🔻پیتـوســ 🇮🇷
272 subscribers
1.29K photos
108 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
نمی‌دونم چند صبح جمعه گذشت تا باز به این صبح و به این سفره رسیدم.✨
با ندبه امروز خیلی شکستم. انگار اولین بار بود می‌خوندمش. خیلی دلم سوخت. خیلی خیلی دلم سوخت. غربت تک‌تک کلماتش انقدر سوزوندم که قلبم به درد اومد.
دیدید یه‌سری چیزارو از بچگی هزاربار شنیدی و دیدی ولی یک جایی از زندگیت انگار بار اوله باهاش مواجه می‌شی؟
صبح سیدحسین مومنی می‌گفت چرا درداتو به امام زمان نمی‌گی؟ چرا سفره دلتو پیش تنها کسی که رازدار و امینه باز نمی‌کنی؟ انگار اولین بار بود این جملاتو می‌شنیدم.
نمی‌دونم رابطه آدما با امام زمان چه شکلیه و چه تفسیری براش دارن. دیدید از بعضی آدما انگار عطر امام زمان به مشام می‌رسه؟ خیلی به ارتباطشون غبطه می‌خورم. برای خودم تو این عالم تنها کسی که ازش شرمم می‌شه امام زمانه. نمی‌دونم چطور باید توضیحش بدم ولی در عین اینکه دلم و عقلم می‌گن باید تو زندگیم پررنگ‌تر باشن، همواره این احساس شرم نمی‌ذاره بخوام نزدیک‌تر بشم. در عین اینکه با خونم شهادت می‌دم تک‌تک گشایش‌های زندگیم و نصیب‌هام به‌خاطر نظر امام زمانه، نمی‌تونم از یه حدی جلوتر برم. انگار کن پشت در خونه‌ش ایستادی و این شرم نمی‌ذاره پاتو بذاری تو، بيچاره‌ی دیدنشی ولی به شنیدن صداش از پشت در بسنده می‌کنی. هر صبحی که تو جمکران با اشک حلیم خوردم، مطمئن بودم او لقمه تو دهانم می‌ذاره و او علاقه‌مند به حضورمه و حساس به سرنوشتمه ولی این شرم فقط می‌گفت نمی‌تونی پا جلوتر بذاری. انگار بگه این بزم جای دیگرانه و جای تو نه...
این طرفه نگر که خود ندارم یک دل،
وآنگه به هزار دل، تو را دارم دوست...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوختن دل‌هامون اینطور نبود اگر با بمب‌های اسرائیل شهید می‌شدی صالح، داغ گلوله‌ی خائن خیلی عمیق‌تره...
بأمان الله یا صالح که تو از همه ما به زندگی سزاوارتر بودی. به امید دیدار...
[این اولین ویدئویی بود که از او دیدم]🍂💔
- چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت؟
دیشب انگار یه بادی خاکو از روی همه چاله‌های عمیق‌ترین جاهای ذهنم که روشونو با خاک پوشونده و رد شده بودم، کنار زد. همه رو تو خواب دیدم، قدرتمندتر از یه چاله ساده. به در و دیوار کوبونده شدم تو خواب آشفته‌ای که بعضی جاهاش مرز بین خواب و بیدار معلوم نبود.
هیچ ایده‌ای ندارم چرا یهو باید دلم برای سکوت آدمی که بهم آسیب زد تنگ بشه. لعنت به دلم.
آدما وادارت می‌کنن به سکوت و بعد
معترضن که چرا حرف نمی‌زنی.
آدما واقعاً ناامیدم می‌کنن.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
آدما واقعاً ناامیدم می‌کنن.
در ادامه دلایل ناامیدیم از آدما به این اشاره کنم که بعض خلق، برای اینکه مشکلی که بهش اشاره می‌کنی رو نپذیرن و حل نکنن، گودرز و شقایق رو به هم می‌دوزن ولی زیر بار مشکل نمی‌رن و فقط در این پروسه اعصاب و روان و انرژیت رو تا تهش سر می‌کشن.
به طرف می‌گم شخصیت شما برای من محترمه و با مصداق، فلان مشکلات رو در زمینه عملکرد کاری دارید، می‌گه نه چون من خواهر مدیر قبلیم شما باهام مشکل شخصی دارید. می‌گم عزیز من اگر کسی قرار باشه به این دلیل با دیگری مشکل داشته باشه اساساً شما باید با من مشکل داشته باشی که به‌جای خواهرتون اومدم. بعد می‌گم سرعت عملتون در انجام کارها خیلی پایینه و تلاشی برای افزایش سرعتتون نمی‌کنید، می‌گه سرعتم پایینه به‌جاش تو بخشا ول نمی‌گردم. می‌گم این چه ادبیاتیه درباره همکاراتون دارید می‌گه ادبیاتم همینه. می‌گم اینا چه ربطی به هم داره خب شما هم کاراتونو با سرعت فلانی انجام بدید تو بخشا بچرخید، می‌گه منو با بقیه مقایسه نکنید. می‌گم شما مدام از بقیه حرف می‌زنید وگرنه از نظر من شما مسئول رصد بقیه نیستید و باید رو کار خودتون تمرکز کنید ولی هرچی می‌گم یه جواب بی‌ربط می‌دید.
و این مکالمات حال‌به‌هم‌زن یک‌ساعت‌ونیم ادامه داشت و مغزمو برای بقیه روز از دست دادم و اینکه مجبورم برای یک زن چهل‌ساله ساده‌ترین مسائل رو باز و از هم تفکیک کنم و آخرم به خرجش نره، فرسوده و ناامیدم می‌کنه.
داشتم فکر می‌کردم دیگه هیچی حالمو خوب نمی‌کنه که بوی قیمه روی گاز بلند شد و هوش از سرم رفت. خدا یه چیز می‌دونست که مارو وابسته به غذا آفرید. وگرنه که دنیای چرتیه.
Forwarded from ماجآن (مریم ̆̈)
من حتی دلم برای اونقدر تو راه بودن و خسته شدن تنگ شده❤️‍🩹
از کله‌شقی نیست که جرأت‌مندم تو روی مدیرم بایستم و حرفمو بدون لکنت بزنم و حرفشو گوش نکنم و کار خودمو کنم. هم حوصله قلدری آدمارو ندارم و سنم از تحملش گذشته، هم بعد همه این سال‌ها باور عمیق قلبی دارم که روزیم دست آدما نیست.
این ماه کاپ بدخرجی رو مال خودم کردم.
خاک و آب گل‌هارو عوض کردم و زندگی سرازیر شد تو خونه.🍃✨
گاهی علایقم انقدر دور به نظر می‌رسه که فکر می‌کنم هیچوقت نمی‌تونم بهشون برسم. این انگیزه‌مو نابود می‌کنه.