🔻پیتـوســ 🇮🇷
271 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
ندبه امروز جمکران رو از آرشیو شبکه قرآن ببینید کامل. احساس می‌کنم چیزی بود که خیلیامون بهش نیاز داشتیم...
https://t.me/Rhz1001/518

نترسید از اینکه بعض دوستی‌هاتون ولو با قدمت چندین سال تمام شه. می‌فهمم خاطرات درد دارن. این انتخاب تک‌تک ماست و همیشه قرار بوده روزی از راه برسه. ما هم یک جا باید انتخاب کنیم. بحث فقط جمهوری اسلامی نیست. حرف اسلامه و اسلام اون دین گوگولی تو فکر خیلیامون نیست. دین دست از یقه باطل برنمی‌داره تا نابودش کنه. قیام اینا علیه دینه و خیلی دوستامون کنارشون وایسادن. یک جا باید بالاخره تصمیم بگیریم چیزایی که بر محور اللّه نیستنو می‌خوایم یا نه. همین الان که می‌گمش خیلیا دارن تو ذهنم خط می‌خورن که بغضیم کاش این‌طوری پیش نمی‌رفت.
در کتاب کاشف‌الاسرار در باب ظهور می‌گه «اتفاق نمیفته تا صفوف کاملا مشخص بشه.» من تو صفی واینمیستم که از شراب‌خوار و حیوان‌باز و دزد و آدم‌کش تا همجنس‌باز و کافر هستن. نچسب به صف کسایی که مسجد و قرآنتو آتیش می‌زنن.
من فقط با یه جمله این نوشته مشکل دارم
https://t.me/BigBootsOwner/2948

امام می‌گفتن ما هرچه داریم از اسلامه.
خدا بر ما منت نهاده با نعمت اسلام و محمد (ص)
هرچی در راهش فدا کنیم هیچه.

یا به قول رضا حسین‌زاده برنامه مسلمانان هم‌صف این جماعت برای اسلام بدون جمهوری اسلامی چیه؟
https://t.me/Rhz1001/482
[این‌هایی که در صحنه هستند و آن‌هایی که پشت صحنه هستند، بسیار حقیرتر از آن هستند که بتوانند به نظام آسیب بزنند، این بساط شرارت جمع خواهد شد - ٢٨آبان١۴٠١]
#ره_بر
[حقیر به‌عنوان سرباز مکلف‌شده از جانب حضرت‌عالی در این میدان، با اتمام عملیات آزادسازی ابوکمال آخرین قلعه‌ی داعش با پایین کشیدن پرچم این گروه آمریکایی-صهیونیستی و برافراشتن پرچم سوریه، پایان سیطره‌ی این شجره‌ی خبیثه‌ی ملعونه را اعلام می‌کنم و به نمایندگی از کلیه‌ی فرماندهان و مجاهدین گمنام این صحنه و هزاران شهید و جانباز مدافع حرم ایرانی، عراقی، سوریه‌ای، لبنانی، افغانستانی و پاکستانی که برای دفاع از جان و نوامیس مسلمانان و مقدسات آنان جان خود را فدا کردند، این پیروزی بسیار بزرگ و سرنوشت‌ساز را به حضرت‌عالی و ملت بزرگوار ایران اسلامی و ملت‌های مظلوم عراق و سوریه و دیگر مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می‌نمایم و پیشانی شکر را در مقابل پیشگاه خداوند قادر متعال به شکرانه‌ی این پیروزی بزرگ بر زمین می‌سایم.]
و مَا النَّصر الّا مِن عِندِالله العَزِیزِ الحَکِیم.
فرزند و سربازتان
قاسم سلیمانی


قلبم در غم و شادی توامان غرق شد. چه روز باشکوهی بود اون روز. همه دفترای بسیج غرق خوشحالی بود. تو دانشگاه شیرینی پخش می‌کردیم. چه حال خوبی داشتیم. چقدر جای تو خالیه حاج قاسمِ عزیز...💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عوض همه زشتی‌هایی که این روزا می‌بینیم، برای چند ثانیه چشم‌هاتونو بدوزین به این زیبای دلربا. همین💔🍃
تا پرچم سرخ خون‌خواهی تو در دنیا برافراشته‌ست، تا خونت در رگ‌هامون
می‌جوشه، ناامیدی بر ما حرامه.
#حبیبی‌حسین 💔
[ای پرچمــــ🇮🇷ــت ما را کفن]
این دعا! خدایا فقط همین...
نگران نباشید! زنان و مردان خودفروخته‌ای از سرزمین پارس هستن که برای شما غش می‌کنن.
#جام_جهانی_قدس
https://t.me/snntv/224440
یه وقت خام شعارای رنگ‌ولعاب‌دارشون نشید. اینا "آزادی اندیشه" رو فقط به زبون می‌گن ولی تهش در عمل به توحش ذاتیشون برمی‌گردن. منطقشون اینه که با منی؟ رواله، مخالفمی؟ گور بابای تو و آزادیت. مگه به اندیشه‌ی تو این کلمات نمی‌گی جهل مطلق؟ می‌ذاشتی بقیه بخونن که بفهمن ما چقدر جاهلیم.
ولی هم ما هم اونا می‌دونیم چه خبره :)
اینا فقط شعاراشون قشنگه اونم چون حرافای خوبی هستن.
#آزادی 🕊
خدایا ببریم ازین آب‌نباتای پرچم ایران پخش کنم🥲🇮🇷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخم به هرکی خوشحاله 🚶🏻‍♀
از قطار پیاده شدم و دیدم شهر خانم فاطمه معصومه بارونیه ‌:)
شاید فقط در دنیای کورهاست که همه چیز همانی است که واقعاً هست.

