🔻پیتـوســ 🇮🇷
272 subscribers
1.29K photos
108 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
زمزمه: امشب شهادتنامه عشاق امضا شد | حاج میثم مطیعی
Haj Meysam Motiee
#روضه دارد.

اگر قلب شما هم سنگین است، اگر دلیل بیداری شما هم فردای حسین و نیزه‌هاست، اگر بغض دارد شما را هم خفه می‌کند، اگر خواب به چشمان شما هم نمی‌آید، این برای شماست.
و جمعه بود، دهمِ محرّمِ سالِ شصت‌ویکم، مابینِ نمازِ ظهر و عصر.
و حسین پنجاه‌وهشت سال داشت.

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
[مگر حسینِ تشنه‌لب عزیزِ مصطفی نبود...؟]
[سپردمت به خدا و به ریگ‌های بیابان...]
نگاهم در آن قیامت می‌چرخد و روی علم‌ها ثابت می‌ماند. ارتفاع علم‌ها خیلی زیاد است و برای تماشایشان باید سرم را بالا بگیرم. دست‌های آهنی زیر نور آفتاب برق می‌زنند و درخشش‌شان چشم را می‌زند. ناگهان از ذهنم عبور می‌کند که این‌ها همان سرهای به نیزه بلندند که جلوی زینب (س) قد علم کرده‌اند. «سری به نیزه بلند است در برابر زینب.» چیزی در دلم فرو می‌ریزد. بی‌اختیار خودم را میان کاروان اسرای نینوا می‌بینم. از خودم می‌پرسم کاروان اسرا هر چند دقیقه یک بار سرشان را بالا می‌آوردند تا به سرهای روی نیزه نگاه کنند؟ اصلاً نگاه‌شان می‌کردند یا نه، دلشان خون می‌شد و سرها را پایین می‌انداختند تا با آن‌ها چشم در چشم نشوند؟ لابد اگر دلش را داشتند، هی چشم می‌چرخاندند میان نیزه‌های بلند تا سر عزیزشان را میان آن همه سر پیدا کنند. شاید حتی امید داشتند سر را نبینند تا دل‌شان به خیالی مبهم آرام شود که شاید شهیدشان با معجزه‌ای گریخته باشد از معرکه‌ی سر بریدن. کسی در سرم به روضه‌های اندوخته در حافظه‌ام چنگ انداخته و بی‌وقفه می‌خواند «بر سر نی زلف رها کرده‌ای / با جگر شیعه چه‌ها کرده‌ای»

#مهمان‌گاه 🍃
روایتِ "روضه خودش را به آدم می‌رساند"
Gerye Konam
Nariman Panahi
حلالم کن
اگه جونمو پای غمت نیاوردم...
همه مسئله اینه که مطمئن نیستم...
می‌دونم که دلم می‌خوادت، می‌دونم که بهت باور دارم، ولی خیلیای دیگه همین‌طور بودن. تمام دردم و ترسم اینه، اگه سال ۶١ همین "من" وجود داشتم، واقعاً خون رگ‌هام رو تقدیمت می‌کردم...؟
زمینه (توو خیمه هنوز من سرلشکرتم)
حاج محمود کریمی
[می‌گفت تو این عالم فقط یکی بود که حسینو بیشتر از همه دوست داشت،
زینب هیچوقت از حسینش جدا نشد.]

با تیغ ابروهات ببر رگای گردنم رو
کسی نمی‌شنوه صدای مردنم رو...
[خاکسترِ وجودِ مرا گر دهی به باد
از اشتیاق رو به رهِ کربلا کند...]

امروزِ سومِ پدر و شهادتِ پسر، گفتیم ایشالا این آخرین مجلس ماهانه تکیه خانم رقیه تو ایرانه، گفتیم ایشالا مجلس بعدی تو کربلا، تو موکب، تو اتاق خدام برات گریه می‌کنیم و بلند اسم زیباتو صدا می‌زنیم. ما گفتیم و فقط مونده که شما تأیید کنی...

-هشتمین روضه-✨
[مگر به کربلا کفن به‌غیر بوریا نبود...؟]
🔻پیتـوســ 🇮🇷
دعای ١٧ام #صحیفه_حضرت_سجاد_علیه‌السلام (١۶ فراز) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا ذُكِرَ الشَّيْطَانُ فَاسْتَعَاذَ مِنْهُ وَ مِنْ عَدَاوَتِهِ وَ كَيْدِهِ دعای آن حضرت است هنگامی که از شیطان یاد می‌شد و از او و دشمنیش و نیرنگش به خدا پناه…
دعای ١٨ام #صحیفه_حضرت_سجاد_علیه‌السلام
(٣ فراز)

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا دُفِعَ عَنْهُ مَا يَحْذَرُ، أَوْ عُجِّلَ لَهُ مَطْلَبُهُ
دعای آن حضرت است هنگامی که خطری از او می‌گذشت یا حاجتش به سرعت برآورده می‌شد.


