اما شنیده بودم نجف طور دیگری است؛ سبک و آرام. انگار در خانهٔ پدریات نشستهای.
#کهکشان_نیستی ✨
#کهکشان_نیستی ✨
Forwarded from 1001
چهل سال پیش همین ساعات بود که خونِ سرِ از تن جدا شدهی جوان رعنای شهرضا، روی خاکهای جادهای در وسط جزایر مجنون همچنان گرم بود. نمیدانم اما کاش آن غروب ۱۷ اسفند ۶۲، بارانی آمده باشد، خون پاک فرمانده لشکر ۲۷ را روی خاک مجنون جاری کرده باشد تا برسد به اروند، تا برسد به خلیج فارس، تا برسد به تمام دریاها و اقیانوسها، تا تمام آبهای جهان، جوهر شوند و مظلومیت آقا ابراهیم همت را برای تمام تاریخ ثبت کنند.
امشب به زهرا میگفتم برنامهای که سیدالشهداء برات میچینه باورکردنی نیست. میبینی باید ده بار میرفتی کربلا تا اونچه از اولین بار دنبالش بودی و حتی نمیدونستی چیه و فقط حس میکردی هنوز نداریش، کف دستات ببینی. لابد باید نه بار میرفتی نجف که تازه تو نهمین بار قلابش به قلبت گیر کنه و قرارو ازت بگیره. بالاخره نجف با تمام شکوهش ارکانم رو به لرزه انداخت و به زانو درآوردم. انگار تا قبل این کور بودم. لحظهای هیبت و حلاوتش از یادم نمیره. باید که بذاری ظرفیتت رو ببرن بالا حتی اگه هفت سال طول بکشه. باید که حواست جمع باشه متوقف نشی و دست از طلب نداری. باید که سعی کنی خودخواه نباشی، حداقل تو مرکز ازخودگذشتگی عالم. دل نشکنی و معصیت نکنی تو محضر امام. حقالناس! والله حقالناسایی که مثل تو صف جاکردن برامون زرنگبازی شده تو عرف، راهو سد میکنه.
من نمیدونم چقدر دیگه زندهام و چندبار دیگه خاکبوسی قسمتم میشه ولی عجیب محتاجم، به دیدن و شنیدن و تجربه کردن و نفس کشیدن، محتاج نگاه کردن به آدما و یادگرفتن. محتاجم که یهذره یهذره بزرگ شم و امیدوار باشم که قراره چیز جدید به دستم بدن حتی اگه بنا باشه ده سال برای یه چیز دیگه برم و بیام.
میخوام بگم تو عالم نگرد دنبال چیزی که هرچی بخوای از زیر دستای حبیبنا امام حسین علیهالسّلام رد میشه.
میخوام بگم هرچه خیر است حسین جان به درِ خانهٔ توست...
شوقاً إلَیک 💙🍃
من نمیدونم چقدر دیگه زندهام و چندبار دیگه خاکبوسی قسمتم میشه ولی عجیب محتاجم، به دیدن و شنیدن و تجربه کردن و نفس کشیدن، محتاج نگاه کردن به آدما و یادگرفتن. محتاجم که یهذره یهذره بزرگ شم و امیدوار باشم که قراره چیز جدید به دستم بدن حتی اگه بنا باشه ده سال برای یه چیز دیگه برم و بیام.
میخوام بگم تو عالم نگرد دنبال چیزی که هرچی بخوای از زیر دستای حبیبنا امام حسین علیهالسّلام رد میشه.
میخوام بگم هرچه خیر است حسین جان به درِ خانهٔ توست...
شوقاً إلَیک 💙🍃
اینم دیشب به رفیق گفتم.
یک روز از مرداد ٩٨ تو گرمای ظهر نجف تو سختترین سال زندگیم و پریشونترین حالم، روزیمو روبهروی ایوون طلا از زبون دوستم زینب گرفتم. گفت امام حسین برای هرکس برنامهٔ مخصوص خودشو داره. با تمام روح و قلبم تا الان تجربهش کردم و هیچی جز اعتماد کردن بهش فایده نداره. دل بدی به دلش بردی. جوریکه مثلشو جای دیگه گیر نمیاری. بذار بزرگت کنه. بلدتر از او کجا سراغ داری آخه؟
یک روز از مرداد ٩٨ تو گرمای ظهر نجف تو سختترین سال زندگیم و پریشونترین حالم، روزیمو روبهروی ایوون طلا از زبون دوستم زینب گرفتم. گفت امام حسین برای هرکس برنامهٔ مخصوص خودشو داره. با تمام روح و قلبم تا الان تجربهش کردم و هیچی جز اعتماد کردن بهش فایده نداره. دل بدی به دلش بردی. جوریکه مثلشو جای دیگه گیر نمیاری. بذار بزرگت کنه. بلدتر از او کجا سراغ داری آخه؟
🔻پیتـوســ 🇮🇷
بر سرِ آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصّه سرآید...
"روز دگر" من هم بالاخره موقعش رسید.
#٢۶سالگی :)
#٢۶سالگی :)
🔻پیتـوســ 🇮🇷
هرکار کردم دلم نیومد خودتون نبینید :)
چون تو خدایی و سفرهدار
و ما رو خداییِ تو حساب ویژه باز کردیم.
به همین نام مقدس، مارو دست پر از سر این سفره بلند کن.
[سحر اول] 🌙
و ما رو خداییِ تو حساب ویژه باز کردیم.
به همین نام مقدس، مارو دست پر از سر این سفره بلند کن.
