میتونم بدون مکث از زیبایی وقت گذروندن با نوجوانها و شنیدن حرفاشون بگم. امروز و این تجربه، بعد از مدتزمانی طولانی با اختلاف، پر از لذت و معنا بود برام🍃
[پژوهش آموزش - ١٧فروردین١۴٠٢]
[پژوهش آموزش - ١٧فروردین١۴٠٢]
امروز گفتم جوری عاشق شما نوجوونام که حتی اگه موفق به برگزاری این جلسه نمیشدم، فقط صحبت با ١٢٠تا نوجوون تو دو روز برام انقدر هیجانانگیز بود که احساس نکنم چیزی رو از دست دادم.
وقتی با صبح رویش خداحافظی کردم، گفتم دیگه هیچوقت اون احساس خالصو تجربه نمیکنی. امروز چیزی که بودم، حالی شبیه به تکتک روزهای ارزشمند صبح رویش بود. امیرمحمد که گفت خانوم ما به خاطر خودت اومدیم، تازه مطمئن شدم که مسیر درستی رو انتخاب کردم. آه! کاش بتونید شعف قلبی الان منو تجربه کنید.
مثل زینبسادات روشن، مثل ماجآن لطیف، مثل بلو زلال، مثل مهدیه خونگرم، مثل فرشته بیشیلهپیله، مثل تبسم صمیمی، مثل... مثل تکتک آدمایی که زیر این پرچم جمع میشن، میخندن، گریه میکنن، به هم کمک میکنن، قلبهاشون به هم نزدیک میشه. مثل ما که این پرچم همه معنای زندگیمونه. خب آقای کریم، آقای امام حسن مجتبی علیهالسّلام، دلهای ما رو به هم نزدیک نگه دار که اولین مجلس امسال به اسم کرامت شما سفره محبت شد و به شادی خانواده شما شاد گذشت🍃💚
[ما را خدا به عشق تو میبخشد عاقبت]
[ما را خدا به عشق تو میبخشد عاقبت]
غروبی گفتم کربلا میخوام و پول ندارم و دیدم خاک بر سرم، دنیام چه کوچیک شده که پول زورش به زیارت و اراده ابیعبداللّه میرسه. نمیدونم امشب برای هرکسی چی مینويسن، چطور مینويسن، چرا مینويسن. میدونم باید الان با زهرا میرفتم مسجد. میخوام دستورالعمل حاجآقای فاطمینیا رو نخونم و هیچی نخوام ببینم چی میشه، خودش برام چی میخواد. میخوام با شیخ حسین جوشن بخونم و بعد بخوابم. میخوام وقتی دارم میخوابم فقط به این فکر کنم هر چی که شد، هر کی که شدم، قلبم از محبت حسینِ علی خالی نشه. میخوام اگه بیدار نشدم این آخرین و تنها خواستهام باشه. تنها چیزی که از خواستنش مطمئنم. میخوام اگه فردا بیدار میشم احساس کنم زندهام...
شیخ حسین میگفت ما مثل دریاییم. بعضی وقتا زباله میریزن تو دریا، ولی این زبالههارو موج میبره با خودش. موج شبهای قدر، موج محرم و صفر، موج عاشورا. موجا نمیذارن دریا آلوده بمونه...
Forwarded from 🔻پیتـوســ 🇮🇷
خدایا!
مرگ ما را در حال گریه بر ابیعبداللّه قرار بده 💔
مرگ ما را در حال گریه بر ابیعبداللّه قرار بده 💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بالاخره خدایا مام بندتیم
دوست داریم بفهمیم...
دوست داریم بفهمیم...
جفت ( عباس نحن بحماک )
حاج محمود کریمی
امروز صبح برای n به توان nاُمین بار زندگیم رو تو مسیر خونه به سرکار مرور کردم. من کارای سخت زیادی انجام دادم. چیزهای وحشتناکی از سر گذروندم برای انتخابهام. میتونستم با انجام ندادن بعضیهاش الان خیلی از نظر مالی جلوتر باشم و فشار کمتری حس کنم. براشون گاهی که سوال میکنن، دلیلی که منطقو قانع کنه ندارم و قابل توضیح نیستن. ولی اینجا در گوش شما یه چیزی بگم. اون زمانا و هر زمان دیگهای که پیش بیاد، یه لحظه قبل اون آنِ انتخاب ایستادم، دیدم انتخاب کردن یا نکردن یه کاری بیمعرفتی داره با خودش، از خودم پرسیدم این مقدار بیمعرفتی از دلدادهی عباس برمیاد؟ برنمیومد. هزارسال بعد اینم برنیاد عزیزم. زنده نباشم و نرسم به روزی که اون لحظه ببینم میتونم بیمعرفت باشم. که تو اینجوری نبودی. که تو اینجوری نبردی...
[یا عباس نحن بحماك]
ما در پناه توییم یاعباس
[یا عباس نحن بحماك]
ما در پناه توییم یاعباس
🔻پیتـوســ 🇮🇷
حاج محمود کریمی – جفت ( عباس نحن بحماک )
"حرم حضرت ابوالفضل خیلی اختصاصی.🫂"
حسنا اینطوری یاد کرده بستهی کوچک محبتت رو. کنار ارباب معرفت، تجسم ادب...
زیباییت چشممو پر کرده. این روزا مدام بهت فکر میکنم. به شروعمون. به پایانی که نیست. به وقتی که ببینم کسی رو که ذاتش با عشق امامش آمیخته شده و یادم داد عاشق حسین بودن چجوریه. این روزا مدام بهت فکر میکنم. مدام دلتنگتم. بیا بهم بگو که دیدار نزدیکه آقای وفاکننده به قول و قرارها...
حسنا اینطوری یاد کرده بستهی کوچک محبتت رو. کنار ارباب معرفت، تجسم ادب...
زیباییت چشممو پر کرده. این روزا مدام بهت فکر میکنم. به شروعمون. به پایانی که نیست. به وقتی که ببینم کسی رو که ذاتش با عشق امامش آمیخته شده و یادم داد عاشق حسین بودن چجوریه. این روزا مدام بهت فکر میکنم. مدام دلتنگتم. بیا بهم بگو که دیدار نزدیکه آقای وفاکننده به قول و قرارها...
چهطور بگویم؟ او را خوب میشناختم، اما خیالم از بابت او جمع نبود.
[کمدیهای کیهانی - ایتالو کالوینو]در بزم دور، یک دو قدح در کش و برو
یعنی طمع مدار وصال مدام را...
[جناب حافظ - گویی در وصف سحر آخر ماه]
یعنی طمع مدار وصال مدام را...
[جناب حافظ - گویی در وصف سحر آخر ماه]