Shabe Ghadram Abalfazle
Mahmood Karimi
حالا که امشب بهمون سر زدی، پس شبِ قدرم ابالفضله...
یادت نره و یادم بمونه «من به تو تا ابد بدهکارم»✨
یادت نره و یادم بمونه «من به تو تا ابد بدهکارم»✨
امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام فرمودند:
إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ، نَقَصَ الْكَلَامُ.
چون عقل كامل گردد، سخن اندك شود.
[سحر بیستوسوم] 🌙
إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ، نَقَصَ الْكَلَامُ.
چون عقل كامل گردد، سخن اندك شود.
[سحر بیستوسوم] 🌙
امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام فرمودند:
نَفَسُ الْمَرْءِ، خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ.
نفس كشيدن انسان، گام برداشتن او به سوى مرگ است.
[سحر بیستوچهارم] 🌙
نَفَسُ الْمَرْءِ، خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ.
نفس كشيدن انسان، گام برداشتن او به سوى مرگ است.
[سحر بیستوچهارم] 🌙
امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام فرمودند:
يَا دُنْيَا يَا دُنْيَا، إِلَيْكِ عَنِّي؛ أَ بِي تَعَرَّضْتِ؟ أَمْ إِلَيَّ [تَشَوَّفْتِ] تَشَوَّقْتِ؟ لَا حَانَ حِينُكِ؛ هَيْهَاتَ، غُرِّي غَيْرِي؛ لَا حَاجَةَ لِي فِيكِ؛ قَدْ طَلَّقْتُكِ ثَلَاثاً لَا رَجْعَةَ فِيهَا؛ فَعَيْشُكِ قَصِيرٌ وَ خَطَرُكِ يَسِيرٌ وَ أَمَلُكِ حَقِيرٌ. آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ.
اى دنيا اى دنيا، از من دور شو؛ آيا براى من خودنمايى مىكنى؟ يا شيفته من شدهاى تا روزى در دل من جاى گيرى؟ هرگز مبادا! غير مرا بفريب، كه مرا در تو هيچ نيازى نيست، تو را سهطلاقه كردهام تا بازگشتى نباشد، دوران زندگانى تو كوتاه و ارزش تو اندك و آرزوى تو پست است. آه از توشه اندك و درازى راه و دورى منزل و عظمت روز قيامت.
[سحر بیستوپنجم] 🌙
يَا دُنْيَا يَا دُنْيَا، إِلَيْكِ عَنِّي؛ أَ بِي تَعَرَّضْتِ؟ أَمْ إِلَيَّ [تَشَوَّفْتِ] تَشَوَّقْتِ؟ لَا حَانَ حِينُكِ؛ هَيْهَاتَ، غُرِّي غَيْرِي؛ لَا حَاجَةَ لِي فِيكِ؛ قَدْ طَلَّقْتُكِ ثَلَاثاً لَا رَجْعَةَ فِيهَا؛ فَعَيْشُكِ قَصِيرٌ وَ خَطَرُكِ يَسِيرٌ وَ أَمَلُكِ حَقِيرٌ. آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ.
اى دنيا اى دنيا، از من دور شو؛ آيا براى من خودنمايى مىكنى؟ يا شيفته من شدهاى تا روزى در دل من جاى گيرى؟ هرگز مبادا! غير مرا بفريب، كه مرا در تو هيچ نيازى نيست، تو را سهطلاقه كردهام تا بازگشتى نباشد، دوران زندگانى تو كوتاه و ارزش تو اندك و آرزوى تو پست است. آه از توشه اندك و درازى راه و دورى منزل و عظمت روز قيامت.
[سحر بیستوپنجم] 🌙
امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام فرمودند:
الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ.
حكمت گمشده مؤمن است، حكمت را فراگير هر چند از منافقان باشد.
[سحر بیستوششم] 🌙
الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ.
حكمت گمشده مؤمن است، حكمت را فراگير هر چند از منافقان باشد.
[سحر بیستوششم] 🌙
عرضم به خدمتتون که من از کیفیت برگزاری راهپیمایی، تجمع، تظاهرات، تشییع شهید و هر مراسم با جمعیت خیلی بالا توسط نهادهای متولی جمهوری اسلامی، به شدت شاکیم و انقدر که هیچوقت هیچ برنامهای برای مدیریت جمعیت و راهها و عدم اختلاط زن و مرد وجود نداره (انگار نه انگار که باید برای آقایون مسئول مهم باشه)، همیشه باید تمام حواسم به این باشه آقایون غالباً بیملاحظه بهم برخورد نکنن و نهایتاً هم دعوام میشه.
ولی با همه اینها جمعبندیم اینه فردا حتماً برم. دلیلش هم که خب بهنظرم خیلی روشنه :)
ولی با همه اینها جمعبندیم اینه فردا حتماً برم. دلیلش هم که خب بهنظرم خیلی روشنه :)
امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام فرمودند:
قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ.
قيمت و ارزش هركس به اندازه كارى است كه مىتواند آن را به خوبى انجام دهد.
[سحر بیستوهفتم] 🌙
قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ.
قيمت و ارزش هركس به اندازه كارى است كه مىتواند آن را به خوبى انجام دهد.