[سحر اول] 🌙
🔻پیتـوســ 🇮🇷
دعای دوم #صحیفه_حضرت_سجاد_علیهالسلام (٢۶ فراز) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ بَعْدَ هَذَا التَّحْمِيدِ فِي الصَّلَاةِ عَلَي رَسُولِ اللهِ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ دعاى آن حضرت است پس از ستايش خدا، در درود بر رسول خدا صلوة الله علیه: …
دعای سوم #صحیفه_حضرت_سجاد_علیهالسلام
(٢۶ فراز)
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الصَّلَاةِ عَلَي حَمَلَةِ الْعَرْشِ وَ كُلِّ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ
دعاى آن حضرت است در درود بر حاملان عرش و هر فرشتۀ مقرّب:
﴿١٧﴾ وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ بِمَكْرُوهِ مَا يَنْزِلُ مِنَ الْبَلَاءِ وَ مَحْبُوبِ الرَّخَاءِ
و درود بر فرستادگانت بهسوی اهل زمین؛ از فرشتگانی که گرفتاری ناخوشایند و گشایش خوشآیند، برای آنان میآورند.
(٢۶ فراز)
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الصَّلَاةِ عَلَي حَمَلَةِ الْعَرْشِ وَ كُلِّ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ
دعاى آن حضرت است در درود بر حاملان عرش و هر فرشتۀ مقرّب:
﴿١٧﴾ وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ بِمَكْرُوهِ مَا يَنْزِلُ مِنَ الْبَلَاءِ وَ مَحْبُوبِ الرَّخَاءِ
و درود بر فرستادگانت بهسوی اهل زمین؛ از فرشتگانی که گرفتاری ناخوشایند و گشایش خوشآیند، برای آنان میآورند.
امام صادق عليهالسّلام فرمایش کردند: براى مؤمن چقدر زشت است كه ميل و رغبتى داشته باشد كه او را به ذلّت و خوارى بكشاند.
-جهادالنفس باب کراهة الطمع
[سحر دوم] 🌙
-جهادالنفس باب کراهة الطمع
[سحر دوم] 🌙
﴿صِبْغَةَ اللَّهِ ۖ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً ۖ وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ﴾
رنگ خدا را [انتخاب کنید] و چه کسی رنگش نیکوتر از رنگ خداست؟ و ما پرستشکنندگان اوییم.
مبارکهٔ بقره-شریفهٔ ١٣٨
[سحر چهارم] 🌙
رنگ خدا را [انتخاب کنید] و چه کسی رنگش نیکوتر از رنگ خداست؟ و ما پرستشکنندگان اوییم.
مبارکهٔ بقره-شریفهٔ ١٣٨
[سحر چهارم] 🌙
🔻پیتـوســ 🇮🇷
رنگ خدا را [انتخاب کنید] و چه کسی رنگش نیکوتر از رنگ خداست؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-الهی قمشهای در معنای "رنگ خدا" توحید و شیخ حسین انصاریان، اسلام را آوردهاند.
-سرچ میکنم همرنگ شدن. آورده: به رنگ چیزی درآمدن، با چیزی یکرنگ شدن.
-گفت "و خدا نور بود" و ذوات مقدسه حضرات معصومین علیهمالسّلام نور واحدند و ما؟
-برای ما وعده دادهاند که میتوانیم شبیه آنها شویم. شبیه بودن عین بودن نیست، شباهت شدت و ضعف دارد. دیدید بعض آدمها را که خیلی نورانیاند؟ خلق را یاد خیر و خوبی میاندازند. چشم بینا اگر باشد، میبیند به رنگ خدا درآمدهاند و خدا از نور خود به آنها داده. همین یعنی شبیه شدن. و این شبیه شدن انتخابی است به طریقی که خدا دمبهدم یادآوری میکند. چه رنگی نیکوتر از رنگ خدا و چه انتخابی نیکوتر از همرنگ او شدن؟ اصلاً گویی شریفه را در وصف این بندگانش نازل کرده که توجه کنیم.
-ذهنم "رنگ خدا"ی آشنا را مرور میکند و میرسد به شاهکار یکپارچه معنای مجید مجیدی. قلب کوچکم و عرفان کودکانهام خدا را اینطور میفهمید، هنوز هم کمابیش همینطور میفهمم؛ کوچک و کودکانه...
سالهاست "همه جارو میگردم تا بالاخره یهروزی دستم به خدا بخوره و همه چیزو بهش بگم..."
-راستی باران میآید، وقت اجابت است.
-سرچ میکنم همرنگ شدن. آورده: به رنگ چیزی درآمدن، با چیزی یکرنگ شدن.
-گفت "و خدا نور بود" و ذوات مقدسه حضرات معصومین علیهمالسّلام نور واحدند و ما؟
-برای ما وعده دادهاند که میتوانیم شبیه آنها شویم. شبیه بودن عین بودن نیست، شباهت شدت و ضعف دارد. دیدید بعض آدمها را که خیلی نورانیاند؟ خلق را یاد خیر و خوبی میاندازند. چشم بینا اگر باشد، میبیند به رنگ خدا درآمدهاند و خدا از نور خود به آنها داده. همین یعنی شبیه شدن. و این شبیه شدن انتخابی است به طریقی که خدا دمبهدم یادآوری میکند. چه رنگی نیکوتر از رنگ خدا و چه انتخابی نیکوتر از همرنگ او شدن؟ اصلاً گویی شریفه را در وصف این بندگانش نازل کرده که توجه کنیم.
-ذهنم "رنگ خدا"ی آشنا را مرور میکند و میرسد به شاهکار یکپارچه معنای مجید مجیدی. قلب کوچکم و عرفان کودکانهام خدا را اینطور میفهمید، هنوز هم کمابیش همینطور میفهمم؛ کوچک و کودکانه...
سالهاست "همه جارو میگردم تا بالاخره یهروزی دستم به خدا بخوره و همه چیزو بهش بگم..."
-راستی باران میآید، وقت اجابت است.