Forwarded from [حــآن]
من نمیدونم تو جامعهای که گوشت یه کالای لوکس محسوب میشه عینک حسادت چه عنیه.
امروز از درد پوستم کنده شد و اشکم دراومد.
زن بودن همینجوریش سخته، این دردهای جسمیشو دیگه نمیتونم.
زن بودن همینجوریش سخته، این دردهای جسمیشو دیگه نمیتونم.
امروز با بچهها جلسه فردی داشتم. ازشون خواستم اگه دلخوری و ناراحتی و نقدی دارن بهم بگن بدون نگرانی. دو نفر از سه نفر گفتن تیرماه نمیدونیم انگار حالتون خوب نبود چندبار تند شدید. ما به این لحنتون عادت نداریم و دلخور شدیم یکم.
گفتم حالم که خوب نبود نمیدونم به خاطر احوالاتم بود یا موضوع دیگهای، به هر صورت عذر میخواهم بابت لحن تندم.
با یاد تیرماه چاقو رو تو قلبم فرو برده بودم و میچرخوندم و بغضمو پشت کلمات قایم میکردم. بله حالم خوب نبود. از ٩ اسفند حالم خوب نیست. لحظهلحظه هر روز تیرماه شکنجه شدم. تابوت عزیزمو دیدم و خرد شدم. هرجا که رفت دنبالش کردم و پیر شدم. تیرماه سوختم و خاکستر شدم. ازم چیزی نموند جز کالبد خالیای که نفس میکشید، راه میرفت، عین یه ماشین کار میکرد و خالی از روح و زندگی بود. تیرماه روحمو به خاک سپردم.
گفتم حالم که خوب نبود نمیدونم به خاطر احوالاتم بود یا موضوع دیگهای، به هر صورت عذر میخواهم بابت لحن تندم.
با یاد تیرماه چاقو رو تو قلبم فرو برده بودم و میچرخوندم و بغضمو پشت کلمات قایم میکردم. بله حالم خوب نبود. از ٩ اسفند حالم خوب نیست. لحظهلحظه هر روز تیرماه شکنجه شدم. تابوت عزیزمو دیدم و خرد شدم. هرجا که رفت دنبالش کردم و پیر شدم. تیرماه سوختم و خاکستر شدم. ازم چیزی نموند جز کالبد خالیای که نفس میکشید، راه میرفت، عین یه ماشین کار میکرد و خالی از روح و زندگی بود. تیرماه روحمو به خاک سپردم.
روزهایی هست که نمیدونم باید با خودم و زندگیم چیکار کنم. ممکنه دست به کارهای جالبی بزنم. مثلا امروز مثل همه این سالها قبل پیدا کردن کار جدید، استعفا دادم.
اصلاً مغزم دیگه واسه هیچی جا نداره. ظرفیت مغزم از حرفای گفته نشده، تلاشای به نتیجه نرسیده و سوگهای تمامنشده کاملاً پر شده. بعد آقا هم که عملاً زمین خوردم. کاری که میکنم حتی اسمش ادامه دادن هم نیست. من اینطوری ادامه نمیدادم. رغبتمو به همه چیز از دست دادم و حرف نزدن دربارهش قویم نمیکنه و حتی نمیدونم باید چطوری ازش گفت. بلایی که به سرمون اومد خیلی برای توان من زیاد بود. نمیدونم باید چجوری همه اینارو تحمل کرد. کاملاً سپر انداختم و هیچی حس نمیکنم.
شب تولدت از ظلمهایی که به امتت شد به تو شکایت میبرم و حالا که عزیز دل خدایی لطفاً بخواه به ما رحم کنه و اماممون رو بهمون برگردونه.
پست آخر لپشاپو دیدید؟
اگه مثل من پول ندارید و منتظر تخفیفید همیشه، الان وقتشه🚶🏻♀
اگه مثل من پول ندارید و منتظر تخفیفید همیشه، الان وقتشه🚶🏻♀