This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی فکر میکنی محل کارت از شلوغیا دوره، ولی چسبیدی به پلیتکنیک :)
حیرتانگیزه! صبحها شهر طوری آرومه که آدمیزاد باورش نمیشه شب گذشته همین شهر چه چیزهایی از سر گذرونده.
امروز یک سال قمریه که در و دیوارای این خونهی کوچیک هر ماه ذکر حسینو شنیده. صدای اشکها و خندههامون زیر سایه اهل بیتو تو خودش به یادگار نگه داشته. امروز به همه این یک سال فکر کردم و احساس خوبی داشتم. آدمای بیشتری از اولین بار اومده بودن. آیا هیچ زمانی رو خواهم دید که خونهی کوچیکمون جای سوزن انداختن نداشته باشه؟ آیا اجازه میدی در خونه رو به روی غریبههایی باز کنیم که تو عشقت باهامون آشناتر از هرکسی هستن؟ اصلاً هيچوقت انقدر بهت نزدیک میشم...؟
[دستی که به گیسوی تو بردم، بُردم]
[دستی که به گیسوی تو بردم، بُردم]
امروز همکارم گفت ناخنات چه خوشگل بلند میشن من باید همهش کاشت انجام بدم. فکر کردم یکبار که به دستام نگاه کرده بود گفت تمرین نکردی! پرسیدم از کجا فهمیدی؟ گفت با این ناخنا کسی نمیتونه سیمای سازو لمس کنه :)
ناخنام بلند شده، خیلی بلند شده...
[ای تو همیشه در میان...]🍃💔
ناخنام بلند شده، خیلی بلند شده...
[ای تو همیشه در میان...]🍃💔
امروز بیستم مهرماهه. دو ساعت نمیشه که زهرا عکس حاج قاسمو از رو دیوار اتاقش برداشته (نمیدونم چرا). سامیار سر شام میپرسه اون عکس کربلای توعه عمه؟ زهرا فکر میکنه داره قاب عکسای تو اتاق منو میگه. سامیار اصرار میکنه که سر شام برن و به زهرا نشون بده. دست زهرارو میگیره میبره تو اتاقش و جای خالی عکس رو نشون میده و میگه عکسو چرا برداشتی؟ زهرا ذوق میکنه که چقدر بچهها به جزئیات توجه میکنن. که سریع فهمیده عکس نیست. زهرا عکس حاج قاسمو از بالای کتابخونه برمیداره و میده دستش. سامیار میپرسه این کربلاعه؟ میگم این حاج قاسمه، کربلاییه. ببین چه قشنگ میخنده. میپرسه چرا عکسشو زدید به دیوار؟ میگیم شهید شده، رفته پیش خدا. بچه به یکباره میپرسه بابا پیام من چی؟ لقمه تو گلوم با بغض برخورد میکنه. زهرا میگه بابا پیامم رفته پیش خدا. همه ما یه روز میریم پیشش. سامیار میپرسه چه جوری میریم؟ زهرا میگه خدا بهمون دو تا بال میده که باهاشون بریم پیشش. سامیار با هیجان میگه آخه ما که کبوتر نیستیم. میگم ولی خدا میتونه به ما هم بال بده. بچه تصور میکنه چه طور میتونه بال داشته باشه... کتفشو نشون میده و میگه آخه اینجای ما که سوراخ نداره. میخندیم. میگم دعا میکنی خدا به عمه پول بده ببرتت کربلا؟ بدون مکث دستاشو به سمت آسمون باز میکنه. منقلب میشم. احساس میکنم دعاش در دم مستجاب شده. احساس میکنم زود میبینیمش. با همدیگه...
حاج قاسمِ عزیز امشبِ عیدی سلام مارو و سلامِ سامیار کوچکِ یتیم رو به سیدالشهداء برسون. بگو ما منتظر دیداریم...
[١:٢٠] 💔🍃
حاج قاسمِ عزیز امشبِ عیدی سلام مارو و سلامِ سامیار کوچکِ یتیم رو به سیدالشهداء برسون. بگو ما منتظر دیداریم...
[١:٢٠] 💔🍃
تیتر زده دیدار "الناز رکابی" بعد از بازگشت به ایران با وزیر ورزش و جوانان. هی نگاه میکنم با خودم میگم خب بزرگوار تا دو ماه پیش که همین تیپو گشت ارشاد با چک و لگد میکرد تو ون که. اگه فینفسه مشکلی نداره پس بقیه زنا خار دارن؟! اگه مشکل داره ورزشکار و هنرمند و نخبه و چه و چه بودن در برابر حکم خدا مصونیت میاره؟ دست بردارید از این استاندارد دوگانه ما بدونیم تکلیفمون چیه حداقل :)
حسنک را هیچ درد نیامد و گفت هرچه خواهید با من بکنید. «بزرگتر از حسین بن علی نیَم» و همین سخن او و مجلسیان را بس بود.
