اول. خادما میان و میایستن و سلامی و سر خم کردنی. خادم چایخونه اونطرف ایستاده و نگاهت میکنه و باهات حرف میزنه. میبینی که کارم نگاه کردن به زائراست. میدونی که کیفم گوش کردن به صداهای حرم شلوغته که کاش دیگه هیچوقت خلوت نبینیمش. میگم وقتی برای مثل منی یه گوشه از حریمت جا داری، سر تکیه بدم و نگاهت کنم و کسی کار به کارم نداشته باشه، معلومه برای بقیه هم جا هست خب. وگرنه که من کجا و بارگاه حسن و ملاحت کجا. نارفیقتر از من سراغ داری؟
دوم. بلد نیستم حرف زدن و دعا کردنو. اصلاً نه روی حرف زدن هست و نه زبونش. مفاتیح دستمه و دعا به دعا میرم جلو تا یه زبان حالی پیدا کنم. میرسم به مناجات معتصمین. بغضم اشک میشه. "پناه" رو معنی کردی غریبِ مهربانم. خلقی بهت پناهنده شدیم. بیکس و بیآشنا. ترسیده و از همه جا بریده. میبینم که غرق زیباییت شدن همه. آدما اینجا زیبان.
جان خستگان
استاد محمدعلی کریمخانی
سوم. نگاه میکنم به گنبد و به یاد میارم لحظاتم با تو رو. میخونه "من کجا و تربت حرم، دعوت تو بود آمدم". نگاهم سر میخوره روی پنجره فولاد و میگم یادته اولین اربعینمو تو فلان زاویه داشتم نگاه میکردم که امضا کردی. یادته تنها روز شهادتت که پیشت بودم، همینجا وایساده بودم که سرمو انداختم پایین. یادته اون بار که پایین پات شکستم و تو بلندم کردی. یادته اون دفعه که آب شدم جلو چشمات و تو جمعم کردی. یادته هزار بار از هم پاشیدم و تو مرتبم کردی. حتماً یادته که اگه اهل فراموشی بودی، من و ما اینجا چیکار میکردیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهارم و آخر. حرف زدن میخوام چیکار تا وقتی پرچم حرمت بالاست.
زبان بین ما نگاهه.
[از شوق دیدار عاشقت صد بار جان داد
وقتی برایم پرچمت دستی تکان داد...]
زبان بین ما نگاهه.
[از شوق دیدار عاشقت صد بار جان داد
وقتی برایم پرچمت دستی تکان داد...]
🔻پیتـوســ 🇮🇷
به یاد اونایی که فقط از پایین پا وارد میشن تا بگن خاک پاتن آقاعلیموسیالرضا جان🍃
"خوشبخت آن کسی که تو او را بغل کنی"
آقای امام رضا ✨
آقای امام رضا ✨
امروز صبح مامانبزرگ موهامو بافت و بوسیدم و فرستادم سر کار. ٢۶ سالم شده ولی هنوز پیشش مثل یه دختربچه ۶ سالهام. وقتی که غصه داره میخورم، به بغل و نوازشش پناه میبرم. هنوز هم هیچکس بلد نیست مثل او مو ببافه، حتی مامان.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
دعای ١٣ام #صحیفه_حضرت_سجاد_علیهالسلام (٢۵ فراز) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي طَلَبِ الْحَوَائِجِ إِلَي اللَّهِ تَعَالَي دعای آن حضرت به پیشگاه خدای تعالی در زمینۀ درخواست حوائج ﴿٣﴾ وَ يَا مَنْ لَا يَبِيعُ نِعَمَهُ بِالْأَثْمَانِ ﴿۴﴾…
دعای ١۴ام #صحیفه_حضرت_سجاد_علیهالسلام
(١۶ فراز)
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا اعْْتُدِيَ عَلَيْهِ أَوْ رَأَي مِنَ الظَّالِمِينَ مَا لَا يُحِبُّ
دعای آن حضرت هرگاه بر او ستم میشد یا چیزی را که از ستمگران خوش نداشت مشاهده میکرد.
﴿١٠﴾ اللَّهُمَّ فَكَمَا كَرَّهْتَ إِلَيَّ أَنْ أُظْلَمَ فَقِنِي مِنْ أَنْ أَظْلِمَ.
