🔻پیتـوســ 🇮🇷
272 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
اگه یه سیگار روشن داری که خواستم کتاب بخرم رو دستم خاموشش کنی، بیا بریم نمایشگاه کتاب.
امروز مسجد امام حسن مجتبی علیه‌السّلام بودیم. هرندی معروف. هرندی پرخاطره. تکیه‌گاه داره خودشو گسترش می‌ده. بدا به حالشون. ما کار نصفه‌رهاشده‌مون تو مواساة عزیز رو از سر گرفتیم. با یه گروه دختر نوجوون خوش‌انرژی. گفته بودم ده میام و یازده می‌رم. محدودیت زمان دارم و سرشلوغم. به خودم اومدم دیدم نمازمو دارم تو مسجد محبوبم می‌خونم. کنار آدمایی که یه زمان براشون از ایده‌م گفته بودم و رفتن ولی برگشتن. به خودم اومدم دیدم اونام خداحافظی کردن و دارم کتاب‌خونه مسجدو، که یه روز با هزار امید برای دخترا پرش کردم، تمیز و مرتب می‌کنم. گفت همه‌ش استرس داشتم شما برید چه‌جوری ادامه بدیم به نتیجه برسیم. گفتم بهم خوش گذشت، موندم. دلم تنگ شده بود واسه وسطِ کار بودن... ولی بچه‌ها نباید به مدل من عادت کنن، از خیلی دور کمک می‌دم بعد این. تو هم یکم دیگه نباید متن باشی خودت، نباید بت بچه‌ها بشی. متن خودشونن که عالین. خیلی کارا می‌شه باهاشون کرد. از دفعه بعد صفر تا صد برنامه‌هارو می‌شه سپرد بهشون.
تک‌تکشون بغلم کردن. بوی زندگی می‌دادن و بوی امید...
[٢۶اردیبهشت١۴٠٢-شهادت امامنا الصادق علیه‌السّلام]
ریحانه که کلی از ایده‌های جشنو داده بود، وسایل تزئین از خونه‌شون آورده بود، از اول تا آخر سرپا بود گفت این اولین باره روز دخترو جشن می‌گیریم. خلاصه که چسبید. عموزنجیرباف آخرش خیلی چسبید. کنار بچه‌ها بودن و بلندبلند خندیدن خیلی خیلی چسبید. جاتون خالی.
[٢٨اردیبهشت١۴٠٢-جشن ولادت خانم فاطمه معصومه سلام‌اللّه‌علیها و روز دختر]
گفت نقطه ضعف؟
گفتم از یکی خوشم نیاد واسه پنهون کردنش ذره‌ای تلاش نمی‌کنم.
گفت یعنی چی؟
گفتم یعنی رفتارم سرد، خشک و غیردوستانه‌ست.
لبخند زد.
خداروشکر بهش فهموندم داره حالمو بهم می‌زنه ^-^
اون مدل روایتی که بهم می‌چسبه.
خدا خواست دختر شدی، دختر بمون.
عاقل باش. عاشق باش...
مبارکمون باشه تولدتون خانمِ همسایه💙 خوش‌به‌حالِ ما که زیرِ سایه‌تونیم😌🍃
دیشب به زهرا می‌گفتم متزلزلم ولی اگه قرار بود بزنم زیر میز، اون نقطه‌ای جاش بود که پیام مُرد. هیچی سنگین‌تر از اون نبود. نه چون تجربه مرگ جوان سخته، چون من مطمئن بودم امام حسین برش می‌گردونه. حتی یه ذره هم تردید نداشتم. من با ذره‌ذره وجودم به تربتی که گذاشتم تو مشتش اعتقاد داشتم. رفتم شیرینی پخش کردم. صبح امروزی که مامان با "پیام تموم کرد" بیدارمون کرد، از همه چیز خالی شدم. عصبانی بودم، دلخور بودم، حتی الان می‌تونم بگم طلب‌کار هم بودم. ولی اون رشته محبت و باور به دست خودش انقدر محکم بافته شده بود که هیچ‌وقت بریده نشد. امام حسین همون امام حسین همیشه بود...
امروزی که سنگینی و بزرگی امتحانش نتونست از امام حسین جدام کنه، لطف شماست اگه برای پیام عزیز ما فاتحه بفرستید.🍃
و در پایان امروز برای بلو خوشحالی کنیم. 💙🍃
امشب ماهو نگاه کن.
برای تغییر، از علوم انسانی و هنر شروع کن!
شروع ثبت‌نام مدرسه شرف‌الدین
[ دهم ، یازدهم، دوازدهم ]

📍 علوم انسانی
📍 فوتوگرافیک
📍انیمیشن

📌ثبت‌نام
🌐 sharafodin.ir
🔗 دانلود بروشور مدرسه
مدرسه شرف‌الدین
برای تغییر، از علوم انسانی و هنر شروع کن! شروع ثبت‌نام مدرسه شرف‌الدین [ دهم ، یازدهم، دوازدهم ] 📍 علوم انسانی 📍 فوتوگرافیک 📍انیمیشن 📌ثبت‌نام 🌐 sharafodin.ir 🔗 دانلود بروشور مدرسه
از دوسال پیش که شناختمش، آرزوم بود دخترونه داشت.
الغرض اگه پسرید، پسر دارید، علوم انسانی براتون مسئله‌ست، به چیزی بیشتر از دروس مصوب فکر می‌کنید، رفتار انسانی و محیط آموزشی جذاب و راحت براتون مهمه، شرف‌الدینو از دست ندید.
خوش آمدی شاها 💚🍃
از اشتیاق لقای تو هرکه برده نصیبی
به این نتیجه رسیده‌ که در دلی و قریبی
تو آشنای جهانی، که گفته است غریبی؟
تویی که خیر مُجیبی، بلی، تو خیر حبیبی
علی‌الدوام غلام تواییم و لطف مدامت

علی‌الدوام غلام تواییم و لطف مدامت :)))
من می‌دونم چرا دارم نميام. شمام که صاحب تمام علمید. ولی شما به خریدن درب‌وداغونا معروفید شاها...
[علی‌الدوام غلام تواییم و لطف مدامت...]
اندازه چندثانیه. با همین عبایی که همیشه می‌پوشم. به خودم که اومدم داشتم حرم علمدارو رد می‌کردم. یادم رفته بود سلام بدم. باورت می‌شه ندیده بودمش؟ آشوب شدم صف ورودی حرم امامنا حسین علیه‌السّلام جمعیتِ فشرده وایساده رو دیدم. بعدش همه‌ش داشتم می‌دوییدم. مضطر، آشفته، حواس‌پرت، ترسیده و تنها. من می‌فهمیدمش. باطن احوال این روزامو دیده بودم و ترس و حسرت عمیق از نرسیدن بهت اشک به چشمام آورده بود. می‌دوییدم اما. پسِ همه این‌ها رجاء بود. پسِ همه این‌ها خودت ایستاده بودی. پرچمت از خیلی دور تو باد می‌رقصید. نور گنبدت هنوز به چشمم می‌رسید. من هنوز می‌دیدمت. من هنوز می‌دوییدم...💔🍃
[مُلّا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل!]
بله عزیزان. کتاب آدم شدن چه مشکل که نامه حضرت امام رحمةاللّه به عروسشونه رو بخونید...
برای امام عزیز و بزرگوار هم فاتحه‌ای بفرستید...