🔻پیتـوســ 🇮🇷
272 subscribers
1.29K photos
108 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
اصلاً اگه من باز خواستم حماقت به خرج بدم و برم با مجموعه‌های فرهنگی و آموزشی مذهبی کار کنم، با تیر متوقفم کنید.
چقدر سرود ملی ما به پخش شدن تو المپیک میاد 🥲💙🍃
SNN.ir|خبرگزاری دانشجو
مقابل کیمیا علیزاده از بلغارستان
نصیب هیچکس نشه وطن نداشتن. چیکار کردی با خودت...؟
من دلم واقعاً برای طریق تنگ شده.
باز هرجور صلاح و پسند صاحب‌عزاست.
تصویر مصحف سوخته و خون‌آلود جنایت امروز رو هم دیدیم چون دل دیدن بدن‌های پاره‌پاره عزیزانمون رو نداشتیم.
یا امام زمان
به داد اصحاب قرآن برس...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
دعای ٢٠ام #صحیفه_حضرت_سجاد_علیه‌السلام (٣٠ فراز) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي مَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ وَ مَرْضِيِّ الْأَفْعَالِ دعای آن حضرت است در مکارم‌ اخلاق و اعمال پسندیده. ﴿۴﴾ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَرْفَعْنِي…
دعای ٢١ام #صحیفه_حضرت_سجاد_علیه‌السلام
(١٣ فراز)

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا حَزَنَهُ أَمْرٌ وَ أَهَمَّتْهُ الْخَطَايَا
دعای آن حضرت است هنگامی که حادثه‌ای او را اندوهگین و خطاها وی را بی‌تاب می‌کرد.


﴿٣﴾ لَا يُجِيرُ، يَا إِلَهِي، إِلَّا رَبٌّ عَلَى مَرْبُوبٍ، وَ لَا يُؤْمِنُ إِلَّا غَالِبٌ عَلَى مَغْلُوبٍ، وَ لَا يُعِينُ إِلَّا طَالِبٌ عَلَى مَطْلُوبٍ.

ای خدای من! پرورده را جز پروردگار پناه نمی‌دهد و شکست‌خورده را جز پیروز امان نمی‌بخشد و خواسته‌شده را جز خواستار کمک نمی‌کند.
حرفینو - غیرفعال
روش حساب می‌کنید؟
تو بگو به‌جز حبیبنا حسین -ع- رو کی حساب کنیم؟
🔻پیتـوســ 🇮🇷
آیا بعد از حسین کسی را می‌شناسی که من جانم را فدایش کنم؟
انقدر زندگی نکردم که لاف سرد و گرمی روزگار چشیدن بزنم. بالا و پایین زیاد داشتم ولی. گفتنی نیست اما یاد ندارم روزی که آسوده و بدون فکر و خیال گذرونده باشم. حرفو کش ندم، جز حسین کسی منو نخواست. بعد حسین کجا برم؟ به کی رو بزنم که زشتی‌هامو به روم نیاره؟ قبل او چهاردست‌وپا و کورمال کورمال می‌رفتم به ناکجاآباد. حسین آدمم کرد. حسین خریدار دکان بی‌رونقم بود. وگرنه ما کجا حسین کجا؟
ای قلبم به فدات حسین عزیز...
بسم الله الرحمن الرحیم

امام صادق(ع): برای هر درهمى که شخص برای امام حسین(ع) هزینه کند، ده هزار برابر حساب می‌شود و به همین اندازه درجه‏ او را بالا می‌برند.

امسال هم در موکب امین‌الله در شهر کربلا در خدمت زوار اباعبدالله هستیم. برای پذیرایی (چای، شربت) از زائران حسینی نیاز به کمک مالی تک‌تک شما عزیزان داریم.
با هر مبلغی که می‌توانید در این امر مبارک شریک باشید و به ما در ارائه خدمات بهتر به زائران حسینی کمک کنید.

شماره کارت:
5041721095526696
شماره شبا: IR450700001000118228159001
شماره حساب:
108228159
به نام سید سجاد سجادی

