از اشتیاق لقای تو هرکه برده نصیبی
به این نتیجه رسیده که در دلی و قریبی
تو آشنای جهانی، که گفته است غریبی؟
تویی که خیر مُجیبی، بلی، تو خیر حبیبی
علیالدوام غلام تواییم و لطف مدامت
علیالدوام غلام تواییم و لطف مدامت :)))
به این نتیجه رسیده که در دلی و قریبی
تو آشنای جهانی، که گفته است غریبی؟
تویی که خیر مُجیبی، بلی، تو خیر حبیبی
علیالدوام غلام تواییم و لطف مدامت
علیالدوام غلام تواییم و لطف مدامت :)))
من میدونم چرا دارم نميام. شمام که صاحب تمام علمید. ولی شما به خریدن دربوداغونا معروفید شاها...
[علیالدوام غلام تواییم و لطف مدامت...]
[علیالدوام غلام تواییم و لطف مدامت...]
اندازه چندثانیه. با همین عبایی که همیشه میپوشم. به خودم که اومدم داشتم حرم علمدارو رد میکردم. یادم رفته بود سلام بدم. باورت میشه ندیده بودمش؟ آشوب شدم صف ورودی حرم امامنا حسین علیهالسّلام جمعیتِ فشرده وایساده رو دیدم. بعدش همهش داشتم میدوییدم. مضطر، آشفته، حواسپرت، ترسیده و تنها. من میفهمیدمش. باطن احوال این روزامو دیده بودم و ترس و حسرت عمیق از نرسیدن بهت اشک به چشمام آورده بود. میدوییدم اما. پسِ همه اینها رجاء بود. پسِ همه اینها خودت ایستاده بودی. پرچمت از خیلی دور تو باد میرقصید. نور گنبدت هنوز به چشمم میرسید. من هنوز میدیدمت. من هنوز میدوییدم...💔🍃
[مُلّا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل!]
بله عزیزان. کتاب آدم شدن چه مشکل که نامه حضرت امام رحمةاللّه به عروسشونه رو بخونید...
برای امام عزیز و بزرگوار هم فاتحهای بفرستید...
بله عزیزان. کتاب آدم شدن چه مشکل که نامه حضرت امام رحمةاللّه به عروسشونه رو بخونید...
برای امام عزیز و بزرگوار هم فاتحهای بفرستید...
استرسی که دارم برای حرف گوش نکردن یکی دیگه و حماقت خودم و حماقت خودم و حماقت خودم تحمل میکنم، مغزمو به سرحد انفجار رسونده.
Forwarded from هرچی جز این.
«مینویسیم تا دوبار زندگی را چشیده باشیم، یکبار در لحظه و بار دوم هنگام نگاه به گذشته.»