🔻پیتـوســ 🇮🇷
271 subscribers
1.29K photos
108 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
از ته دل خوشحالم برای کسایی که تو این گرونی بازار کتاب می‌تونن خرید کنن. خود جو خرید کتاب به‌نظرم حال آدمو عوض می‌کنه. امیدوارم کتابای خوب خریده باشید. ما قبلاً (مثلاً ۵ سال پیش که اصلاً قیمتا قابل قیاس با الان نیست) بخشی از درآمد ماهانه‌مون رو کتاب می‌خریدیم. چندتا از مجموعه‌هایی که داریم (مثل عین صاد، نادر ابراهیمی، امیرخانی و...) هم مدیون همون تصمیمه. کاش همون موقع کتابای نویسندگان بزرگ جهان رو هم می‌خریدم. حالا برای افسوس نخوردن بیشتر برنامه‌م اینه هم‌زمان که دارم نخونده‌های کتاب‌خونه‌م رو می‌خونم، بعضی از کتابا رو هم بازخوانی کنم.
مصارع العشاق ☫
فقط جای بخیه کلیه‌ای که فروختیم یه‌کم اذیت می‌کنه که اونم خوب می‌شه ایشالا
متأسفانه نمی‌تونم با این اقبالم روی یکیش حساب کنم.🙄
پس برنامه همونه که گفتم؛ خواندن نخوانده‌ها و بازخوانی خوانده‌های محبوب🚶🏻‍♀
🔻پیتـوســ 🇮🇷
عین صاد
عین.صاد جایی از زندگی رزق من بود که سقوط نکنم. قصه‌ش رو برای بعضی گفتم. اون موقع خوندنش انقدر رو بورس نبود که نمی‌دونم چرا. اگرم الان خوندنش صرفاً مد شده که باعث ناراحتیمه چون اگه با سؤال بنیان‌افکن نری سراغ این جنس محتوا، عوایدی نداره و حروم می‌شن. این قفسه از کتاب‌خونه برام شبیه گنجیه که بخش قابل توجهی از جهان‌بینیم رو شکل داد.
یمن مدام باعث احساس حیرت و عزت اسلامیم می‌شه.
یعنی اصلاً تو اینستا یه پوشه برای فلسطین دارم که عکس کاورش خنجر یمنیه.
می‌تونم تا صبح براتون ویدئوهای یمنو بفرستم.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
خیلی زشته که بگم دلم می‌خواد قایم بشم و لذت اطمینان به اینکه تو باز پیدام می‌کنی رو از نو بچشم؟
من هر سالگرد پیام، خیلی بیشتر از هرموقعی یادم میاد که هیچوقت، هیچکس اندازه تو مراقبم نبوده عزیز قلبم.
امروز دلم برای خنده‌هاش تنگ شد.
لطفاً جوان مارو به فاتحه‌ای مهمان کنید.✨
عبرت: به دستور پختای وایرال‌شده از پاستا توجه نکنید. پیاز گند می‌زنه به مزه‌ی بهشتیش.
اینجا داشتم می‌گفتم اصلاً تحمل ندارم یکی داد می‌زنه سرم وایسم تا عصبانیتش فروکش کنه. اصلاً من خودم آدم دادبزنیم موقع عصبانیت و نهایت پیشرفتم اینه صدامو نبرم بالا بعد اون‌وقت... یک‌باره چشمم افتاد به این شبنم و یه‌دونه دیگه رو جوونه‌ی اون طرف گلدون و انقدر رقیق و لطیف شدم و شروع کردم به حرف زدن با گل و قربون‌صدقه‌ش رفتن که اگر کسی اون لحظه می‌دیدم، باورش نمی‌شد من صدای بلندم دارم :) 🍃
نماهنگ آقام فقط حسینه
سید امیر حسینی
یادم نیست قبلا درباره‌ش گفته‌ام یا نه. خیلی سمت این‌یکی نمی‌رم. برام خاطره‌ی رنج و محبت توأمانه. یاد دو سالیه که از غصهٔ دوری آب شدم. یاد اون ترس مقدسِ آخرین نگاهی که اربعین ٩٨ به گنبد علمدار کردم و مطمئن بودم دیگه نمی‌بینمش. یاد قدر ندونستن و کفران نعمت و مفت از دست دادن الماسی که فقط به قیمت محبت کف دستم گذاشتن. یادم میاد ترس نداشتن چیزی رو که بهم معنا می‌ده. یادم میاد وقتی دوباره تحویلم گرفت خیلی بیشتر بهم داد و به روم نیاورد چه‌طوری باهاش تا کردم. یادم میاد ۴٠١ تو ماشین به سمت مرز با خودم مواجه شدم و با او هم. و یادمه تو ون به سمت کربلا اینو گذاشتیم و باهاش ناله کردیم "حسین عزیزدلم" و عاجزانه‌ترین اشک‌های زندگیمو ریختم. رنج دوری از او و از دست دادنش پوستمو کنده بود. حالا هربار می‌شنومش اون رنج شیرین رو به‌عینه از نو می‌کشم و آب می‌شم. و امروز اتفاقی شنیدمش.
[این هم یک درِ مخفی دیگر...]
Forwarded from تکیه حضرت رقیه (س)
قالَ الإمام محمد تقی الجواد (علیه السلام):

《تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ، وَ خالِفِ الْهَوی، وَ اعْلَمْ أنَّكَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَیْنِ اللهِ، فَانْظُرْ كَیْفَ تَكُونُ.》

صبر را تكیه‌گاه خود قرار بده و تنگ‌دستی را در آغوش بگیر و با هواهای نفسانی مخالفت كن
و بدان كه هیچگاه از دید خداوند پنهان نخواهی ماند، پس مواظب باش كه در چه حالتی خواهی بود.

«بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۵۸، ح ۱»
همونجوری بود که همیشه می‌خواستیم.🫂💚
[١۴٠۴-٠٧-٠٣]💍
[هنوز عشق تو امیدبخشِ جان من است...]
🔻پیتـوســ 🇮🇷
این سومین باره که با نذر سفره برای او خونه پیدا می‌کنم. در امان موسی‌بن‌جعفر بودن و پناهش رو داشتن، قلبم رو گرم می‌کنه.
هرزمان هرکجا که یادم میاد چطور پناهم دادی، قلبم از نو می‌شکنه و خیلی گریه‌م می‌گیره. یه جورایی عاشق اینم که به نقطه استیصال برسم، اونجایی که ایستادی تا زیر پر و بالت بگیریم.
امروز بالاخره تو خونهٔ کوچیکم میزبان مهمونات بودم و خونه‌م غرق نور بود.✨🍃
[١۴٠۴-٠٩-٠٣]
یکی از ده‌ها خوبی این جمع کوچیک و امن شش‌نفره اینه که خیالم راحته فقط من نیستم که برای دور هم جمع شدنمون تلاش می‌کنم. :)))
فکر می‌کنم برای همه کسایی که افتادن تو سرازیری بزرگسالی این‌طور باشه که رفته‌رفته روابطشون محدودتر، واقعی‌تر و معنادارتر می‌شه.