Forwarded from هرچی جز این.
«مینویسیم تا دوبار زندگی را چشیده باشیم، یکبار در لحظه و بار دوم هنگام نگاه به گذشته.»
تو خواب داشتم بچههارو ازش نجات میدادم. نفسم تنگ بود وقتی پریدم. کابوسها برگشتن. آسیبها و ترسهای کودکی برگشتن. همهچیز برگشته. هیچچیز تموم نشده بوده. هیچوقت قرار نبوده تموم شه...
Forwarded from 🔻پیتـوســ 🇮🇷
وَ يَا مَنْ عَوَّدَ عِبَادَهُ قَبُولَ الْإِنَابَةِ...