چیزهای زیادی تو این دنیا وجود نداره که منو به حرکت واداره. چنگ میزنم به امیدهای کوچیک. رویاهای کمجونی که یا قوت میگیره یا نه. ولی همیشه خیلی سخته عزیزم. پولی که برای جابهجایی کنار گذاشته بودم رو دارم میدم برای زیارت، بی که فکر کنم بعدش چی میشه. چی میخواد بشه مگه؟ مهم اینه باز همه تلاشمو میکنم که ببینمت. انگار تو عالم هیچ خبری جز تو نیست. مثل اون حس آشنای هر بار که اولین نگاهو به گنبدت میکنم و یادم میره برگشتی در کاره. یه آتیشی به قلبم افتاده که نگو. آروم ندارم. همیشه وقتی دیگه دستم به امیدهای کوچیک نمیرسه، وقتی چشمم کورسوهارو نمیبینه، تو میای و همهجا غرق نور میشه. من دلم پناهگاه میخواد عزیزدلم. سختی تغییرات اینجای زندگی داره استخونام رو خرد میکنه. استخونایی که تازه جوش خوردنو. من دلم بدجور میخواد بکنم و ول کنم و برم. هی یه چیزی داره تو سرم میگه برای چی میدویی؟ هیچی درست نمیشه، هیچی بهتر نمیشه، از اینم تنهاتر میشی. ولی سرمو بالا میارم تورو میبینم که خیلی قدت بلنده و من کوچیک زیر سایهت هزاربار جا میشم. همه بیپناها زیر سایهت جا میشن. برای همه غمزدههای تنها سایه داری. برای همه تاریکا نور داری. چیزای زیادی نیستن که منو به حرکت واداره. ولی تو هستی و تو خیلی زیادی عزیزم. خیلی زیادی...
در این یک هفتهٔ آسمانی هرآنچه دعای خوب دارید روونه کنید این گره کار من باز شه. اگر مشهدید هم الان وقت دل بردن از آقاعلیموسیالرضا جانه که چشمشون به جوادالائمه روشن شده.✨
تو این روزهای تیره، فکر به اینکه جایی از آفرینش اینطور رقم خورد که سایه ولایت علی علیهالسّلام رو سرم باشه، حالمو تغییر میده.✨
چرا احساس بیپناهی میکنی؟
چرا مثل کسی که هیچکیو نداره
خودش باید مشکلاتشو حل کنه میدویی؟
چرا مثل کسی که هیچکیو نداره
خودش باید مشکلاتشو حل کنه میدویی؟
دهها بار این صحبتای حامد کاشانی رو گوش دادم و گریه کردم. انگار داره از من میپرسه و از هرکس که مثل من احساس بیپناهی امونشو بریده.
حالا فقط منتظرم نور گنبد چشمامو بزنه و دست از نگاه کردن برندارم. حالا فقط نجف درمون درد بیپناهیمه.
حالا فقط منتظرم نور گنبد چشمامو بزنه و دست از نگاه کردن برندارم. حالا فقط نجف درمون درد بیپناهیمه.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
محمد سهرابی – مدح امیرالمومنین
گفتی بسوز در غم من
ای به روی چشم
تا میدرم لباس به پا کن شراب را....
ای به روی چشم
تا میدرم لباس به پا کن شراب را....
🔻پیتـوســ 🇮🇷
یه نجف برامون بنویس.
غدیر پارسال نوشته بودمش و بعد نیمه شعبان وقتی جلو ایوون طلا قلبمون داشت از جا در میاومد، این مدحو با صدای بلند گذاشتم و از شکوهش خاک شدیم. یادم نمیره احساس میکردم هر لحظه نفسم قطع میشه. هیچوقت قبل اون چنین احساسی نداشتم...
