🔻پیتـوســ 🇮🇷
272 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
به سرازیری باب‌القبله
عرب خالقی
-شب هفتم-

زندگی طوری بود که طعم انواع تنهایی را چشیده‌ام؛ تحمیل‌شده و خودخواسته. اما از وقتی با تو آشنا شدم از اینکه در همه تنهایی‌هایم تو نباشی بدجور وحشت دارم. از تنهایی قبر هم خیلی می‌ترسم و تنها امیدم این است که وقتی از ترس زبانم بند آمد، تو بیایی و بگویی او در اوج تنهایی‌هایش دلش برای تنهایی من خیلی سوخت و چشمانش تر شد...
Forwarded from lop shop 🤭
-صلي الله عليک یا اباعبداللّه-

به دهر هر خبری هست زیر پرچم توست...

پک‌استیکر تمبر ایرانِ حسین 🖤

عرض ارادتی به پیشگاه حبیبنا امام حسین علیه‌السّلام🥲

ابعاد: ٨×٨

با قیمت ٩٠ تومان و برای سفارش‌های بالای ده برگ، با ٢٠درصد تخفیف معادل ٧٢ تومان تقدیمتون می‌شه.🌻

از اینجا می‌تونید سفارش بدید:
@lop_admin

@lopshop_art
WWW.ZAKERIN.IR
Haaj Mahmoud Karimi
-شب هشتم-

شب هشتم چیزی ندارم برای گفتن
جز اینکه جوان‌هامان به فدای جوانت
جوانی‌مان هم. اگر بپذیری...
بمیرم برای قلب شکسته‌ات حسین جان...
Daman Keshan ~ UpMusic
Mahmood karimi ~ UpMusic
-شب نهم-

یک روز تو از بین تاریکی‌ها پیدایم کردی. کورمال کورمال خودم را به دست‌هات سپردم. از آن روز دیگر گم نشدم. دور خودم زیاد چرخیدم ولی گم نشدم. چشم باز کردم و خودم را دم خانه حسینت پیدا کردم. دیگر گم نشدم ولی تا دلت بخواهد آواره شدم. از آن روز همه جا دنبال بوی دست‌های تو می‌گردم...
دریا تو دستاته برادر
ممنون دستاتم علمدار...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
با عشقِ تو من زنده‌ام...🖤🏴
[من و زیبا]
-شب دهم-

تو بیشتر از همه معنای امید را می‌دانی. از کسی که همه امیدش تویی ناامید نشو...
بخش هفتم - واحد (خودم اینجا، دلم پشت سر قافله)
حاج محمود کریمی
-شب یازدهم-

امروز بالاخره یادم آمد آن آوارگی و درماندگی صبح دهم اسفند شبیه حس بیچارگی عصر عاشورا بود. دیگر تمام شد. آنچه ترسش را داشتیم سرمان آمد. پیش چشممان امیدمان را کشتند.
اما تو عزیزم...
ما را نشاندی سر سفره‌ی غمت. جرعه‌جرعه از داغت نوشاندی‌مان. سوختیم و دچارت شدیم. دیگر حالمان با ذکر مصیبت تو و اصحابت تماشاییست...
Forwarded from خاب که چی؟ 🎒
آقا یه روضه ما رو نجات داد.
السلام علیک یا سیدتنا رقیه، علیک تحیه والسلام

قطره باشیم در دریای وداع...

▫️در آخرین روزهای حضور پیکر مطهر امام شهید در شهر تهران، قرار است میزبان خیل عظیمی از زائران باشیم. ما هم به عنوان قطره‌ای از اقیانوس خادمان، یک ایستگاه صلواتی راه انداختیم و با کمک شما قصد داریم سهمی در پذیرایی روز تشییع از این جمعیت داشته باشیم.

▫️با توجه به اولویت‌های اعلام شده از سوی ستاد برگزاری تشییع، برنامه‌ی اصلی ما پخش شربت خنک است. ضمن اینکه بنا به میزان بودجه‌ای که جمع‌آوری شود، امکان اضافه کردن خوراکی‌های دیگر هم خواهد بود تا تنوع بیشتری در پذیرایی داشته باشیم.

▫️ هر کمکی، حتی به اندازه‌ی یک لیوان شربت، در این مسیر ارزشمند است و ما را در این خدمت‌رسانی همراهی می‌کند.

▪️شماره کارت:
6219861996393780
فرزانه سادات باطنی
6104338677095164
فاطمه امان‌گاه

📍 ایستگاه نذر دختر سه ساله اباعبدالله است و اگر نذری برای دهه دوم محرم دارید امکان واریز هست.
📍 نیازی به ارسال رسید نیست.
📍 مکان موکب: خیابان حبیب الله، حوالی میدان آزادی
از اینکه زنده‌ام متنفرم.
ولی این آخرین تلاش‌هامون برای آقاست...
برای خادمی مراسم اسم نوشتم و امروز یه چیز ترسناک از ذهنم گذشت.
هر وقت برای نمازای آقا می‌رفتم مصلی، شادی و شوق از چهره مردم می‌بارید. خادما با لبخند خوشامد می‌گفتن. آقا که میامد همه وسط خنده صورتشون خیس از اشک می‌شد.
حالا قراره به هم چی بگیم؟ به مهمانای آقا چی باید گفت؟ یتیمای آقا که به هم می‌رسن چی می‌گن؟
خدا صبرتون بده؟
کاش خدا صبرمون نده....
Forwarded from 🚩|در فلق بود| (زهرا)
چه پوستی از ما کنده شد.
این روزا خیلی دلم برای آقامجتبی می‌گیره.
برای سلامتی و آرامش دلش حمد زیاد بخونیم...
دستی دگر بسوزان مارا ثواب دارد...
نمی‌خوام باهات خداحافظی کنم.
هرچیزی که دوست داری، یک روز از تو جدا خواهد شد...

وقتی ماشین از جلو چشمام می‌گذشت، صدای تو و این کلماتت از بلندگوها پخش می‌شد. دستمو برای خداحافظی بالا نیاوردم. هی اومدم و رفتم و آخرم نتونستم خداحافظی کنم. فقط گفتم مارو کجا می‌ذاری و می‌ری؟ و تو رفتی. ما سوختیم.
-اولین زائر اربعین-

عزیزم عزیزم عزیزم
زیارتت قبول...
تو رو قسم به زهرای کوچک و مظلومت
سلام مارو به سیدالشهداء برسون...
ای اهل عراق
دست‌هاتون رو می‌بوسم
کسی که اینطور شایسته میزبانیش رو می‌کنید قلب ماست...