نوحهخوانی شهید سید مجتبی علمدار؛ بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
www.BGH.ir بچههای قلم
یک هفتهای است مدام زیر لب زمزمهاش میکنم. صدای حسرتبار و حزنانگیزش من را یاد بزرگترین ترسهایم میاندازد. یاد تکرار دوری، یاد هراس اینکه بر دلم آرزوی کربلایت بماند.
یادم میآید در کرونا چطور هر روز منتظر دیدارت بودم، چطور هر دو اربعین خود را به در و دیوار کوبیدم و از در سفارت هم راهم ندادند. یادم میآید که دم سفارت بالاخره سپر انداختم و گفتم لابد قرار است دیگر نبینمت تا بمیرم. یادم میآید وقتی این را گفتم چطور جلوی چشم همه بیصدا گریه کردم و شکستم. یادم میآید چطور با خیالت زندگی میکردم.
حالا هم عزیزم چیزی فرق نکرده، کسی نمیگوید راه حرمت را بستهاند ولی برایم فرقی نمیکند، همین که از تو جدا میشوم دلم تنگ میشود، هراس به دلم میافتد. هنوز هم هر روزم را با خیال اربعینت میگذرانم. میخواهم امسال اگر نظر کنی برای تو بهتر باشم چنانکه همیشه زیر علمت آدمهای بهتری شدیم عزیز قلبم.
|به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد...|
یادم میآید در کرونا چطور هر روز منتظر دیدارت بودم، چطور هر دو اربعین خود را به در و دیوار کوبیدم و از در سفارت هم راهم ندادند. یادم میآید که دم سفارت بالاخره سپر انداختم و گفتم لابد قرار است دیگر نبینمت تا بمیرم. یادم میآید وقتی این را گفتم چطور جلوی چشم همه بیصدا گریه کردم و شکستم. یادم میآید چطور با خیالت زندگی میکردم.
حالا هم عزیزم چیزی فرق نکرده، کسی نمیگوید راه حرمت را بستهاند ولی برایم فرقی نمیکند، همین که از تو جدا میشوم دلم تنگ میشود، هراس به دلم میافتد. هنوز هم هر روزم را با خیال اربعینت میگذرانم. میخواهم امسال اگر نظر کنی برای تو بهتر باشم چنانکه همیشه زیر علمت آدمهای بهتری شدیم عزیز قلبم.
|به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد...|
🔻پیتـوســ 🇮🇷
Nariman Panahi – http://kheimegah.com/panahi
این رو روزهای سپر انداختن نوشتم. اون روزهای حسرت بیپایان...
آقای راننده زنگ زده میگه جسارتاً با ۶ دقیقه تاخیر میرسم مشکلی نیست؟ میگم اگه حتماً تشریف میارید خیر. میگه بله بله حتماً تشریف میارم :))))))))
🔻پیتـوســ 🇮🇷
دعای نهم #صحیفه_حضرت_سجاد_علیهالسلام (٧ فراز) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الْاِشْتِيَاقِ إِلَي طَلَبِ الْمَغْفِرَةِ مِنْ اللهِ جَلَّ جَلَالُهُ دعای آن حضرت است در شوق به درخواست آمرزش از خدای بزرگ. ﴿٢﴾ اللَّهُمَّ وَ مَتَى وَقَفْنَا…
دعای دهم #صحیفه_حضرت_سجاد_علیهالسلام
(۶ فراز)
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي اللَّجَإِ إِلَي اللَّهِ تَعَالَي
دعاى آن حضرت است در پناه بردن به خدای تعالی.
﴿۶﴾ اللَّهُمَّ إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ شَمِتَ بِنَا إِذْ شَايَعْنَاهُ عَلَى مَعْصِيَتِكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تُشْمِتْهُ بِنَا بَعْدَ تَرْكِنَا إِيَّاهُ لَكَ، وَ رَغْبَتِنَا عَنْهُ إِلَيْكَ
خدایا! شیطان ما را سرزنش کرد؛ چون او را در نافرمانیات همراهی کردیم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و پس از این که او را بهخاطر تو رها کردیم و از او رویگردانده، بهسوی تو آمدیم، وی را با دوباره گرفتار شدن به دستش، شیرینکام مکن.
(۶ فراز)
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي اللَّجَإِ إِلَي اللَّهِ تَعَالَي
دعاى آن حضرت است در پناه بردن به خدای تعالی.
