من هرشب برات قرآن میخونم که خودم آروم شم
که کم نیارم از غم سنگینت
از روضهی رفتنت
که معلوم نیست روضه عباس علمداره
روضه قاسمه
روضه ارباًاربای علیاکبره
یا روضه حسین و انگشت و انگشترش
ولی آدم چجور به دلش حالی کنه همه چی حقیقت داره همه اینا اتفاق افتاده...
که کم نیارم از غم سنگینت
از روضهی رفتنت
که معلوم نیست روضه عباس علمداره
روضه قاسمه
روضه ارباًاربای علیاکبره
یا روضه حسین و انگشت و انگشترش
ولی آدم چجور به دلش حالی کنه همه چی حقیقت داره همه اینا اتفاق افتاده...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
åãÓÝÑ ÚÔÞ – radepaye-aftab.blogfa.com
ما به امیدِ وصلِ کوی شما زندهایم
به مجرد اینکه بچه ها شروع به نغمه سرایی میکنند
چشمهای آقا مالامال از اشک میشود...
چشمهای آقا مالامال از اشک میشود...
آقا آهسته سر از زیر برداشت و گفت
بگو
بگو عزیزدلم
آنچه در دلت بیتابت کرده بگو...
بگو
بگو عزیزدلم
آنچه در دلت بیتابت کرده بگو...
🔻پیتـوســ 🇮🇷
من به اکبرم گفتهام که بدون آنها به بهشت نیاید...
از مرامت جز این انتظار نمیره...