دوستام گفتن چرا تلگرام نمیای؟
صادقانهش اینه که حوصله نداشتم و به بله عادت کرده بودم.🚶🏻♀
ولی اگه چیزمیزای خوشگل میخواین بفرمایید.
@lopshop_art 🤭
همه تصویرسازیهای خودمونه و رو تکتک جزئیاتش زمان گذاشته شده که دلتونو ببره و جیبتونو خالی کنه. 😶😂
به عالم و آدمم معرفیمون کنید🫂
صادقانهش اینه که حوصله نداشتم و به بله عادت کرده بودم.🚶🏻♀
ولی اگه چیزمیزای خوشگل میخواین بفرمایید.
@lopshop_art 🤭
همه تصویرسازیهای خودمونه و رو تکتک جزئیاتش زمان گذاشته شده که دلتونو ببره و جیبتونو خالی کنه. 😶😂
به عالم و آدمم معرفیمون کنید🫂
قناة العتبة الحسينية المقدسة
Photo
اگه وقتی دورتون میگردیم، آفتاب داغ کربلا تا مغز استخونمونو بسوزونه، به حال درونیمون خیلی نزدیکتره...
هرچقدر گریه میکنم درد قلبم آروم نمیشه. هرچقدر از اخبار تشییع فرار میکنم چیزی از نبودنت کم نمیشه...
نمیخوام پشت تابوتی برم که نشون تو رو داره. پام بشکنه. اصلاً بمیرم و به تشییعت نرسم.
دلم میخواد صدای آقارو بشنوم که صدای منزجرکننده شما دیوانههای کفنپوش به گوشم نرسه. همون اسرائیل بشنوه و بشکن بزنه از خوشحالی خریتاتون.
تمنای حسین
حاج محمود کریمی
-شب اول-
یکبار دیگر به عزای تو رسیدم. هیچوقت اینطور ندیده بودیام. هیچوقت اینطور دلتنگ و محتاج پناهت نبودهام...
یکبار دیگر به عزای تو رسیدم. هیچوقت اینطور ندیده بودیام. هیچوقت اینطور دلتنگ و محتاج پناهت نبودهام...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
سید امیر حسینی – نماهنگ آقام فقط حسینه
-شب دوم-
-گفته بودم تا حرم را نبینم باورم نمیشود باز هم راهم دادی. حالا در ون گرم عراقی نشستهایم و با عزیزدلم گفتنهایش بلندبلند گریه میکنیم-
چهار سال از آن لحظات گذشته. اینها را همان موقع نوشته بودم. هنوز هم با شنیدنش بلندبلند گریه میکنم عزیزدلم...
-گفته بودم تا حرم را نبینم باورم نمیشود باز هم راهم دادی. حالا در ون گرم عراقی نشستهایم و با عزیزدلم گفتنهایش بلندبلند گریه میکنیم-
چهار سال از آن لحظات گذشته. اینها را همان موقع نوشته بودم. هنوز هم با شنیدنش بلندبلند گریه میکنم عزیزدلم...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
<unknown> – آرام ِجــــــــــــــــانم |
-شب سوم-
بالا و پایین زیاد داشتهام. اصلاً با تو بود که اولین بار فهمیدم زندگی بالا هم دارد. گفته بودم درباره امام حسین نمیتوانم حرف بزنم. درباره امام حسین میتوانم گریه کنم. بگو حسین و جواب سوالهایت را از اشک چشمهایم بگیر...
بالا و پایین زیاد داشتهام. اصلاً با تو بود که اولین بار فهمیدم زندگی بالا هم دارد. گفته بودم درباره امام حسین نمیتوانم حرف بزنم. درباره امام حسین میتوانم گریه کنم. بگو حسین و جواب سوالهایت را از اشک چشمهایم بگیر...
حسین طاهری
-شب چهارم-
روزهای زیادی را از سر گذراندم که نفسم از سنگینی فشارهای زندگی بالا نیامده. اغراق نیست اگر بگویم شده دست به دیوار گرفتم که فقط روی پا بمانم. همه آن روزها بردن اسم زیبای تو بود که راه نفسم را باز کرد. همه این روزها هم...