﴿۶﴾ اللَّهُمَّ إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ شَمِتَ بِنَا إِذْ شَايَعْنَاهُ عَلَى مَعْصِيَتِكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تُشْمِتْهُ بِنَا بَعْدَ تَرْكِنَا إِيَّاهُ لَكَ، وَ رَغْبَتِنَا عَنْهُ إِلَيْكَ
خدایا! شیطان ما را سرزنش کرد؛ چون او را در نافرمانیات همراهی کردیم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و پس از این که او را بهخاطر تو رها کردیم و از او رویگردانده، بهسوی تو آمدیم، وی را با دوباره گرفتار شدن به دستش، شیرینکام مکن.
خوبی شروع ساعت کار از ٩ صبح اینه که تنت به شلوغی جهنمی مترو نمیخوره.
خدایا این ساعتو برای من حفظ بفرما🥲
خدایا این ساعتو برای من حفظ بفرما🥲
مرحلهٔ تحویل گرفتن کار وحشتناکترین بخش هر کاره.
انقدر همه چیز کند و رو مخ پیش میره.
انقدر همه چیز کند و رو مخ پیش میره.
Forwarded from قناة العتبة الحسينية المقدسة
مِنّا السلامُ عليكَ با بنَ المُرتضى يا خيرَ مَنْ عشِقَ الكُماةُ وَفاكا
#العتبة_الحسينية_المقدسة
#العتبة_الحسينية_المقدسة
«و اما من! هرگز برای امام خویش تکلیف معین نمیکنم، که تکلیف خود را از حسین میپرسم. و من... حسین را برای دنیای خویش نمیخواهم، که دنیای خود را برای حسین میخواهم. آیا بعد از حسین کسی را میشناسی که من جانم را فدایش کنم؟»
[نامیرا - صادق کرمیار]اول. امروز سفره حضرت عزیزش دعوت بودیم. اون فامیلایی که میگن دینشونو تغییر دادن هم بودن. من که همیشه میخندم و میگم جدی نگیرید، جو گرفتهشون. بگذریم. اومدیم خونه. مامان گفت بچهٔ فلانی داشت سینه میزد. بهش گفت نزن. پرسید مامان پس چرا همه میزنن. جواب داد اونا اوسکلن. خندم گرفت. تو دلم گفتم باشه ولی این قمر بامعرفت ما سر سفرهش واسه همه جا داره. امید که همهمونو آدم کنه خودش. بیچاره اون طفل معصوما...
دوم. شب صدا اومد از کوچه. گفتم مامان صدای تلویزیونو کم کن ببینم چه خبره. قطع کرد. صدای نوحه میامد. پریدم پشت پنجره. دسته عزا از تو کوچه رد میشد. میوندار میخوند "دلتنگ حرمتم، به کی بگم/دردامو به تو نگم، به کی بگم" دلم پرکشید. فکر کردم خدا مادرمو حفظ کنه که با محبت شما بهمون شیر داد و بزرگمون کرد. فکر کردم چقدر بارون امروز یاد کربلا انداختم. فکر کردم چقدر خوبه که از بین دوستداشتنیها، دوست داشتن شما سهم ما شده.
[شب شهادت امامنا صادق (ع) - ٠٣.٠٢.١۴]
دوم. شب صدا اومد از کوچه. گفتم مامان صدای تلویزیونو کم کن ببینم چه خبره. قطع کرد. صدای نوحه میامد. پریدم پشت پنجره. دسته عزا از تو کوچه رد میشد. میوندار میخوند "دلتنگ حرمتم، به کی بگم/دردامو به تو نگم، به کی بگم" دلم پرکشید. فکر کردم خدا مادرمو حفظ کنه که با محبت شما بهمون شیر داد و بزرگمون کرد. فکر کردم چقدر بارون امروز یاد کربلا انداختم. فکر کردم چقدر خوبه که از بین دوستداشتنیها، دوست داشتن شما سهم ما شده.
[شب شهادت امامنا صادق (ع) - ٠٣.٠٢.١۴]
🎓وصله پینه️🔻
سلام از راه دور یک چیزه
گریه روی فرشهای قرمز و گلدار حرم حضرت عباس یک چیز
گریه روی فرشهای قرمز و گلدار حرم حضرت عباس یک چیز
آه یا کفیل...
[به تو محتاج چنانم که اگر تا به ابد
رفع حاجت بکنی باز همان محتاجم...]
