد که بتوانند به میزان کافی، سرعت موجهای لرزهای را کم کنند. او میگوید که پاسخ معما میتواند در این واقعیت نهفته باشد که هستهی درونی تقریبا در دمای ذوب قرار دارد. در نتیجه، ویژگیهای مشخص مواد میتوانند با حالت جامد مواد متفاوت باشد. این شاید بتواند توضیح بدهد که چرا امواج لرزهای به هنگام عبور از هسته، آهستهتر از حد انتظار گذر میکنند.
سرعت امواج اولیه وقتی که از درون هستهی زمین رد میشوند بسیار کندتر از حد انتظار داست. دانشمندان سعی میکنند در آزمایشگاه ترکیبی از مواد را شبیهسازی کنند که بتواند این سرعت کم را توجیه کند.
رونمایی از «اطلس تهران قدیم» در روز جهانی محوطه ها و بناهای تاریخی
لینک کامل مقاله: http://www.apsis.ir/?p=3076
از «اطلس تهران قدیم» در روز جهانی محوطهها و بناهای تاریخی در خانه اندیشمندان علوم انسانی رونمایی خواهد شد. به گزارش از خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، کتاب مذکور به معرفی بیش از ۲۷۰ مورد نقشه (یا مجموعه نقشه) از تهران و اطراف آن میپردازد. محدوده زمانی این اسناد از ۱۲۰۵ شمسی (دوره فتحعلیشاه قاجار) تا ۱۳۵۷ شمسی (پایان حکومت پهلوی) است.
این اسناد از ۲۵ مجموعهی داخلی و خارجی گردآوری شده است. کتاب اطلس تهران قدیم پژوهش و نگارش رضا شیرازیان با مقدمهی دکتر سیروس علائی در قطع رحلی و در ۳۹۲ صفحه توسط انتشارات دستان منتشر شده است.
لینک کامل مقاله: http://www.apsis.ir/?p=3076
از «اطلس تهران قدیم» در روز جهانی محوطهها و بناهای تاریخی در خانه اندیشمندان علوم انسانی رونمایی خواهد شد. به گزارش از خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، کتاب مذکور به معرفی بیش از ۲۷۰ مورد نقشه (یا مجموعه نقشه) از تهران و اطراف آن میپردازد. محدوده زمانی این اسناد از ۱۲۰۵ شمسی (دوره فتحعلیشاه قاجار) تا ۱۳۵۷ شمسی (پایان حکومت پهلوی) است.
این اسناد از ۲۵ مجموعهی داخلی و خارجی گردآوری شده است. کتاب اطلس تهران قدیم پژوهش و نگارش رضا شیرازیان با مقدمهی دکتر سیروس علائی در قطع رحلی و در ۳۹۲ صفحه توسط انتشارات دستان منتشر شده است.
آپسیس
اطلس تهران قدیم - آپسیس
از «اطلس تهران قدیم» در روز جهانی محوطه ها و بناهای تاریخی در خانه اندیشمندان علوم انسانی روز یکشنبه 29 فروردین از ساعت 17 تا 19 رونمایی خواهد شد.
Forwarded from Mohamad Mirzaali
🌏 اگر نیروی گرانش خاموش شود، چه اتفاقی برای ما میافتد؟
🖊 نویسنده: مهدی مومن زاده
🌐 www.apsis.ir
این روزها با ثبت مستقیم امواج گرانشی، بحث پیرامون گرانش خیلی داغ شده است. ما همگی به خوبی گرانش را احساس میکنیم. گرانش همان پدیدهای است که به آن جاذبه هم میگوییم و باعث میشود ما در هوا معلق نباشیم. ولی اگر به یکباره گرانش متوقف شود چه اتفاقی میافتد؟ البته که علم میگوید امکان ندارد چنین چیزی رخ دهد، ولی به هر حال قدرت تخیل ما این حرفها را نمیشناسد.
@apsis
«جی باکی» (Jay Buckey) که یک پزشک است و زمانی در ناسا فضانورد بوده، در یک سخنرانی «تد ایدی» (TEDEd) به این موضوع اشاره کرد. باکی میگوید که بدن ما در سازگاری کامل با گرانش زمین تکامل یافته است. اگر زمان زیادی در جایی مثل ایستگاه فضایی که گرانش وجود ندارد زندگی کنیم، وضعیت بدنمان تغییر میکند. اکنون ثابت شده که فضانوردان وقتی به مدت طولانی در ماموریت فضایی هستند، تراکم استخوانی، توان ماهیچهای و البته تعادل بدن خود را از دست میدهند. به جز این، طبق گفتهی «کوین فونگ» (Kevin Fong) به سایت «وایرد» (Wired) زندگی در شرایط بیوزنی به دلایلی که دقیقا برای ما مشخص نیست، میتواند تعداد گلوبولهای قرمز خون ما را کم کند و در نتیجه منجر به بیماری «کمخونی فضایی» (Space Anaemia) شود. بدین ترتیب زخمها خیلی دیر ترمیم میشوند و سیستم ایمنی بدن تضعیف میشود. جایی که گرانش وجود ندارد یا خیلی کم است، حتی خواب ما هم دچار اختلال میشود.