#شاهچراغ 🏴💔
#شاهچراغ 🏴💔
من و ماهایی وجود داریم که به سادگی بیرون نمیایم. ما فقط ٢٢بهمن و ٩دی بیرون میامدیم. هر روز یوماللّه نمیساختیم. ما اهل مدارا و مراعات اجتماعی بودیم. ما مدام آدما رو به آرامش دعوت میکردیم و میگفتیم اینا دشمنامون نیستن. اینا دوستای عصبانیمونن. اینا مردممونن. ما لبخند از رو لبامون و دلسوزی از قلبمون پاک نشد. حتی وقتی رکیکترین توهینارو به ما، اعتقاداتمون، مقدساتمون و موجودیتمون حواله کردین. ما اهل گفتوگو بودیم وقتی تهمتاتونو سمتمون روونه میکردین. ما برای اینکه جلوی دوست و خانواده دربیایم دلیل خیلی بزرگ و ارزشمندی لازم داشتیم. و میدونی؟ ایران، ذره ذره خاکش، تاریخش، آدمای زخمخورده و خستش، امنیتش، بچههاش، همون دلیل ارزشمندن. همونقدر که سکوتکننده مقابل ظلم توش شریکه، توجیهکننده خشونتم تو خشونت سهیمه. من یاد ندارم ظلم زیر این پرچمو ماستمالی کرده باشم ولی روزهای زیادیه از شما همه جور توجیهی واسه همه کاری دیدم. تو دیگه دوست عصبانیم نیستی وقتی از کشته شدن من و ما خوشحال میشی و چیزی درونت تکون نمیخوره. تو مردمم نیستی وقتی چشمتو رو به خاک و خون کشیده شدن مردمم میبندی و کنار داعش میایستی و ترور و جنایتو میذاری پای هزینههای انقلاب پوچت. تو دوستم نیستی و دشمنمی وقتی کنار دشمنامون نشستی و زخم میزنی و میخندی. و ما با دشمنامون رحماء بینهم نیستیم. ما سخت میگیریم. دیگه لازم نیست حکومت من و مایی که به سادگی بیرون نمیاومدیمو بکشه به خیابونا. باید تلاش کنه دست از سرتون برداریم. و این همیشه انتخاب خودت بوده کدوم سمت وایسی. دوست عصبانیمی؟ خطتو از دشمنای این خاک و آدماش جدا کن، جونمو برای احقاق حقت میدم. دشمنمی؟ داد زدی "این آخرین پیامه، هدف خود نظامه"؟ پیامتو واضح شنیدیم. نباید توقع داشته باشی ما با کسایی که انگشت رو امنیت و موجودیتمون گذاشتن مهربون باشیم و نازشون کنیم. فرقی نداره فارسی حرف بزنی. اعلان جنگ کردی، هیچ محبتی ازت تو دلم نیست و دست از سرت برنمیدارم تا ریشت خشک شه.
#ایرانم🇮🇷💔
#ایرانم🇮🇷💔
[...از عاشورای سال ۶١ هجری قمری، دیگر زمان از عاشورا نگذشته است و همهٔ روزها عاشوراست. زمان بر امتحان من و تو میگردد تا ببیند که چون صدای هَل مِن ناصرِ امام عشق برخیزد، چه میکنیم؟...]