اجرتون با سیدالشهدا.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
بسم الله الرحمن الرحیم امام صادق(ع): برای هر درهمى که شخص برای امام حسین(ع) هزینه کند، ده هزار برابر حساب می‌شود و به همین اندازه درجه‏ او را بالا می‌برند. امسال هم در موکب امین‌الله در شهر کربلا در خدمت زوار اباعبدالله هستیم. برای پذیرایی (چای، شربت) از…
رفقا واقعاً می‌فهمم شرایط اقتصادی سخته، و اینم می‌دونم هر کس ممکنه به یک یا چند جا کمک کنه. ولی جداً مبالغ کم خیلی برکت داره چون تقریباً همه می‌تونن.
فقط اعضای همین کانال کوچیک نفری ده تومن نیت کنن، جمعش میلیون می‌شه.
حالا فکر کن فوروارد کنید تو کانالاتون :)))
ما یه سری چیزارو مجبور شدیم صرف‌نظر کنیم به‌خاطر شرایط مالی، شما دستی برسونید که سیدالشهداء براتون جبران کنه، خادمی منم اگه ثوابی داره، تماماً برای شما که مشارکت می‌کنید.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
نجف
تو می‌روی به سلامت، سلام ما برسانی🍃
عزیزانم رو راهی کردم، لطفاً برای سلامتی خدام حبیبنا امام حسین علیه‌السّلام صلوات بفرستید.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
هرچقدر بیشتر بهم میدون می‌ده بیشتر می‌فهمم هیچی نیستم.
دیروز اشک ریختم، راستش نه اونقدر زیاد. عصبانی هم شدم و نهایتاً داد هم زدم. ولی انتظارشو هم داشتم بخواد به روم بیاره که حالا همه اینارو برای بقیه گفتی، پاش برسه درباره خودت ببینم چه حالی می‌شی. اون چند دقیقه اشک نه که از حسرت، واقعاً معتقد بودم بیشتر از همه نیاز دارم از این جهنمی که توش گیر کردم فرار کنم و به نجف پناهنده بشم. ولی نشد. تعبیر من شاید درست نبود. شاید همه عزیزانم که امروز دل‌درست راهی‌شون کردم تو برزخ بزرگ‌تری گرفتار بودن. شایدم نه و برنامه او برای من اینه که بمونم چون لازمه که این دردو تحمل کنم. نمی‌دونم. انقدر سرعت اتفاقات بالاست که حتی وقت نمی‌کنم درست بفهمم چی شده. تنها چیزی که فکرشو نمی‌کردم مرگ بود. صبح عزیزدلمو از دست دادم. بین بهت ضجه‌های مامان و تلفنای مکرر که چه‌جوری به مامان‌بزرگ بگیم، یادم اومد که ما رفتیم کرج به مامان‌بزرگ خبر مرگ جوونش رو بدیم و یادآوریش کمرمو می‌شکنه هنوز. چند قطره اشک و بعدش راهی کردن مامان و بعدش شیفت‌بندی خدام و بعدش آب ریختن پشت سر بچه‌ها و بعدش چتی کوتاه و نادوستانه و بعدش تلفن و تلفن و تلفن و کار و کار و کار و... انگار نه انگار اتفاقی افتاده. انگار نه انگار باید کارای فرداتو واگذار کنی که بتونی به خاک بسپاریش. انگار نه انگار یک نفر از عدد عزیزای دلت می‌ره که خاطره شه. اونم وقتی همه می‌دونن چقدر برات عزیز بود و چقدر دوستش داشتی، ولی فقط صداتو کنترل کنی و بگی آروم باشید راحت شد. وقتی زنگ می‌زنن که زهره تربت داری و یادت بیاد تربتی که برای خودت نگه داشته بودی نصیب عزیز جوونت شد و بگی میارم فردا. نمی‌دونم تمامش این بود که فرصتی برای سوگواری ندارم یا واقعاً بعد پیام، مرگ برام روشن‌تر از قبل شده. فقط انقدر سرعت اتفاقات بالاست که حتی وقت نمی‌کنم درست بفهمم چی شده./
🔻پیتـوســ 🇮🇷
هیچی سنگین‌تر از اون نبود.
دستمو از رو کفن کشیدم رو پاهاش و نازشون کردم. روشو باز کردن و برای بار آخر دیدیمش. چه دیدنی... آخه قربون چشات برم که بسته بودن. قربون اون قد و بالات. قربون اون صورت قشنگت برم که سرد بود. قربون قلب مهربونت که دیگه نمی‌زد. چقدر دلم تنگ بغل کردنت شده. دیگه به کی بگم الهی فدات شم و بگه تو چرا دایی، من فداتون بشم. بمیرم که آخر کربلا نرفته خوابیدی. سفرت به سلامت عزیزدل مهربونم.
از اون روز کمی بیشتر از سه سال گذشته. امروز قلبم ولی مطمئن بود عباسِ دست‌گیر میاد. آخه داییم خیلی دوسش داشت. وقتی به دختراش می‌گفتم تنها نیست، نمی‌ترسه، مطمئن بودم سپردیمش دست خوب کسی. آخه کفن که دستِ مرا بست، دستِ تو باز است... کاش امشبِ زیارتی برادرت دایی علی قشنگمو مهمون کنی علمدار.
اگر مقدور بود، ممنون می‌شم نماز لیلة‌الدفن بخونید برای آدیشیرین فرزند حمدالله.
دیروز حین کارای مراسم ناخنم از وسط پایه‌ش شکست و امروز دیدم عفونت کرده و همینطور داره باد می‌کنه. فردام حرکته و هیچ تصوری ندارم چه بلایی می‌تونم سرش بیارم که ده روز راحتم بذاره :)
ماییم و سکوت شب جاده و شوق دیدار حبیب.