[کوری - ژوزه ساراماگو]
دیشب تو خط آخر زیارت‌نامه خانم فاطمه معصومه یک‌باره بدون هیچ دلیل منطقی، یادم افتاد از قم اومدی، اون شب، که بعدش هیچی برای من شبیه قبل نشد، برای تو رو نمی‌دونم. زخم کهنه سر باز می‌کنه چجوریه؟ همون‌جوری شدم. همه قلبم سوزن سوزن می‌شد. تو یه کاروان لبنانی حل شدم و با زیارت‌نامه خوندنشون بی‌امان گریه کردم. از اونا که دوست ندارم کسی ببینم و چشمامو می‌گیرم. انگار تو گوش یه بچه سیلی زده باشن و زورش نرسه کاری کنه، حتی دردشو به کسی بگه. گفتم بچه. حرم غرق بچه‌ها و صداهاشون بود. بهشون آب‌نبات می‌دادم. چشماشون برق می‌زد. لبخند به لب، بی‌صدا اشک می‌ریختم. اومدم بهت پیام بدم. سرچت کردم. نوشتم هم. نتونستم بفرستم. خواستم پا بذارم رو فکری که همه روزها جلومو گرفت. که "بعدش چی؟". شهامتم نم کشید زیر بارون اون شبی که هیچی نگفتم و رفتنتو نگاه کردم. راستی دیشبم بارون میامد.
قم-١٠آذر١۴٠١
#حرف‌هایی_که_نمی‌خونی
مگر ملال تو را
می توان به باران شست؟!
-حسین منزوی-
شبیه به رویایی دور...
[دیروز-اولین برف پاییزی حرم امام مهربانی]
دانشجو بودن سخته، اونطور که علاف نباشی، بی‌تفاوت نباشی، پخمه نباشی که هرکسی هر وری خواست بکِشت، از خستگی اینکه نکنه تموم شه و کاری نکرده باشی و کم نگذاشته باشی رمق برات نمونه، سخته و شیرین. زنده باد دانشجوی آرمان‌خواه
کمی مونده به دانشگاه تهران یکی از بین جمعیتِ توی پیاده‌رو گاز اشک‌آور انداخت و فرار کرد، موتوریا که دود دیدن رفتن دنبالش و منطقاً همه فکر کردن اینا انداختن، منم اگه با چشمام نمی‌دیدم همینطور فکر می‌کردم. ما خیلی ناخودآگاه دویدیم که تا زیاد نشده گازو رد کنیم که یهو فیش‌کنان همه جارو پر کرد. من و یه پسره به محض بیرون اومدن از گاز افتادیم. احساس کردم صورتم داره دریده می‌شه از سوزش و نمی‌تونستم نفس بکشم. آدما اومدن کمکمون. یکی سیگار روشن کرد فوت کنه تو صورتم. یه خانم جاافتاده‌ی بدون روسری گفت فایده نداره رفته رو ریه‌ش و یک عالمه سرکه تو صورتم و چشمام اسپری کرد که تا نفس کشیدمش به سرفه افتادم و راه نفسم یکم باز شد، هی آدمای مختلف میامدن کمکم؛ یکی آبلیمو می‌زد به ماسکم، یکی اسپری آسم می‌داد. آخر سر همون خانم اولیه زد رو شونه‌م و گفت درود بر شرفت و من از شدت سرفه نمی‌تونستم بگم من با شما نیستم. یعنی نکته اینجاست که تا داشتم امیدوار می‌شدم به از بین رفتن این کینه بینمون، فهمیدم چون فکر کردن من باهاشونم اینجوری دویدن نجاتم بدن و اگه می‌دونستن بسیجیم چه بسا می‌ذاشتن تلف شم :)
بعد در حالی که به پهنای صورت اشک می‌ریختم از سوزش چشم و دستمال سرکه‌ای که یه دختره داده بود گرفته بودم جلوی دهنم و خودمو می‌کشوندم که برسم به ١۶ آذر، یهو دیدم ملت می‌دوعن و موتوریا تو لاین بی‌آرتی همین‌طور بی‌هوا ساچمه می‌زنن وسط جمعیت که متفرق شن، نفر جلوییم خورد به پاش و من فقط صورتمو پوشوندم و سرمو گرفتم پایین که نخوره تو چشمام.
حالا من منطقشونو می‌فهمم که وقتی این حجم جمعیت غیرطبیعی تو خیابونه و پروژه کشته‌سازی سر دسته، اینا جمعیتو متفرق کنن ولی دیگه این‌قدر بی‌حساب‌وکتاب آخه؟ :)
در واقع از شانس زیبای من، هم به اشک‌آور رسیدم هم به تیراندازی 🤌🏻
#١۶آذر١۴٠١