صداهای تو سرم بالاخره امروز صبح ساکت شدن
وقتی دم طلوع نقارهخونه شروع کرد به نواختن.
وقتی دم طلوع نقارهخونه شروع کرد به نواختن.
اول. انیسالنفوس بودن و صفت حق ملجأ درماندگان آقاعلیموسیالرضا رو من اینطور میفهمم که وقتی درماندهای خودش رو به حرم میرسونه (بخونید او به حریم امنش میکشونه)، مهربان امام طوری به او توجه میکنه که انگار در همه عالم هیچکس دیگهای صداش نمیزنه و با او کاری نداره.
دوم. یادم نیست قبل از این کی تو خلوتی حرم زائر بودم.
ولی انقدر حرم خلوت و آروم بود که دوست داشتم آخرین چیزی که تو دنیا تجربه میکنم این سکوت باشه، دوست داشتم محو شم و برای همیشه جزئی از این سکوت باشم.
سوم و آخر. تازگی نداره که تعجب کنم؛ عهد وفاشده اهل کرامت و معرفته. حالا اگه بگم خوبم، راست گفتم. حالا میتونم دو ماه گذشته رو پشت سر بذارم و به زندگی برگردم. من با لب خندون از حرمت بیرون اومدم و با دلِ تنگ که جان جوان عزیزت دیر نشه و آخرین بار نباشه.
خداحافظ آقای مرهم دردهای متلاشیکنندهای که به هیچ کس نمیشه گفت.
[مشهدالرضا-آبان ١۴٠٢]
دوم. یادم نیست قبل از این کی تو خلوتی حرم زائر بودم.
ولی انقدر حرم خلوت و آروم بود که دوست داشتم آخرین چیزی که تو دنیا تجربه میکنم این سکوت باشه، دوست داشتم محو شم و برای همیشه جزئی از این سکوت باشم.
سوم و آخر. تازگی نداره که تعجب کنم؛ عهد وفاشده اهل کرامت و معرفته. حالا اگه بگم خوبم، راست گفتم. حالا میتونم دو ماه گذشته رو پشت سر بذارم و به زندگی برگردم. من با لب خندون از حرمت بیرون اومدم و با دلِ تنگ که جان جوان عزیزت دیر نشه و آخرین بار نباشه.
خداحافظ آقای مرهم دردهای متلاشیکنندهای که به هیچ کس نمیشه گفت.
[مشهدالرضا-آبان ١۴٠٢]
کاش میتونستم کار مناسبی با حقوق بالا در شهر دیگهای پیدا کنم و برم. ناراحتکنندهست که باز باید تو تهران کار کنم.
امشب اینجا مینویسم که سال بعد میخوام ارشد فلسفه تعلیم و تربیت شرکت کنم.
زندهام یا مرده؟ کسی چه میدونه؟
زندگی اینقدر پیچیده میشه که باز مثل هزارتا برنامه دیگه مجبور به ترک یا تعویقش بشم؟ فقط خدا میدونه.
فقط اکنون و این لحظه باید که هدف روشنی داشته باشم.
زندهام یا مرده؟ کسی چه میدونه؟
زندگی اینقدر پیچیده میشه که باز مثل هزارتا برنامه دیگه مجبور به ترک یا تعویقش بشم؟ فقط خدا میدونه.
فقط اکنون و این لحظه باید که هدف روشنی داشته باشم.
خدا بهمون رحمت آورد و عزیزمون به نگاه محبت سیدالشهداء از مرگ جسته. منت میذارید برای عافیتش حمد شفا بخونید. کربلا برید الهی🍃
میدونی تهش چی گفتم؟
که عمق همه ترسامو شنیدی، حالا بذارشون کنار. من دلم میخواد بپرم. مهم نیست اگه دست و پام بشکنه. من واقعاً دلم میخواد بپرم :)
که عمق همه ترسامو شنیدی، حالا بذارشون کنار. من دلم میخواد بپرم. مهم نیست اگه دست و پام بشکنه. من واقعاً دلم میخواد بپرم :)
همه حقیقت همین بود و بیهوده گشتیم؛ در این زندگی، نگرانی و هراس برای از دست دادن هر چیزی جز محبت سلسلهٔ امیرالمؤمنین علیهالسّلام، از ریشه باطل است.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
وقتی که شما مادرها نبودید و بچههاتان در خون دست و پا میزدند او را دیدم...
هیچ نامی آشناتر از زهرا نبود...
سرتان را درد نیاورم قربان سرتان
همین که اجازه میدهید بیچاره و آواره به روضههایتان برسیم، از سر ما هم زیادست. ممنون که در آن لحظات سخت به یاد ما کوچکها بودید و سلام رساندید. سلامتان از پس روزهای تاریخ گذشت و به ما رسید و بیتابمان کرد بانوی مظلومه. فدای قلب شکسته و نگرانتان، خیلی دوستتان دارم خانم رنجیده و عزیز ما و قلبم برای این محبت عظیم خیلی کوچک است.
خدا رحمت کند کسی را که گفت:
[حق او با گریه تنها نمیگردد ادا
پیر کن ما را خدایا در عزای فاطمه]🍂
همین که اجازه میدهید بیچاره و آواره به روضههایتان برسیم، از سر ما هم زیادست. ممنون که در آن لحظات سخت به یاد ما کوچکها بودید و سلام رساندید. سلامتان از پس روزهای تاریخ گذشت و به ما رسید و بیتابمان کرد بانوی مظلومه. فدای قلب شکسته و نگرانتان، خیلی دوستتان دارم خانم رنجیده و عزیز ما و قلبم برای این محبت عظیم خیلی کوچک است.
خدا رحمت کند کسی را که گفت:
[حق او با گریه تنها نمیگردد ادا
پیر کن ما را خدایا در عزای فاطمه]🍂
ظهری در مرز فروپاشی بودم. دست بردم به نوشتن. هرچی توم میگذشت رو نوشتم و هزارباره خوندم. حالم بهم خورد از این وضعیت رقتانگیزی که توش فرو رفتم و خیال بیرون اومدن نداشتم. نیت کردم فردا اگر بنای خدا بود بیدار شم، از نو شروع کنم. تو همین حالا برای من و تونستنم دعای حسابی کن.🍃
Forwarded from مصارع العشاق ☫
ولی واقعا چه نام مرثیهواریست مادر پسران، برای مادر تنهای بیپسر شدهای