🔻پیتـوســ 🇮🇷
272 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
مست بودیم با ذکر حسین و حیدر
بیش باد...
امروز روز اهل وفاست.
یا مَنْ وَفی بِبیْعَتِه
سلام همه لوتی‌های عالم
و نمک‌گیرهای معرفت و وفا
تا صبح قیامت بر تو باد.
-آیه روز-
🔻پیتـوســ 🇮🇷
Ostad Karimkhani – Mastan
اول. یک‌چیزهایی در عالم فقط برای خود توست. تجربه‌های بی‌واسطه، شهودهای فردی... به تجربه یاد گرفتم اگر برای کسی تعریف کنم بی‌اجر که می‌شوند هیچ، از دستشان هم می‌دهم. شاید روایت #حسین_من را هم برای همین متوقف کردم. آدم‌های اهل جزئیات و غرق در شهودهای فردی یک‌جا بی‌هوا می‌زنند زیر میز و دلیل آن کار و آن حال و آن رفتار را جار می‌زنند.
حکایت درهای مخفی همین است. نقطه اتصال تو و آن مواجهه، آن شهود مقدس...
گریزگاهی که در بزنگاه بی‌پناهی و هجوم رنج‌ها نجاتت می‌دهند.
دوم. تنها بودم و عاصی و ترسیده. چشم باز کردم و در تاریکی تو را دیدم که ماه بودی و نورت چشمم را نمی‌زد. آدمی با سابقه تو قابل اعتماد بود. دستم را گرفتی و به سمت نور بردی. با تو هرجا که می‌گفتی می‌آمدم. او را نشانم دادی. مثل خورشید بود. نورانی و گرم و عظیم. گفتی این نور ملیح را از او گرفتی. به سرچشمه سپردی و دیدمت که رفتی سراغ بقیه تاریکی‌ها و ترسیده‌های تنها...
سوم. می‌خواهم بگویم همه ما می‌فهمیم چرا بیچاره عباسیم ولی هیچکس نمی‌تواند به دیگری توضیحش دهد. همه دست‌وپا می‌زنیم که کلمه‌ای در وصفش پیدا کنیم و سر آخر در سکوت برای عباس می‌شکنیم و فرو می‌ریزیم. بین هزاران وصف او در همه سال‌های بعد از روز واقعه تا الان، من می‌گویم عباس عجیب است و رازآلود و چیز بیشتری برای گفتن پیدا نمی‌کنم. نمی‌شود او را در وصف‌ها محصور کرد. برای عباس باید دست به دامان همان شهود فردی عزادار بود...
چهارم و آخر. علی ای حال ایوان مشکت برای ما زن‌ها ممنوع شده و نصیبمان نگاه از خیلی دور است ولی
من با تو وعده کردم اربعین حرم باشم.
نمردم، ببخش.
و جمعه بود، دهمِ محرّمِ سالِ شصت‌ویکم، مابینِ نمازِ ظهر و عصر.
و حسین پنجاه‌وهشت سال داشت.

#مقتل‌خوانی
📚کتابِ آه
لعنت خدا بر اصحاب سقیفه
که آقای عزیز ما کشتهٔ روز دوشنبه‌ست...
دوستش داشت؛ طوری که نمی‌توانست کسی را آن‌گونه دوست داشته باشد.
#حسین
گفته امسالم بشینید ولی روضه نگیرید. زهرا گفته شما بهم بگو رایگان بشین ولی روضه نگیر من می‌رم یه اتاق ١٢متری پیدا می‌کنم که توش روضه سیدالشهداء بگیرم.
بغلش کردم و گفتم ایول به جوابت.
روضه نگیریم تو خونه‌ای که با نذر روضه پیدا کردیم.
فکر کن چیو از کی می‌خوان :)))
دلت می‌خواد قلب بعض آدمارو ببوسی...
بابای فاطمه از اون آدماست :)
[لرستان-کوهدشت/مرداد ١۴٠٢]🍃
#سفر می‌تونه این باشه که تو کنار آدمایی قرار بگیری که صادقانه و صمیمانه و با آغوش باز می‌پذیرنت، اطمینان داری دوستت دارن و از ته قلبت دوستشون داری. می‌شنونت و خودشونو برات روایت می‌کنن. احساس تنهایی تهران مخوف رو ازت دور می‌کنن. عمیقاً هم‌زبونتن با اینکه خیلی از حرف‌هاشون رو نمی‌فهمی. فرصت فکر کردن گسترده داری در حالی که تو سفرم داری کار می‌کنی. به خودت برمی‌گردی و می‌تونی برای روزهای بعد بازگشت به مبدأ برنامه‌ریزی کنی.
من با این شهر آبم تو یه جوب نمی‌ره.
[تهران مخوف]
[راغِباً خآئِفاً]
می‌ترسمو
می‌خواهمت...
سرم بازار مسگرهاست.
امروز معنیِ گشایشه.
بچه‌ها تلگرام خط 0936 من از دسترسم خارج شده و نمی‌تونم هم اکانتی که بهش نفوذ کرده رو پرت کنم بیرون :)
از همه کانال‌ها و گروه‌ها هم لفت داده توله‌سگ :/
خیلی عجیبه ولی علی ای حال اگر پیامی آمد بلاکم کنید :)))
مجبور شدم دیلیت اکانت کنم بعد پنج سال. حالا یه سریا رو بلاک کرده بودم برای همه این سال‌ها، الان دارن بهم پیام خوش‌آمد می‌دن احمق‌ها :)))))
خیلی عجیبه!
آدمایی بهت پیام می‌دن که تو به کلی فراموششون کرده بودی، و توام به کلی از یادشون رفته بودی...
خیلی عجیبه....