کاش هر یه گیگی که از حافظه لپتاپم پاک میکنم، از خاطرات و حافظه خودمم پاک میشد.
خانومی تو مترو برای دوستش تعریف میکرد دوماه با یه پسری کار میکرده که چون قشنگ نبوده ازش خوشش نیومده، بعد از دو ماه یه روز دیده چشمای پسره خون افتاده و ازش خوشش اومده. پناه بر خدا. خوب شد پیاده شد. بهسختی جلوی منفجر شدنمو گرفتم.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
دلم تنگ امام رضاست
تمام دیشب مشهد بودم و داشتم تو حرم و رواقا میچرخیدم.✨🫂
بههرحال امروز واقعاً زیبا بود. از بعد سحر که بارون شروع شد بیدار بودم، آسمون صورتی و رنگینکمان بزرگ دم غروبو دیدم، زیر نم بارون تنهایی تو ولیعصر قدم زدم و چه شور و حالی برای روز مادر بود تو هر گلفروشی و شیرینیفروشی.
عیدتون مبارک✨🍃
عیدتون مبارک✨🍃
وقت نکردم مثل هر سال برم برای مامان و مامانبزرگ گلدون بخرم. از اینکه روز مادر دستخالی باشم متنفرم. محلشون جدیدا نونای خوبی نداره. یه بغل بربری مرغوب از سر کوچه خریدم و دارم با خودم میبرم.
ساعت ٢:۴٩ از خواب پریدم و ساعت ٣:۵٣ به این فکر میکنم که آدم نمیتونه زخماشو به بقیه نشون بده.
خدا رو چه دیدی؟ شاید رفتیم اونور و دیدیم صبح کردن بعضی شبها اجر جهاد داشته.
احتمالاً همه ما راهی برای دوامآوردن پیدا کردهایم. با اینهمه، "دوام الحال مِن المحال".
[قم-آذر ١۴٠۴] ✨
[قم-آذر ١۴٠۴] ✨