تنها حسنش اینه لباسا خیلی متنوع و خوشگله. وگرنه جوری ضدحال خوردم که کسی با من حرف نزنه.🚬
میترسم برم دستشویی هم قاطی باشه. نمازخونه هم مختلط بود. اینجا دیگه کدوم جهنمیه🤦🏻♀
امروز که به اتفاقات دیشب فکر میکردم و با زهرا دربارهش حرف میزدیم، به نکته مهمی رسیدم.
اینکه پاسخ درستی به این پرسش میتونم بدم که آیا من واقعاً از این ناراحتم که چرا محدودیت شرعی من اجازه نمیده خیلی راحت با بقیه همراه باشم و خوش بگذرونم؟ یا اساساً ناراحتم چون تو همچین زمان و مکانی که خلاف شرع و اصولمه حضور دارم؟
راستش ما دیگه حتی از نگاه کردن به سِن هم ابا داشتیم. از حضور اینهمه آدم مذهبی تو جشن عروسی مختلط تعجب میکردیم و میگفتیم یعنی اونام تحت فشارن یا براشون عادیه. از نفس اتفاقی که در جریان بود و ما ندونسته توش حاضر بودیم اعصابمون خرد بود.
همه مسئله اینه که آنچه درستی یا غلطیش به مرحله ایمان قلبی رسیده رو بهش مؤمن باشیم، فهمم از دین و شریعت اینه. فهمم از مورد سؤال واقع شدن هم اینه که خدا قلبت رو بهت نشون میده و میپرسه دیگه اینو که باور داشتی چرا رعایت نکردی؟ حالا تو بیا بگو رودربایستی، بگو مراعات، بگو سهلانگاری. کدومش نجاتت میده وقتی باور قلبیت چیز دیگهای بوده؟
چون برام محرز شده مهمونی مختلط مجلس گناهه، با احدی تعارف ندارم و شرکت نمیکنم و بلند به زبون میارم دلیل و باورم رو. حالا میخوان بگن عقبمونده، افراطی و هر چیز دیگهای. نمیتونم رو چیزی که به شهودش رسیدم چشم ببندم.
جدی از دوستم ناراحتم که تو چنین وضعیتی قرارمون داد ولی همزمان حس میکنم گاهی باید وسط اتفاقی واقع بشی تا به خودت رجوع کنی و نسبتت با حق و حقیقت همینطور بیواسطه نمایان بشه...
اینکه پاسخ درستی به این پرسش میتونم بدم که آیا من واقعاً از این ناراحتم که چرا محدودیت شرعی من اجازه نمیده خیلی راحت با بقیه همراه باشم و خوش بگذرونم؟ یا اساساً ناراحتم چون تو همچین زمان و مکانی که خلاف شرع و اصولمه حضور دارم؟
راستش ما دیگه حتی از نگاه کردن به سِن هم ابا داشتیم. از حضور اینهمه آدم مذهبی تو جشن عروسی مختلط تعجب میکردیم و میگفتیم یعنی اونام تحت فشارن یا براشون عادیه. از نفس اتفاقی که در جریان بود و ما ندونسته توش حاضر بودیم اعصابمون خرد بود.
همه مسئله اینه که آنچه درستی یا غلطیش به مرحله ایمان قلبی رسیده رو بهش مؤمن باشیم، فهمم از دین و شریعت اینه. فهمم از مورد سؤال واقع شدن هم اینه که خدا قلبت رو بهت نشون میده و میپرسه دیگه اینو که باور داشتی چرا رعایت نکردی؟ حالا تو بیا بگو رودربایستی، بگو مراعات، بگو سهلانگاری. کدومش نجاتت میده وقتی باور قلبیت چیز دیگهای بوده؟
چون برام محرز شده مهمونی مختلط مجلس گناهه، با احدی تعارف ندارم و شرکت نمیکنم و بلند به زبون میارم دلیل و باورم رو. حالا میخوان بگن عقبمونده، افراطی و هر چیز دیگهای. نمیتونم رو چیزی که به شهودش رسیدم چشم ببندم.
جدی از دوستم ناراحتم که تو چنین وضعیتی قرارمون داد ولی همزمان حس میکنم گاهی باید وسط اتفاقی واقع بشی تا به خودت رجوع کنی و نسبتت با حق و حقیقت همینطور بیواسطه نمایان بشه...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
حاج محمود کریمی – جفت ( عباس نحن بحماک )
دارم کار سخت میکنم باز آقای وفاکننده به عهدها. پشتم باش...
اونطور که خودت برنامه ریختی پیش نمیره.
پس برای بار هزارم بندهی مولاییام که فرمود: عرفت اللّه بفسخ العزائم
پس برای بار هزارم بندهی مولاییام که فرمود: عرفت اللّه بفسخ العزائم
که «انّی کنتُ من الرّاجین» یعنی
منم از امیدواران
منم از امیدواران
منم از امیدواران...
منم از امیدواران
منم از امیدواران
منم از امیدواران...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از جهت اینکه «این چه سمی بود روز عیدی؟» 🤦🏻♀
اون شب ماهو آروم آروم دیدم که از پشت کوه میومد بیرون؛ اول مهتابش، بعد خودش، بعد همینطور که داشت حرف میزد، نگاهم به پشت سرش بود تا رسید وسط آسمون. اون شب ماه کامل نبود ولی خیلی زیبا و روشن بود. حرفاش که تموم شد، قبل از اینکه من شروع کنم، گفتم اول برگرد ماهو نگاه کن، خیلی قشنگه، چقدرم نزدیکه، نامردی بود فقط خودم ببینمش...
آه...
سلام بر گاهِ حسین...
اشک؟ چه گولهگوله، چه قطرهقطره، نبود؟ چه لرزیدن دل، چه بغض، ثوابش مال اون بامعرفتی که خبرمون کرد :)
سلام بر گاهِ حسین...
اشک؟ چه گولهگوله، چه قطرهقطره، نبود؟ چه لرزیدن دل، چه بغض، ثوابش مال اون بامعرفتی که خبرمون کرد :)
Ali Bashar ~ UpMusic
Haj Mahmood Karimi ~ UpMusic
[الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ اسَدُاللَّهِ الْغالِب أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلی بنِ أبیطالِب عَلَيْهِ السَّلام...]
[الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ كَمَالَ دِينِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَم]
[الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا بِهَذَا الْيَوْمِ وَ جَعَلَنَا مِنَ الْمُوفِينَ بِعَهْدِهِ إِلَيْنَا]