[سحر بیستوهفتم] 🌙
امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام فرمودند:
مَنْ تَرَكَ قَوْلَ لَا أَدْرِي، أُصِيبَتْ مَقَاتِلُهُ.
كسى كه از گفتن «نمىدانم» روىگردان است، به هلاكت و نابودى مىرسد.
[سحر بیستوهشتم] 🌙
مَنْ تَرَكَ قَوْلَ لَا أَدْرِي، أُصِيبَتْ مَقَاتِلُهُ.
كسى كه از گفتن «نمىدانم» روىگردان است، به هلاكت و نابودى مىرسد.
[سحر بیستوهشتم] 🌙
امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام فرمودند:
عَجِبْتُ لِمَنْ يَقْنَطُ، وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ.
در شگفتم از كسى كه نوميد مىشود درحالىكه استغفار با اوست.
[سحر بیستونهم] 🌙
عَجِبْتُ لِمَنْ يَقْنَطُ، وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ.
در شگفتم از كسى كه نوميد مىشود درحالىكه استغفار با اوست.
[سحر بیستونهم] 🌙
مرتب کردن گالری گوشی برخلاف انتظارم خیلی طول نکشید. یعنی درواقع روی تکتک عکسها توقف نکردم.
حالا همه عکسها تو پوشههای خودشون قرار گرفتن و به این یکی نگاه میکنم. غوطهور میشم تو خاطره اون لحظهها و فکر میکنم اونچه از من و ما در یادها خواهد موند، اگه به حبّ تو مربوط نباشه بد باختیه.
حالا سحر آخر ماهه. قبل اینکه تموم شه، اجازهنامه امسال مارو بده عزیزم.
حالا همه عکسها تو پوشههای خودشون قرار گرفتن و به این یکی نگاه میکنم. غوطهور میشم تو خاطره اون لحظهها و فکر میکنم اونچه از من و ما در یادها خواهد موند، اگه به حبّ تو مربوط نباشه بد باختیه.
حالا سحر آخر ماهه. قبل اینکه تموم شه، اجازهنامه امسال مارو بده عزیزم.
راستیراستی هر سال برای تموم شدن رمضان بغض دارم. هیچ ایدهای ندارم که این ماه آدم بهتری میشم یا نه. ولی واقعاً جریان این ماه رو بهعنوان یه وجود زنده حس میکنم و دوستش دارم.
خب عیدتون مبارک. ایشالا آخرین عید فطر عمرتون نباشه.🍃🫂
خب عیدتون مبارک. ایشالا آخرین عید فطر عمرتون نباشه.🍃🫂
یه سری مرد دقیقا پشت ما صف بسته بودن تو سایه و هرچی راهنمای مصلی بهشون میگفت اینجا صف خانوماس مگه نمیبینید جلوتون خانم ایستاده، خب نمازتون درست نیست، به خرجشون نرفت و تا آخرم پشت ما بودن و به هیچ جام وصل نبودن و همونجا نماز خوندن :)))
بعد یه دوست قدیمی رندوم که بعد ازدواج با همه ما قطع رابطه کرد و یهو موقع رفتن، نمیدونم از کجا تو صف منو دید و اومد پیشم، برگشته میگه تو ضرر میکنی ازدواج نمیکنی. صف آقایونو بهش نشون دادم و میگم دقیقا کجاش ضرره؟ 🙄
بعد یه دوست قدیمی رندوم که بعد ازدواج با همه ما قطع رابطه کرد و یهو موقع رفتن، نمیدونم از کجا تو صف منو دید و اومد پیشم، برگشته میگه تو ضرر میکنی ازدواج نمیکنی. صف آقایونو بهش نشون دادم و میگم دقیقا کجاش ضرره؟ 🙄
دعای سال تحویلو تو جام خوندم و به مامانینا زنگ زدم و باز خوابیدم. برای افطار بیدار شدم، داشتم به خونه زندگیم نگاه میکردم که یکباره چشمم به پاجوش خیلی کوچیک گلدون زاموفیلیا افتاد. با ذوق و خنده گفتم سلام بچه، خوش اومدی. بعد بزرگتر که میشد فکر میکردم چقدر بهموقع بود. این گلدون سالهاست با منه. روزهایی زرد و خشک شدن تکتک شاخههاش رو با چشم دیدم و با غصه جداشون کردم. انگار گیاه مریض شده بود. خاکشو عوض کردم و باز از بین رفتنشو تماشا کردم. ولی سبزی بیجون همون چهارتا شاخه میگفت هنوز زندهس. شاید حالش باز خوب شه. خاک روی برگاشو آروم و با نوازش میگرفتم و بهش میرسیدم. فکر کردم چقدر شبیه یک سال و نیم آخر خودمه که با جون کندن ادامه دادم وقتی امید سختترین چیزی بود که دستم بهش میرسید. با همه بیرمقی ادامه دادم چون اگه ادامه نمیدادم کامل از پا درمیومدم. هرچی توم میخشکیدو جدا میکردم با یه احتمال ضعیف که باز سبز میشم. و تو یک ماه آخر سال، زندگیم از بیخ تغییر کرد. دیشب از سفر برگشتم و دیدم برگای سبز و جوون و امیدوارش بیرون اومدن. حالا این پاجوش کوچیک خودمم که همه توانمو جمع کردم برای زندگی کردن و سبز شدن.🌱✨