خدایا! همانطور که ستم کردن دیگران را بر من در نظرم ناخوشایند جلوه دادی، مرا از اینکه بر دیگران ستم ورزم حفظ فرما.
(١۶ فراز)
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا اعْْتُدِيَ عَلَيْهِ أَوْ رَأَي مِنَ الظَّالِمِينَ مَا لَا يُحِبُّ
دعای آن حضرت هرگاه بر او ستم میشد یا چیزی را که از ستمگران خوش نداشت مشاهده میکرد.
﴿١٠﴾ اللَّهُمَّ فَكَمَا كَرَّهْتَ إِلَيَّ أَنْ أُظْلَمَ فَقِنِي مِنْ أَنْ أَظْلِمَ.
خدایا! همانطور که ستم کردن دیگران را بر من در نظرم ناخوشایند جلوه دادی، مرا از اینکه بر دیگران ستم ورزم حفظ فرما.
من نیت کردم وارد مسخرهبازیهای انتخاباتی نشم ولی اینا چرا اینجورین جدی؟!
یکی به نعل میزنن یکی به میخ. بالاخره شهید با مجاهدت اوضاع معیشت رو بهتر کرد و دمش گرم یا افتضاحتر که شما قراره نجاتش بدید؟
🔹اینیکی که شهردار شدنشم تف سربالا بود. یه تهرانو نمیتونه اداره کنه، گند و کثیفی و بینظمی همه جارو برداشته. حالا واسه اداره کشور مدعیه. زبونم داره همقد من :/
🔸اونیکی که آخرم نفهمیدیم برنامهش چیه، فقط هی میگه باید برای همه چیز برنامه داشته باشیم. یعنی چی چندصدسال عقبماندگی رو در چندسال جبران میکنی؟ برو عاموووو. شوخیت گرفته؟
بعدم داره همه دستاوردای دولت مستقر رو مالخود میکنه و هی تکرار که ما تو سایه برنامه دادیم.
خب وضعیت خجالتآور اینترنتم گردن بگیر پس :/
🔹اونطرف که بدتر. انگار یادمون رفته یه دهه ذلت و استرس و تحقیر ملت و بریز و بپاش دولتِ همفکرای اینارو، انگار نه انگار کمر بستن به نابودی زیرساختا و بلایی سر مسکن آوردن که خونه خریدن شد آرزوی دور و محال. هنوز موعد اجاره خونه، اجداد ملت میان جلو چشمشون. حالا ژست ناجی برای ما گرفتن. فکر کن دولت و دستگاه دیپلماسی هنوز دست اینا بود، ما میتونستیم اسرائیلو بزنیم یا باید از شدت تحقیر خودکشی دستهجمعی میکردیم؟ نافشونو با پفیوزی بریدن که انقدر پررو و بیشرفن :/
اَه حال آدمو بهم میزنن. سرم درد میگیره به حرفاشون گوش میدم. واقعاً کاش یک ماه پیش بود و کسی قرار نبود رئیس جمهور شه.
یکی به نعل میزنن یکی به میخ. بالاخره شهید با مجاهدت اوضاع معیشت رو بهتر کرد و دمش گرم یا افتضاحتر که شما قراره نجاتش بدید؟
🔹اینیکی که شهردار شدنشم تف سربالا بود. یه تهرانو نمیتونه اداره کنه، گند و کثیفی و بینظمی همه جارو برداشته. حالا واسه اداره کشور مدعیه. زبونم داره همقد من :/
🔸اونیکی که آخرم نفهمیدیم برنامهش چیه، فقط هی میگه باید برای همه چیز برنامه داشته باشیم. یعنی چی چندصدسال عقبماندگی رو در چندسال جبران میکنی؟ برو عاموووو. شوخیت گرفته؟
بعدم داره همه دستاوردای دولت مستقر رو مالخود میکنه و هی تکرار که ما تو سایه برنامه دادیم.
