بذار حکام پولپرست و بیغیرت عرب طعم دست دادن به شیطان و پشت کردن به مظلوم رو بچشن.
افتضاحترین سفرم بود؟ تا جایی که به مجاوران حضرت مربوط میشد بله و همهچیز مزخرف بود. ولی امام رئوف خیلی بهم لطف داشت. مثل همیشه.
iday - vacuum
<unknown>
نفسم سنگینه. بغضم با هیچ گریهای بیرون نمیاد. انگار دنیا دیگه برای من جایی نداره. زخمهام سر باز کردن و میسوزن. سوزشش نفسمو بیشتر بند میاره. انقدر رقیق شدم که برگ درخت و نور بعد طلوع و نسیم خنک اول صبح و مارپیچ اثرانگشتم اشکمو درمیاره. انگار همه وجودم از اشک تشکیل شده. حلقهی اشک تو چشمام یک دم محو نمیشه. میخوابم هست. بیدار میشم هست. میشینم هست. راه میرم هست. کار میکنم هست. میخندم هست. حتی وقتی واقعاً شادمم هست. حتی نمیدونم چیزی که ازش یاد میکنم واقعاً شادیه یا چیزی کمی شبیه بهش و متفاوت از اونچه الان دچارشم. انگار پرونده همه تلاشامو ریختن جلومو گفتن به هیچ دردی نمیخوره. انگار هزار سال برای چیزی دویدم که نمیدونم چیه و یهو به خودم اومدم و دیدم وسط ناکجا غریبم و تنها. هم میترسم و هم تنهایی بیشتر به سمت خودش میکشونم. انگار دیگه وصلهی ناجورم برای جمعها. انگار تو دریای سکوت انقدر دستوپا زدم و پایین رفتم که همونجا خفه شدم. حالا هم نمیدونم تا رسیدن به تنها راه فراری که میشناسم چقدر دیگه باید با پاهای شکستهم بدواَم.
وقتی وسط آتیش وایساده و داره میسوزه و ازت یه سطل آب کوفتی میخواد، فقط چشماتو باز کن و ببین که میسوزه و همون چیز ساده و کوچیک کوفتی رو ازش دریغ نکن. حالا بیا هی بگو من هستم. چه فایده وقتی داشت داد میزد واسه اون سطل آبی که دستت بهش میرسید و تو با دلایل بیربط شخصیت دریغ کردی و چشم بستی که نیاز اون وسط آتیش لعنتیش همون سطل آبی بود که داد زد. حالا تو فکرت اینه وسط آتیش شکمش سیره، درآمد داره و... بابا لعنتی دو دیقه صلاحدید خودتو بذار کنار. اون داره میسوزه. همین.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
آقاعلیموسیالرضا جان ✨
اگه بگی همه مسیرو با همون فلاکت برگرد، برمیگردم.
دستهای خالیمو به دستهات میرسونم
و دستهای تو هیچوقت دور نیست.
[مدیون دستاتم علمدار]✨
و دستهای تو هیچوقت دور نیست.
[مدیون دستاتم علمدار]✨
Forwarded from سید حمیدرضا برقعی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به ساحت امام حسن عسکری علیه السلام
@hamidrezaborgheii
@hamidrezaborgheii