🔻پیتـوســ 🇮🇷
خدایا زهرا از خواب بیدار شد چشماش از گریه و خواب پف کرده و ترسناک شده😶
خدایا اینو بخونه از خجالتم درمیاد🙁
بعدازظهر خوابم گرفت
دیدم دلم میخواد یه مرد موهامو نوازش کنه
به خدا گفتم انصافه وقتی پدر ندارم تو بیست و سومین سال زندگیم برای اولین بار دلم نوازش مردونه بخواد؟
دیدم دلم میخواد یه مرد موهامو نوازش کنه
به خدا گفتم انصافه وقتی پدر ندارم تو بیست و سومین سال زندگیم برای اولین بار دلم نوازش مردونه بخواد؟
بعد خواب خوبی که دیدم به این فکر کردم
رنج از بلاتکلیفی شروع میشه
من از اول فهمیدم قرار نیست هیچوقت پدر داشته باشم
قرار نیست بابا از دهنم خطاب به محرم دربیاد و به پیرمردا بگم باباجان
اذیت نشدم!
تکلیفم مشخص بود از همون اول.
اگه اونم تو بلاتکلیفی نگهم نمیداشت حتما رنجش اونقدر طاقت فرسا نبود.
چمیدونم!
رنج از بلاتکلیفی شروع میشه
من از اول فهمیدم قرار نیست هیچوقت پدر داشته باشم
قرار نیست بابا از دهنم خطاب به محرم دربیاد و به پیرمردا بگم باباجان
اذیت نشدم!
تکلیفم مشخص بود از همون اول.
اگه اونم تو بلاتکلیفی نگهم نمیداشت حتما رنجش اونقدر طاقت فرسا نبود.
چمیدونم!
Forwarded from 🚩|در فلق بود| (bluebell⁷)
مادر بمان کنار گل یاس باغ خود
آتش مزن به حاصل خود با فراق خود
آتش مزن به حاصل خود با فراق خود
روایتِ "شب اعظم" کتاب زانتشنگان
تو حال و هوای حادثه اتش سوزی مسجد ارک روایت میشه
درباره پسری که مادرش تو اون حادثه سوخت و از دنیا رفت
اخراش میگه مسجد بوی تند سوختگی میداد و همونجور مراسم محرم برگزار شد
حاج منصور گفت شب پنجمو ششمو باهم میخونم
بعد یکم فکر کرد گفت نه امشب باید روضه آتیش بخونم...
یا امام حسن...
تو حال و هوای حادثه اتش سوزی مسجد ارک روایت میشه
درباره پسری که مادرش تو اون حادثه سوخت و از دنیا رفت
اخراش میگه مسجد بوی تند سوختگی میداد و همونجور مراسم محرم برگزار شد
حاج منصور گفت شب پنجمو ششمو باهم میخونم
بعد یکم فکر کرد گفت نه امشب باید روضه آتیش بخونم...
یا امام حسن...
از حسین اینهمه اصرار، حسن حرف بزن
از حسن بغض پی بغض برادر سخت است
مجلسِ روضه گرفتیم برایت مادر
روضهات را حسنت خواند و حسینت غش کرد...
از حسن بغض پی بغض برادر سخت است
مجلسِ روضه گرفتیم برایت مادر
روضهات را حسنت خواند و حسینت غش کرد...