[به تو محتاج چنانم که اگر تا به ابد
رفع حاجت بکنی باز همان محتاجم...]
🔻پیتـوســ 🇮🇷
دعای دهم #صحیفه_حضرت_سجاد_علیهالسلام (۶ فراز) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي اللَّجَإِ إِلَي اللَّهِ تَعَالَي دعاى آن حضرت است در پناه بردن به خدای تعالی. ﴿۶﴾ اللَّهُمَّ إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ شَمِتَ بِنَا إِذْ شَايَعْنَاهُ عَلَى مَعْصِيَتِكَ،…
دعای یازدهم #صحیفه_حضرت_سجاد_علیهالسلام
(۵ فراز)
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ بِخَوَاتِمِ الْخَيْرِ
دعای آن حضرت به اینکه عاقبتها ختم به خیر شود.
﴿۴﴾ وَ لَا تَكْشِفْ عَنَّا سِتْراً سَتَرْتَهُ عَلَى رُؤُوسِ الْأَشْهَادِ، يَوْمَ تَبْلُو أَخْبَارَ عِبَادِكَ.
و پردهای که بر گناهان ما پوشاندی، در برابر حاضران روز قیامت، از روی ما برندار، روزی که خبرهای بندگانت را آشکار میکنی.
(۵ فراز)
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ بِخَوَاتِمِ الْخَيْرِ
دعای آن حضرت به اینکه عاقبتها ختم به خیر شود.
﴿۴﴾ وَ لَا تَكْشِفْ عَنَّا سِتْراً سَتَرْتَهُ عَلَى رُؤُوسِ الْأَشْهَادِ، يَوْمَ تَبْلُو أَخْبَارَ عِبَادِكَ.
و پردهای که بر گناهان ما پوشاندی، در برابر حاضران روز قیامت، از روی ما برندار، روزی که خبرهای بندگانت را آشکار میکنی.
خواب دیدم داریم موکبو برق میندازیم :)
[مرا امیدِ وصالِ تو زنده میدارد
وگرنه هر دَمَم از هجرِ توست بیمِ هلاک...]گاهی احساس میکنم انگار بخش زیادی از عمرم را صرف آموختن زبان مُردهای کردهام که هیچکس بلد نیست.
[اعترافات یک کتابخوان معمولی - آنه فدیمن]امشب کاملاً بیاساس و یهویی فکر کردم که واااای یعنی امام رضا با مردم ایران فارسی حرف میزدن و حتی نتونستم این جمله کوتاهو روون بگم، بغض منو کشت. میخوام بگم حتی یه تصور، حتی یه احتمال که ممکنه هیچ معنایی نداشته باشه، انقدر شیرینه. نگاه کردن به لباس زیبای سبز خادمای چایخونه وسط شلوغیهای پایتخت که هیچ ربطی به شهر شما نداره انقدر شیرینه. چاییای که نسب چایخانهٔ حضرت رضا روشه انقدر شیرینه. به یاد بیار حال منو با دیدن پرچم حرم. به یاد بیار قلب منو وقتی میشینم و ساعتها از گنبد چشم برنمیدارم و بیرون نمیرم. به یاد بیار وقتی میگم آخه جز پیشت کجا برم...
[با ماشین برگشتم و بقیه مسیر رو پیاده اومدم. دیدم سر چهارراه اصلی چایخونه زدن. شراب طهورم رو از دست بابای خادم گرفتم و آروم و مست تا خونه رفتم.]
کجا پیدا کنم دیگر شراب از این طهوراتر؟
بهشت اینجاست، اینجایی که دارم چای مینوشم...
[با ماشین برگشتم و بقیه مسیر رو پیاده اومدم. دیدم سر چهارراه اصلی چایخونه زدن. شراب طهورم رو از دست بابای خادم گرفتم و آروم و مست تا خونه رفتم.]
کجا پیدا کنم دیگر شراب از این طهوراتر؟
بهشت اینجاست، اینجایی که دارم چای مینوشم...
اینا دخترای منن تو هرندی، از نزدیک میشناسمشون و ازشون اینجا گفتم.
لطفاً کمکشون کنید به نیت امام رضای
عزیز و تو کانالهاتون هم بذارید.
که خیلی زحمت میکشن و نازنینن💙
لطفاً کمکشون کنید به نیت امام رضای
عزیز و تو کانالهاتون هم بذارید.
که خیلی زحمت میکشن و نازنینن💙