🖊 نویسنده: مهدی مومن زاده
🌐 www.apsis.ir
این روزها با ثبت مستقیم امواج گرانشی، بحث پیرامون گرانش خیلی داغ شده است. ما همگی به خوبی گرانش را احساس میکنیم. گرانش همان پدیدهای است که به آن جاذبه هم میگوییم و باعث میشود ما در هوا معلق نباشیم. ولی اگر به یکباره گرانش متوقف شود چه اتفاقی میافتد؟ البته که علم میگوید امکان ندارد چنین چیزی رخ دهد، ولی به هر حال قدرت تخیل ما این حرفها را نمیشناسد.
@apsis
«جی باکی» (Jay Buckey) که یک پزشک است و زمانی در ناسا فضانورد بوده، در یک سخنرانی «تد ایدی» (TEDEd) به این موضوع اشاره کرد. باکی میگوید که بدن ما در سازگاری کامل با گرانش زمین تکامل یافته است. اگر زمان زیادی در جایی مثل ایستگاه فضایی که گرانش وجود ندارد زندگی کنیم، وضعیت بدنمان تغییر میکند. اکنون ثابت شده که فضانوردان وقتی به مدت طولانی در ماموریت فضایی هستند، تراکم استخوانی، توان ماهیچهای و البته تعادل بدن خود را از دست میدهند. به جز این، طبق گفتهی «کوین فونگ» (Kevin Fong) به سایت «وایرد» (Wired) زندگی در شرایط بیوزنی به دلایلی که دقیقا برای ما مشخص نیست، میتواند تعداد گلوبولهای قرمز خون ما را کم کند و در نتیجه منجر به بیماری «کمخونی فضایی» (Space Anaemia) شود. بدین ترتیب زخمها خیلی دیر ترمیم میشوند و سیستم ایمنی بدن تضعیف میشود. جایی که گرانش وجود ندارد یا خیلی کم است، حتی خواب ما هم دچار اختلال میشود.
Forwarded from Mohamad Mirzaali
سفرهای فضایی طولانی مدت برای فضانوردان عوارضی مثل کاهش تراکم استخوان و توان ماهیچهای دارد. @apsis
Forwarded from Mohamad Mirzaali
این اتفاقی است که در یک سفر نسبتا طولانی مدت فضایی برای ما میافتد. ولی باکی پرسش دیگری را مطرح میکند: «اگر بدن ما در بیوزنی رشد کند چه اتفاقی میافتد؟» او ادامه ميدهد: «چه بلایی بر سر بعضی از سیستمهای بدن مثل ماهیچهها، سیستم تعادل، قلب و رگهای قلب که به گرانش متکی هستند میآید؟» چیزی که تقریبا از آن مطمئن هستیم این است که در این شرایط بدن انسان به شکلی کاملا متفاوت رشد میکند. معمولا اگر به دلایلی اتفاقی بیفتد که لازم نباشد از یکی از اندامهای بدن خود استفاده کنیم، به طور کلی بدن آن را نادیده میگیرد. مثلا سالها پیش آزمایشی انجام شد که در آن، یکی از چشمان بچه گربهای که تازه به دنیا آمده بود را بستند. گربه روز به روز رشد میکرد و بدن او کامل میشد، ولی مدارهای عصبی که باید چشم بسته را به مغز وصل میکردند، هیچ وقت رشد نکردند و تکامل نیافتند. چرا که به هر حال چشمی که بسته شده بود هیچ دادهی تصویری دریافت نمیکرد، بنابراین مغز به کلی آن را نادیده گرفت و در نتیجه مسیرهای ارتباطی عصبی هم شکل نگرفت. به نظر میرسد که دیگر قسمتهای بدن هم چنین وضعیتی داشته باشند. اگر گرانش وجود نداشته باشد، اندامهایی مثل قلب، رگها و استخوانها به شکلی کاملا متفاوت رشد میکنند.
🌐 www.apsis.ir
به نظر میرسد در مسئلهی از بین رفتن ناگهانی گرانش، مشکلات مهمتر از نحوهی رشد بدن هم وجود دارد. «کارن مسترز» (Karen Masters) که ستارهشناسی از دانشگاه پورتسموث انگلستان است در سایت Ask an Astronomer زیر مجموعهی دانشگاه کرنل نوشته که اولین مشکل این است که زمین با سرعت خیلی زیادی دور خودش میچرخد. مثل این است که وزنهای را به یک طناب وصل کرده باشید و آن را دور خودتان بچرخانید. مسترز در این سایت میگوید: «خاموش کردن ناگهانی گرانش مثل این است که یک دفعه طناب را رها کنید.» او ادامه میدهد: «اشیایی که به نحوی به سطح زمین قفل نشده باشند، در صورت از بین رفتن گرانش به ناگهان از زمین جدا میشوند و مستقیم به فضا میروند.»