خواستم بگم این مدحو گوش کنید و وقتی قلبتون داره محکم میزنه، کمی دعا سهم من کنید. ولی دیدم مگه خودم حواسم پی کسی هست که درخواست کنم؟ پس فقط غرق شید. نوش✨
خواستم بگم این مدحو گوش کنید و وقتی قلبتون داره محکم میزنه، کمی دعا سهم من کنید. ولی دیدم مگه خودم حواسم پی کسی هست که درخواست کنم؟ پس فقط غرق شید. نوش✨
امروز آقا اباعبدالله الحسین علیهالسّلام رو زیارت کنیم از دور. امید که به زودی چشممون به دیدارش روشن شه.✨
دقیقاً دو ساعت تو آگهیهای استخدام غرق بودم که بفهمم اوضاع شرح شغلا تو حوزه منابع انسانی چجوریه. قسمت خندهدار ماجرا اینه شرکتا اسم حمالی رو گذاشتن کارآموزی. اصلاً هم براشون اهمیت نداره ممکنه چندسال تجربههای مرتبط داشته باشی و میخوای متمرکز و اصولی کارآموزی کنی که مسیر شغلیتو درست تغییر بدی. اسم کارآموز روته و سوار کولت میشن. گول نخورید یه وقت.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
مشکل از باورهای ماست
میخوام این بار نبازم. میگم شاید خدا میخواد ببینه من چقدر تو معادلاتم حسابش میکنم. خدا انسان رو عزیز و آزاده میخواد. میخوام این بار خراب نکنم.
امیدهای کوچیک؟
کورسوها، امیدهای نهانی که نمیذارن کاملا متوقف شی، اون چیزهای واقعاً کوچیکی که چراغ قلبتو روشن نگه میدارن.
دوست دارم بشنوم و بذارم اینجا با هم بخونیم که بفهمیم چه چیزای بعضا سادهای میتونه آدمارو زنده نگه داره و وادار به ادامه کنه...
برام از امیدهای کوچیکتون بگید🌿
(اگر دوست داشتید بفرستید تو کانالاتون که امیدهای بیشتری جمع شه :)
https://t.me/BChatBot?start=sc-14261-wLNpshN
کورسوها، امیدهای نهانی که نمیذارن کاملا متوقف شی، اون چیزهای واقعاً کوچیکی که چراغ قلبتو روشن نگه میدارن.
دوست دارم بشنوم و بذارم اینجا با هم بخونیم که بفهمیم چه چیزای بعضا سادهای میتونه آدمارو زنده نگه داره و وادار به ادامه کنه...
برام از امیدهای کوچیکتون بگید🌿
(اگر دوست داشتید بفرستید تو کانالاتون که امیدهای بیشتری جمع شه :)
https://t.me/BChatBot?start=sc-14261-wLNpshN
مامانبزرگ میگه چی شده به تو؟ چرا با همه قهری؟ میگم کو همه؟ با تو که قهر نیستم.
و یادم میاد پیامم قبل مرگش از همه جز مامانبزرگ بریده بود...
لطف میکنید براش فاتحه بفرستید.🍂
و یادم میاد پیامم قبل مرگش از همه جز مامانبزرگ بریده بود...
لطف میکنید براش فاتحه بفرستید.🍂
هیچکس از این تصمیم خوشحال نیست. حتی خودم. فقط گمونم مثل همیشه کار سختی رو میکنم که درسته. برای اینکه همهچیز خرابتر نشه. و مثل همیشه بیشترین فشار و غصهش رو خودم به دوش میکشم و آدما فکر میکنن عین خیالم نیست. درحالیکه کمترین احساسم عذاب وجدان بیپایانه.
ولی آه. من هر کاری بلد بودم انجام دادم که به این نقطه نرسه. نقطه تصمیم سخت و ناراحتکننده ولی درست. اما واقعیت اینه اجتنابناپذیر بود وقتی فقط تو بودی که براش تلاش میکردی.
ولی آه. من هر کاری بلد بودم انجام دادم که به این نقطه نرسه. نقطه تصمیم سخت و ناراحتکننده ولی درست. اما واقعیت اینه اجتنابناپذیر بود وقتی فقط تو بودی که براش تلاش میکردی.