﴿١﴾ اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى حُسْنِ قَضَائِكَ، وَ بِمَا صَرَفْتَ عَنِّي مِنْ بَلَائِكَ، فَلَا تَجْعَلْ حَظِّي مِنْ رَحْمَتِكَ مَا عَجَّلْتَ لِي مِنْ عَافِيَتِكَ فَأَكُونَ قَدْ شَقِيتُ بِمَا أَحْبَبْتُ وَ سَعِدَ غَيْرِي بِمَا كَرِهْتُ.

خدایا! تو را سپاس بر سرنوشت خوبی که مقرر می‌کنی و بر بلا و مصیبتت که از من می‌گردانی، پس بهره‌ام را از رحمتت در این تندرستی و سلامتی که در زندگی دنیا به من عنایت کرده‌ای منحصر مکن؛ که در نتیجه به سبب آنچه که دوست دارم، بدبخت شوم؛ و دیگری به‌خاطر آنچه که خوش ندارم، خوشبخت شود.
-تو همچو من سر کویت هزارها داری-

امروز/غیرمنتظره
سلام.

امسال هم ان‌شاءالله با نگاه لطف حبیبنا امام حسین علیه‌السّلام، توفیق خدمت تو موکب امین‌الله علیه‌السّلام در کربلا رو خواهیم داشت. امسال ظرفیت خدام رو افزایش دادیم و الان تعدادی ظرفیت خالی داریم که مصاحبه می‌کنیم براش.

🔸اگر خانمید، از ١٨ تا ٣٠ سال سنتونه، روحیه کار تیمی دارید، علاقه‌مند به خادمی هستید و امکان حداقل ده روز حضور در ایام اربعین رو دارید، برای مصاحبه بهم پیام بدید.

🔹اطلاعات بیشتر:
اعزام در دو بازه صورت می‌گیره (حداقل ١٠روز)
هزینه بلیط رفت و برگشت هر نفر حدودا ٣.۵

نشر پیام هم طبق معمول خیر جاریه. بفرستید برسه به دست اونی که باید.

(زمان این اطلاعیه گذشته و صرفاً برای یادگاری اینجاست :)
[به حشرم وعده‌ی دیدار اگر دادی، نمی‌رنجم
وصالِ چون تویی را صبر این مقدار می‌باید...]
نمی‌دونم چجوری بگم. ولی این روزایی که شب و روز و فلان ساعت زمان پیام دادن یا پیام باز کردن نیست، بی‌معنی می‌شن، ۴ صبح می‌خوابی و ٧ صبح پا می‌شی، با ده‌ها آدم نازنین حرف می‌زنی، تلاش می‌کنی و تلاش می‌کنی و تلاش می‌کنی و آخر شب وقتِ نم اشک و ترس و امید توأمان قلبه چون هنوز نمی‌دونی که خودت او رو خواهی دید یا نه، ولی راحت می‌خوابی، این روزا واقعاً زنده‌ام و زندگی می‌کنم.
دیروز مسئول موکب می‌گفت هيچکسو سمت من نفرستید چون من نمی‌تونم کسی برای خادمی امام حسین پیام می‌ده بگم نه. فکر کردم منم نمی‌تونم ولی پیچیده‌تر از این حرفاست. سخت‌ترین کار این نیست که به آدمایی که نیاز به تجربه بیشتر یا کار کردن رو خودشون دارن بگی نه. سخت‌ترین کار اینه که مجبور بشی به خیلی خوبا به‌خاطر ظرفیت نداشتن بگی نه. اگه این نه گفتن هم برنامه رشد ماست پس باشه ولی من خیلی قلبم با هر کدوم مچاله می‌شه.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
دعای ١٨ام #صحیفه_حضرت_سجاد_علیه‌السلام (٣ فراز) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا دُفِعَ عَنْهُ مَا يَحْذَرُ، أَوْ عُجِّلَ لَهُ مَطْلَبُهُ دعای آن حضرت است هنگامی که خطری از او می‌گذشت یا حاجتش به سرعت برآورده می‌شد. ﴿١﴾ اللَّهُمَّ لَكَ…
دعای ١٩ام #صحیفه_حضرت_سجاد_علیه‌السلام
(٧ فراز)

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ ، عَلَيْهِ السَّلَامُ عِنْدَ الاِسْتِسْقَاءِ بَعْدَ الْجَدْبِ
دعای آن حضرت است هنگام درخواست باران پس از خشکسالی.


﴿٣﴾ تُحْيِي بِهِ مَا قَدْ مَاتَ، وَ تَرُدُّ بِهِ مَا قَدْ فَاتَ وَ تُخْرِجُ بِهِ مَا هُوَ آتٍ، وَ تُوَسِّعُ بِهِ فِي الْأَقْوَاتِ، سَحَاباً مُتَرَاكِماً هَنِيئاً مَرِيئاً طَبَقاً مُجَلْجَلًا، غَيْرَ مُلِثٍّ وَدْقُهُ، وَ لَا خُلَّبٍ بَرْقُهُ.

تا به آن باران، هرچه از زمین و گیاه مرده است، زنده کنی؛ و به سبب آن، ازدست‌رفته‌ها را بازگردانی؛ و آنچه از دل زمین آمدنی است، بیرون آری و از برکت آن باران، روزی‌ها را وسعت بخشی؛ از ابری انباشته، لذّت بخش، گوارا، فراگیر و غرّان‌ که بارانش اندک نباشد و برقش نفریبد.