🌐 www.apsis.ir
به نظر میرسد در مسئلهی از بین رفتن ناگهانی گرانش، مشکلات مهمتر از نحوهی رشد بدن هم وجود دارد. «کارن مسترز» (Karen Masters) که ستارهشناسی از دانشگاه پورتسموث انگلستان است در سایت Ask an Astronomer زیر مجموعهی دانشگاه کرنل نوشته که اولین مشکل این است که زمین با سرعت خیلی زیادی دور خودش میچرخد. مثل این است که وزنهای را به یک طناب وصل کرده باشید و آن را دور خودتان بچرخانید. مسترز در این سایت میگوید: «خاموش کردن ناگهانی گرانش مثل این است که یک دفعه طناب را رها کنید.» او ادامه میدهد: «اشیایی که به نحوی به سطح زمین قفل نشده باشند، در صورت از بین رفتن گرانش به ناگهان از زمین جدا میشوند و مستقیم به فضا میروند.»
Forwarded from Mohamad Mirzaali
بنابراین اگر از روی بدشانسی زمانی که گرانش خاموش میشود در خیابان باشید، حتما به آسمان میروید، از زمین خارج و نهایتا در فضا گم میشوید. ولی اگر در خانه باشید بدترین اتفاقی که میافتد این است که به سقف خانهتان برخورد میکنید. خود خانهها هم محکم به زمین چسبیدهاند و دست کم در مدت زمان کوتاه از آن کنده نمیشوند. منتها فقط آدمها و اشیاء نیستند که از زمین کنده میشوند، همهی اتمسفر زمین، رودخانهها، دریاها و اقیانوسها همین بلا سرشان میآید.
🌐 www.apsis.ir
مسترز میگوید که عدم وجود گرانش در نهایت باعث نابودی زمین میشود. زمین کم کم تکه تکه و قطعات آن در فضا شناور میشود. همین بلا بر سر خورشید هم میآید. بدین ترتیب که در نبود گرانش، فشار داخلی انفجارهای همجوشی خورشید باعث میشود که این ستاره با شدت خیلی زیاد منفجر شود. دیگر ستارگان هم چنین سرنوشتی خواهند داشت و منفجر میشوند. با این حال آنها چندین و چند سال نوری با ما فاصله دارند و تازه بعد از حدود چهار سال متوجه نابود شدن اولین ستارهی کهکشانمان میشویم. در نهایت هیچ تجمع مادهای مثل سیارهها، ستارهها یا کهکشانها را نمیتوانیم در عالم ببینیم. فقط سوپی از اتمها و مولکولها خواهیم داشت که بی هدف به این سو و آن سو میروند هیچ اتفاق خاصی هم برای آنها نمیافتد.
🌐 www.apsis.ir
مسترز میگوید که عدم وجود گرانش در نهایت باعث نابودی زمین میشود. زمین کم کم تکه تکه و قطعات آن در فضا شناور میشود. همین بلا بر سر خورشید هم میآید. بدین ترتیب که در نبود گرانش، فشار داخلی انفجارهای همجوشی خورشید باعث میشود که این ستاره با شدت خیلی زیاد منفجر شود. دیگر ستارگان هم چنین سرنوشتی خواهند داشت و منفجر میشوند. با این حال آنها چندین و چند سال نوری با ما فاصله دارند و تازه بعد از حدود چهار سال متوجه نابود شدن اولین ستارهی کهکشانمان میشویم. در نهایت هیچ تجمع مادهای مثل سیارهها، ستارهها یا کهکشانها را نمیتوانیم در عالم ببینیم. فقط سوپی از اتمها و مولکولها خواهیم داشت که بی هدف به این سو و آن سو میروند هیچ اتفاق خاصی هم برای آنها نمیافتد.
Forwarded from Mohamad Mirzaali
در صورت عدم حضور گرانش، زمین، خورشید، ستارهها، کهکشانها و در کل همهی ساختارهای عالم از هم میپاشد. @apsis
Forwarded from Mohamad Mirzaali
البته همانطور که اشاره کردیم این اتفاق هیچ وقت نمیافتد چرا که گرانش یکی از نیروهای بنیادین طبیعت است. در حقیقت باید گفت که در طبیعت فقط چهار نیروی بنیادین داریم. سهتای دیگر آنها، نیروی الکترومغناطیس، نیروی اتمی قوی و نیروی اتمی ضعیف هستند. بدون اینها، خود اتمها از هم میپاشند و وجود نخواهند داشت. با این حال گرانش شاید تنها نیروی بنیادین طبیعت است که ما هربار به هوا میپریم و هرگاه میدویم و راه میرویم آن را احساس میکنیم. شاید به همین دلیل است که با شنیدن خبر ثبت مستقیم امواج گرانشی اینقدر شگفتزده شدیم. @apsis
گروه تلگرام آپسیس: https://telegram.me/joinchat/BhPmPz4S7NyECqXhRKaeHw