🔻پیتـوســ 🇮🇷
جوان دهه هشتادی خادم موکب شریف امینالله حین جلوگیری از سوزاندن مسجد، بین همین وحوش تنها گرفتار شد و آنقدر با سنگ و هرچی دستشون بود تو سرش کوبیدن که جمجمهش خرد شد و سه هفتهست تو کماست. این بچه ظهر و شام برای زائران موکب غذا میاورد. لطفاً برای نوکر اباعبداللّه…
چند نفری حال خادم جانباز امام حسین رو ازم پرسیدن. این پیام از قول مسئول موکبه از عیادت امروز:
از شرح حالش که پرسیدید
ما که رفتیم خواب بود
پدرش بیدارش کرد
چشمانش باز میشه و ما رو میدید
اما هیچ واکنشی نمیتونست نشون بده
خاطرات موکب رو براش تعریف کردیم و با دقت گوش میداد اما هیچ کاری نمیتونست بکنه
حالش خیلی بهتر شده الحمدلله
هوشیاریش ۸ هست
با دستگاه بهش غذا میدن و تنفسش هم به کمک دستگاهه
کاسه سرش رو برداشتن و چند عمل جراحی داشته تا الان
به نیت شفای عاجل و کامل، یک حمد قرائت کنید.
از شرح حالش که پرسیدید
ما که رفتیم خواب بود
پدرش بیدارش کرد
چشمانش باز میشه و ما رو میدید
اما هیچ واکنشی نمیتونست نشون بده
خاطرات موکب رو براش تعریف کردیم و با دقت گوش میداد اما هیچ کاری نمیتونست بکنه
حالش خیلی بهتر شده الحمدلله
هوشیاریش ۸ هست
با دستگاه بهش غذا میدن و تنفسش هم به کمک دستگاهه
کاسه سرش رو برداشتن و چند عمل جراحی داشته تا الان
به نیت شفای عاجل و کامل، یک حمد قرائت کنید.
قلبم شکست عکسشو دیدم.
برای این بچه دعا کنید امشب و فردا که عیده امیرالمؤمنین رو سرش دست بکشه.
برای این بچه دعا کنید امشب و فردا که عیده امیرالمؤمنین رو سرش دست بکشه.
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ✨
[غدیر ١۴٠۵-موکب شریف امینالله]
[غدیر ١۴٠۵-موکب شریف امینالله]
دوستام گفتن چرا تلگرام نمیای؟
صادقانهش اینه که حوصله نداشتم و به بله عادت کرده بودم.🚶🏻♀
ولی اگه چیزمیزای خوشگل میخواین بفرمایید.
@lopshop_art 🤭
همه تصویرسازیهای خودمونه و رو تکتک جزئیاتش زمان گذاشته شده که دلتونو ببره و جیبتونو خالی کنه. 😶😂
به عالم و آدمم معرفیمون کنید🫂
صادقانهش اینه که حوصله نداشتم و به بله عادت کرده بودم.🚶🏻♀
ولی اگه چیزمیزای خوشگل میخواین بفرمایید.
@lopshop_art 🤭
همه تصویرسازیهای خودمونه و رو تکتک جزئیاتش زمان گذاشته شده که دلتونو ببره و جیبتونو خالی کنه. 😶😂
به عالم و آدمم معرفیمون کنید🫂
قناة العتبة الحسينية المقدسة
Photo
اگه وقتی دورتون میگردیم، آفتاب داغ کربلا تا مغز استخونمونو بسوزونه، به حال درونیمون خیلی نزدیکتره...
هرچقدر گریه میکنم درد قلبم آروم نمیشه. هرچقدر از اخبار تشییع فرار میکنم چیزی از نبودنت کم نمیشه...
نمیخوام پشت تابوتی برم که نشون تو رو داره. پام بشکنه. اصلاً بمیرم و به تشییعت نرسم.
دلم میخواد صدای آقارو بشنوم که صدای منزجرکننده شما دیوانههای کفنپوش به گوشم نرسه. همون اسرائیل بشنوه و بشکن بزنه از خوشحالی خریتاتون.
تمنای حسین
حاج محمود کریمی
-شب اول-
یکبار دیگر به عزای تو رسیدم. هیچوقت اینطور ندیده بودیام. هیچوقت اینطور دلتنگ و محتاج پناهت نبودهام...
یکبار دیگر به عزای تو رسیدم. هیچوقت اینطور ندیده بودیام. هیچوقت اینطور دلتنگ و محتاج پناهت نبودهام...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
سید امیر حسینی – نماهنگ آقام فقط حسینه
-شب دوم-
-گفته بودم تا حرم را نبینم باورم نمیشود باز هم راهم دادی. حالا در ون گرم عراقی نشستهایم و با عزیزدلم گفتنهایش بلندبلند گریه میکنیم-
چهار سال از آن لحظات گذشته. اینها را همان موقع نوشته بودم. هنوز هم با شنیدنش بلندبلند گریه میکنم عزیزدلم...
-گفته بودم تا حرم را نبینم باورم نمیشود باز هم راهم دادی. حالا در ون گرم عراقی نشستهایم و با عزیزدلم گفتنهایش بلندبلند گریه میکنیم-
چهار سال از آن لحظات گذشته. اینها را همان موقع نوشته بودم. هنوز هم با شنیدنش بلندبلند گریه میکنم عزیزدلم...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
<unknown> – آرام ِجــــــــــــــــانم |
-شب سوم-
بالا و پایین زیاد داشتهام. اصلاً با تو بود که اولین بار فهمیدم زندگی بالا هم دارد. گفته بودم درباره امام حسین نمیتوانم حرف بزنم. درباره امام حسین میتوانم گریه کنم. بگو حسین و جواب سوالهایت را از اشک چشمهایم بگیر...
بالا و پایین زیاد داشتهام. اصلاً با تو بود که اولین بار فهمیدم زندگی بالا هم دارد. گفته بودم درباره امام حسین نمیتوانم حرف بزنم. درباره امام حسین میتوانم گریه کنم. بگو حسین و جواب سوالهایت را از اشک چشمهایم بگیر...
حسین طاهری
-شب چهارم-
روزهای زیادی را از سر گذراندم که نفسم از سنگینی فشارهای زندگی بالا نیامده. اغراق نیست اگر بگویم شده دست به دیوار گرفتم که فقط روی پا بمانم. همه آن روزها بردن اسم زیبای تو بود که راه نفسم را باز کرد. همه این روزها هم...
چقدر نام تو زیباست اباعبدالله...
روزهای زیادی را از سر گذراندم که نفسم از سنگینی فشارهای زندگی بالا نیامده. اغراق نیست اگر بگویم شده دست به دیوار گرفتم که فقط روی پا بمانم. همه آن روزها بردن اسم زیبای تو بود که راه نفسم را باز کرد. همه این روزها هم...
چقدر نام تو زیباست اباعبدالله...