🔻پیتـوســ 🇮🇷
271 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
احتمالاً همه ما راهی برای دوام‌آوردن پیدا کرده‌ایم. با این‌همه، "دوام الحال مِن المحال".
[قم-آذر ١۴٠۴] ✨
اقامجتبی'روایت ماه رجب
<unknown>
العبدُ عبدی...

-برای اینکه رجب عزیز آمد و غصه‌دار و خوشحالم و این بهترین چیزی بود که می‌تونستم بهتون بدم :)

🍃🎶
برای چهارمین سال که چشمم به امیدواری رجب روشن می‌شه.✨
بچه‌ها لطفاً اگه هر یک از کتابای زیر رو دارید و رایگان یا با قیمت منصفانه دست‌دوم (یا حتی امانی) می‌خواید واگذار کنید، بهم پیام بدید.🥲

-زبان عمومی ارشد زیر ذره‌بین (٢جلد)
-زبان تخصصی مدیریت، آرمان اشراقی
-اصول و مبانی مدیریت از دیدگاه اسلام، سید محمد مقیمی
-مدیریت ما، پورعزت
-مبانی سازمان و مدیریت، سید محمد مقیمی
-تئوری سازمان: ساختار و طرح سازمانی، استیفن رابینز
-مدیریت منابع انسانی (مفاهیم، تئوری‌ها، کاربردها)، آرین قلی‌پور
-مدیریت منابع انسانی، اسفندیار سعادت