خب وضعیت خجالتآور اینترنتم گردن بگیر پس :/
🔹اونطرف که بدتر. انگار یادمون رفته یه دهه ذلت و استرس و تحقیر ملت و بریز و بپاش دولتِ همفکرای اینارو، انگار نه انگار کمر بستن به نابودی زیرساختا و بلایی سر مسکن آوردن که خونه خریدن شد آرزوی دور و محال. هنوز موعد اجاره خونه، اجداد ملت میان جلو چشمشون. حالا ژست ناجی برای ما گرفتن. فکر کن دولت و دستگاه دیپلماسی هنوز دست اینا بود، ما میتونستیم اسرائیلو بزنیم یا باید از شدت تحقیر خودکشی دستهجمعی میکردیم؟ نافشونو با پفیوزی بریدن که انقدر پررو و بیشرفن :/
اَه حال آدمو بهم میزنن. سرم درد میگیره به حرفاشون گوش میدم. واقعاً کاش یک ماه پیش بود و کسی قرار نبود رئیس جمهور شه.
[نه حالِ جنگ مرا مانده با زمانه نه صلحی
سپردهام به نجف تا علی چه حکم نماید...]
سپردهام به نجف تا علی چه حکم نماید...]
🔻پیتـوســ 🇮🇷
امروز آقای ما، حسین جانِ ما، به سمت
خاکِ بلا حرکت کرد...
خاکِ بلا حرکت کرد...
آخی عزیز قلبم...
میگم امروز چقدر بهت فکر کردم...
میگم امروز قلبم چقدر تحت فشار بود...
میگم دلم غرق چه رقتی بود...
بمیرم برات عزیز دلم. بمیرم برات...
میگم امروز چقدر بهت فکر کردم...
میگم امروز قلبم چقدر تحت فشار بود...
میگم دلم غرق چه رقتی بود...
بمیرم برات عزیز دلم. بمیرم برات...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
www.BGH.ir بچههای قلم – نوحهخوانی شهید سید مجتبی علمدار؛ بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
گفتم من خیلی وضعم بده. همه گندی میزنم. ولی همین داغون و خراب هرچه هست همهش برای توست.
و تو؟ آخر مرامی. کجا پیدا کنم کسی رو که همینطوری قبولم کنه؟
گفتم فقط امام حسینه که بدیاتو نمیزنه تو سرت که شرمنده شی و ناامید، همینطوری میبینت، همینطوری میخوادت به حکم "آنان که مرد حقاند، خریدار دکان بیرونقاند"، بعد آروم آروم با ظرافت بدون اینکه بفهمی، بدون اینکه به روت بیاره، زوائد وجودت رو ازت جدا میکنه. به خودت میای میبینی بیچارهش شدی. دیگه وقتی روز حرکتش میرسه، سنگینی عالم رو قلبته. چون قلبت زیر پاهای مبارکشه.
قلبهامون عاقبت بخیر شدن عزیزم؟ کجا بهتر از زیر پاهای تو؟ حکماً شدن...
[حرف تو بود. گفت چیزی بگو. گفتم همین، تا خود اربعین همین.]
و تو؟ آخر مرامی. کجا پیدا کنم کسی رو که همینطوری قبولم کنه؟
گفتم فقط امام حسینه که بدیاتو نمیزنه تو سرت که شرمنده شی و ناامید، همینطوری میبینت، همینطوری میخوادت به حکم "آنان که مرد حقاند، خریدار دکان بیرونقاند"، بعد آروم آروم با ظرافت بدون اینکه بفهمی، بدون اینکه به روت بیاره، زوائد وجودت رو ازت جدا میکنه. به خودت میای میبینی بیچارهش شدی. دیگه وقتی روز حرکتش میرسه، سنگینی عالم رو قلبته. چون قلبت زیر پاهای مبارکشه.
قلبهامون عاقبت بخیر شدن عزیزم؟ کجا بهتر از زیر پاهای تو؟ حکماً شدن...
[حرف تو بود. گفت چیزی بگو. گفتم همین، تا خود اربعین همین.]
از تیکههای قاضیزاده به جلیلی و تمرکز قالیباف روی کار خودش، بوی ائتلاف به مشامم میرسه.
برگههای ریز تو دست زاکانی و راحت بودن و اعتماد بهنفسش منو یاد به توبره کشیدن روحانی میندازه. فقط این انتخابات کسی تو سطح اون ملعون نیست که اون روی معروفشو رو کنه.