چقدر نام تو زیباست اباعبدالله...
روزهای زیادی را از سر گذراندم که نفسم از سنگینی فشارهای زندگی بالا نیامده. اغراق نیست اگر بگویم شده دست به دیوار گرفتم که فقط روی پا بمانم. همه آن روزها بردن اسم زیبای تو بود که راه نفسم را باز کرد. همه این روزها هم...
چقدر نام تو زیباست اباعبدالله...
Forwarded from lop shop 🤭
-صلي الله عليک یا اباعبداللّه-
حسین جان؛
این طرفه نگر که خود ندارم یک دل،
وآنگه به هزار دل، تو را دارم دوست..
پکاستیکر حبیبی حسین 🖤
عرض ارادتی به پیشگاه حبیبنا امام حسین علیهالسّلام 🥲
ابعاد: نصف A5
با قیمت ١٣۵ تومان و برای سفارشهای بالای ده برگ، با ٢٠درصد تخفیف معادل ١٠٨ تومان تقدیمتون میشه.🌻
از اینجا میتونید سفارش بدید:
@lop_admin
@lopshop_art
حسین جان؛
این طرفه نگر که خود ندارم یک دل،
وآنگه به هزار دل، تو را دارم دوست..
پکاستیکر حبیبی حسین 🖤
عرض ارادتی به پیشگاه حبیبنا امام حسین علیهالسّلام 🥲
ابعاد: نصف A5
با قیمت ١٣۵ تومان و برای سفارشهای بالای ده برگ، با ٢٠درصد تخفیف معادل ١٠٨ تومان تقدیمتون میشه.🌻
از اینجا میتونید سفارش بدید:
@lop_admin
@lopshop_art
آروم آروم پر میگیرم
[ @Rozekhon | sed amir ]
-شب پنجم-
دست به دامان خیال و خاطراتم برای ادامه دادن. آدم ویژهای نیستم و داستانم با تو حتماً شبیه داستان خیلی دیگر از آدمهای معمولیست. معمولیهای تنها و عاصی که تو یک روز خودت را نشانشان دادی و برای باز دیدنت سر به بیابانهای داغ میگذارند و گلهای ندارند. حالا ده سالی میشود که چند روز زیر سایه امن تو و در هوای تو نفس میکشم و باقی روزهای سال با خاطرات همان چند روز و آرزوی تکرارش زنده میمانم...
دست به دامان خیال و خاطراتم برای ادامه دادن. آدم ویژهای نیستم و داستانم با تو حتماً شبیه داستان خیلی دیگر از آدمهای معمولیست. معمولیهای تنها و عاصی که تو یک روز خودت را نشانشان دادی و برای باز دیدنت سر به بیابانهای داغ میگذارند و گلهای ندارند. حالا ده سالی میشود که چند روز زیر سایه امن تو و در هوای تو نفس میکشم و باقی روزهای سال با خاطرات همان چند روز و آرزوی تکرارش زنده میمانم...
دارم ذهنمو از دست میدم؛ تا امروز انقدر مشوش و بهمریخته نبوده. فشار خیلی زیادی رومه. سخت میتونم کار درستو تشخیص بدم و تصمیم بگیرم. پای هزارتا نگرانی وسطه. واقعاً به آرامشی از جنس اربعین نیاز دارم که همه چیزو رها میکنم و میرم و حتی یه ثانیه هم فکر نمیکنم چی میشه. میرم و میگم به خودت مطمئنم. برام دعا کنید...
فردا قرار مهمی دارم.
امشب خیلی دعام کنید.
و صلواتاتونو بفرستید سمتم
که هر آنچه خیره رقم بخوره.🫂
امشب خیلی دعام کنید.
و صلواتاتونو بفرستید سمتم
که هر آنچه خیره رقم بخوره.🫂