فوروارد و کمک به پیدا کردن کتاب هم خیر دنیا و آخرت داره.🫠

@motoko76
قسم می‌خورم این نخودآب سفره سامرا تو اون شب سرد شعبان ۴٠٣، لذیذترین غذایی بود که تا امروز خوردم.
لطفاً برای یک خبر مهمی که منتظرشم به خانم ام‌البنین سلام‌الله‌علیها صلواتی هدیه می‌کنید🙏🏻
🔻پیتـوســ 🇮🇷
لطفاً برای یک خبر مهمی که منتظرشم به خانم ام‌البنین سلام‌الله‌علیها صلواتی هدیه می‌کنید🙏🏻
خیر شد.🍃
برای جمیع هدیه‌کنندگان دعا می‌کنم خبر خوبی که منتظرشیدو بشنوید🫂✨
انجام شد و خیالم آسوده شد. پیش به سوی هدفای باقی‌مونده ۴٠۴ و برنامه‌ریزی هدفای جدید.✨
حالا که فراغت پیدا کردم از ذهن‌مشغولی این داستان، دوست دارم تجربه این حدودا ۴٠ روز کم کردن سوشال مدیا رو براتون بگم.
از اول آذر تصمیم گرفتم برای یک ماه اینستاگرامو باز نکنم. یعنی برنامه رو صفحه اصلی گوشیم باشه ولی خودم نرم سروقتش. چون فکر می‌کردم تقریباً برام چیزی شبیه به اعتیاد شده. راستش برنامه‌ریزی خاص دیگه‌ای هم برای این همه زمان خالی که اونجا تو اسکرول کردن می‌سوخت نریختم و گفتم ببینم چی می‌شه. تو هفته اول هر روز به‌صورت مرتب حافظه لپ‌تاپمو خلوت کردم و فولدرای به‌هم‌ریخته‌شو مرتب کردم و گوشیمو روزی یه بار می‌زدم شارژ. تو هفته دوم فیلم می‌دیدم و ساعت خوابم به شکل مطلوبی تغییر کرد؛ ده‌ونیم یازده می‌خوابیدم و پنج‌ونیم شیش صبح بدون آلارم بیدار می‌شدم. در نتیجه نمازای صبحم کمتر قضا می‌شد. و چون ذهن و جسمم خسته نبود و کیفیت خوابم بهتر شده بود، زودتر می‌تونستم از جام بلند شم و پیاده و بدون عجله تا مترو برم و تو هزینه اسنپم صرفه‌جویی شد. از هفته سوم حین کار صوت قرآن گوش می‌دادم و سرعت نماز خوندنم کم‌تر شد. از هفته چهارم برگشتم به روتین سابق کتاب خوندن و سرعت و توانم برای خوندن متن‌های طولانی به حالت قبل برگشت. هفته پنجم رو گذروندم و هم فیلم می‌بینم، هم کتاب می‌خونم، هم قرآنمو مرتب گوش می‌دم و نمازامو بهتر می‌خونم، هم زود شام می‌خورم و زود می‌خوابم و خوابم خوب شده و هنوز وقت برای اضافه کردن کارهایی که می‌خواستم انجام بدم و زمانشو گیر نمیاوردم، وجود داره. در نهایت مغزم از دریافت بی‌پایان و دیوانه‌وار دیتای بی‌ربط و ترشح بی‌وقفه دوپامین نجات و تمرکز و توانم برای انجام کارا بهبود پیدا کرد.
می‌خواستم بگم اگه مدام خسته‌اید، تمرکز ندارید، هی احساس می‌کنید انجام کارای ساده و معمولی چقدر سخته، این برنامه رو امتحان کنید و یه روتین سبک از کارهایی که دوست دارید بسازید و کمتر اسکرول کنید.
ولی خیلی دلم می‌سوزه. کار بزرگ و سروصدا کم☹️
جمعیت نهایتا ۵٠٠نفره معترض از فردوسی رد شدن و واقعاً کار عجیبی نمی‌کردن و شعار عجیبی هم نمی‌دادن. چند دقیقه پیش موتوری‌ها هم همین مسیرو رفتن. امیدوارم این‌دفعه با تدابیر همیشگی این جمعیت به چندهزارنفر و تجربه‌های تلخ چندصد کشته تبدیل نشه.
امروز همکارم دومین عزیزش رو تو سال جاری از دست داد و راهیش کردیم برای سوگواری کنار خانواده‌ش. تو گریه می‌گفت هیچوقت نمی‌تونم باور کنم مرگو. و می‌گفت هروقت مامانم زنگ می‌زنه دلم خالی می‌شه که چی می‌خواد بگه. یادم افتاد به خودم. و سوگ‌های تمام‌نشده‌م. صادقانه‌ش اینه که منم بعد از پارسا هربار تلفنم زنگ می‌خوره نفسم بند میاد و طول می‌کشه به خودم مسلط شم و بتونم جواب بدم. خیلی‌هاشو جواب نمی‌دم و بعدش به سختی زنگ می‌زنم و بعد سلام، اول می‌گم خیر باشه. خیلی‌هاشو جواب نمی‌دم و بعدش پیامکامو نگاه می‌کنم. بعضی شبا با تصور مرگ آدما زمان و مکان گم می‌شن و بلندبلند گریه می‌کنم و بعد به خودم میام و می‌بینم همه‌ش فقط تصور بوده. مواجهه با سوگ و پذیرش از دست دادن آدما شاید سخت‌ترین تجربه آدما باشه. متوجه شدم سر خاک نمی‌رم نه چون نمی‌تونم و نمی‌خوام باور کنم. چون زنده شدن اون لحظه‌ها برام کار مهلکیه. چون سوگواری هیچوقت تموم نمی‌شه. یک مرحله نیست که ردش کنی و باهاش کنار بیای. سوگ همیشه جایی از ما زنده‌ست. و ما فقط یاد می‌گیریم مثل زخمای دیگه باهاش زندگی کنیم، ادامه بدیم و لبخند بزنیم، انگار نه انگار که بخشی از وجودمونو خاک کردیم.
Stranger Things 🪄
Forwarded from طٰسـٓم (سیّد مهدی)
حُجّاج را بگو رهِ دور از چه می‌روید؟
یک درصد از صفای نجف در حجاز نیست!

فرق است بین مرقد مولا و مولدش
این خانه بی در است و در کعبه باز نیست..
عیدتون مبارک ✨🍃