قرار بود امشبی کربلا باشیم، اما قسمت این بود بمونیم. مطهره رو از اصفهان کشوندم تهران و هنوز تو اتوبوسه. از سر کار زود اومدم، میوه و شیرینی خریدم، غذا درست کردم و خونه رو برق انداختم. فردا فاطمه هم میاد پیشمون. کف پاهام انقدر از صبح سر پام ذوقذوق میکنه ولی همه مدت خوشحال بودم. چه جمع شاد غریبانهای، به نیابت از کربلا تو تهران میچرخیم و شادی میکنیم.🍃
Forwarded from 🚩|در فلق بود| (زهرا)
(دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو
که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم)
که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم)
بخش پنجم - سرود ( دل دل نکن ای دل )
حاج محمود کریمی
چشمی که جمال تو ندیدهست چه دیدهست؟
-١١٩٢-
-١١٩٢-
با احساس خفگی از خواب پریدم و خیلی تلاش کردم تا راه نفسم باز شد. تمام وجودم داره از درد از هم باز میشه. خبر خوب برای بیشعورایی که مریضن و ماسک نمیزنن. موفق شدن نذارن من این شش ماه دوم سالو بدون ویروس بگذرونم.
آقا روحالله:
"اینقدر اللهاکبر بر مغز اینها کوبیده شد که خودشون رو باختند و فرار کردند و از این مملکت رفتند."
-ای پرچمــ🇮🇷ــت ما را کفن-
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این سحر به یاد شهیدی که برام تجلی اراده و ایمان به خداست.🌙
نگاههای مصمم و کلام محکمش رو میبینید؟
بقیه زندگیمو میدم که یک روز شبیه او زندگی کنم.
نگاههای مصمم و کلام محکمش رو میبینید؟
بقیه زندگیمو میدم که یک روز شبیه او زندگی کنم.