آوینی
آوینی
سال ما یه کانال راسویاب بود. ماشالا انقدر عمیقن، نخبهان، باکمالاتن. خلاصه خیلی خندیدم و بیشتر تأسف خوردم و مطمئن شدم فاتحه دانشگاهو با این نخبههاش باید خوند :)))
حرف اینه میتونی تبدیل به چجور آدمی بشی که دلت از دیدن صحنهی شکنجه و آسیب زدن به آدم دیگهای ریش نشه؟ کمترین حد انسانیت چقدره؟ از اون هم باید پایینتر اومده باشی که خون میبینی، کتک خوردن و لتوپار شدن یکی دیگه رو میبینی بگی آخیش، دلم خنک شد، کیف کردم، فلان فلان شده رو خوبش کردن، کاش بیشتر میزدن، کاش من میزدم!!! تو میتونی انقدر راحت درباره کشتن آدما حرف بزنی؟ تو وقتی میبینی و میخونی چشمات برق میزنه؟ قلبت درد نمیگیره؟ واقعاً میخندی...؟
من همیشه به چیزهای زیادی درباره امکان رذیلت و فضیلت، به جابجا شدن آدما بین حد پستی و آزادگی فکر کردم. من سالها پیش، بعد ظهور داعش فقط از خودم پرسیدم باید تبدیل به چه موجودی بشی که بتونی راحت و خوشحال به آدمی آسیب بزنی، گلوشو ببری و...؟ فکر کردم بیشتر از هزارسال قبل آدمایی مشتاقانه سر نوهی پیغمبرو بریدن و هلهله کردن، فکر کردم بشر همیشه تونسته پستیهای بیشتری از خودش نشون بده و کم نذاره. با این حال ما هنوز میپرسیم "چه جوری میشه؟" فکر کردم این همیشه یک جایی تو وجود همه ما بوده. دیگه تعجب نمیکنم، راستش فقط میترسم. همه بارهایی که از رفتار غیرانسانی فلان نیروی گشت ارشاد، دکتر و مسئول با آدما یا دعوای رانندهها و رفتار بد آدما با هم قلبم به درد میومد، به زنده بودن خودم امیدوار میشدم. هیچوقت کیف نکردم که آدمارو تحقیر کنن. حالا کنار گوشم میبینم موجوداتی نفس میکشن که اذیت و آزار یه آدم، گرفتن زندگیش و از بین رفتنش سر کیفشون میاره. بوی خون حالشونو خوب میکنه. وقتی میخندن و از رذالتشون احساس پیروزی میکنن یاد لشکر یزید میفتم، یاد صهیونیستا میفتم، یاد بدترین آدما و جنایتهای تاریخ میفتم، این آدما منو یاد ترسام میندازن. نمیخوام روزی رو ببینم که بتونم مشتاقانه به جون دادن کسی خیره بشم. این آدما زنده نیستن، خیلی وقته از درون مردن. خیلی وقته قلبهاشون مرده. نمیخوام هیچوقت شبیهشون بشم.
#ایرانم🇮🇷💔
من همیشه به چیزهای زیادی درباره امکان رذیلت و فضیلت، به جابجا شدن آدما بین حد پستی و آزادگی فکر کردم. من سالها پیش، بعد ظهور داعش فقط از خودم پرسیدم باید تبدیل به چه موجودی بشی که بتونی راحت و خوشحال به آدمی آسیب بزنی، گلوشو ببری و...؟ فکر کردم بیشتر از هزارسال قبل آدمایی مشتاقانه سر نوهی پیغمبرو بریدن و هلهله کردن، فکر کردم بشر همیشه تونسته پستیهای بیشتری از خودش نشون بده و کم نذاره. با این حال ما هنوز میپرسیم "چه جوری میشه؟" فکر کردم این همیشه یک جایی تو وجود همه ما بوده. دیگه تعجب نمیکنم، راستش فقط میترسم. همه بارهایی که از رفتار غیرانسانی فلان نیروی گشت ارشاد، دکتر و مسئول با آدما یا دعوای رانندهها و رفتار بد آدما با هم قلبم به درد میومد، به زنده بودن خودم امیدوار میشدم. هیچوقت کیف نکردم که آدمارو تحقیر کنن. حالا کنار گوشم میبینم موجوداتی نفس میکشن که اذیت و آزار یه آدم، گرفتن زندگیش و از بین رفتنش سر کیفشون میاره. بوی خون حالشونو خوب میکنه. وقتی میخندن و از رذالتشون احساس پیروزی میکنن یاد لشکر یزید میفتم، یاد صهیونیستا میفتم، یاد بدترین آدما و جنایتهای تاریخ میفتم، این آدما منو یاد ترسام میندازن. نمیخوام روزی رو ببینم که بتونم مشتاقانه به جون دادن کسی خیره بشم. این آدما زنده نیستن، خیلی وقته از درون مردن. خیلی وقته قلبهاشون مرده. نمیخوام هیچوقت شبیهشون بشم.
#ایرانم🇮🇷💔
امام روحاللّه فرمود:«امروز ایجاد اختلاف؛ هر اختلافی باشد، و کارهایی که اختلافانگیز است؛ هر کاری باشد و با هر اسمی باشد، این مضر به اسلام است و مضر به انقلاب است.»
حرف ما که سهله اینا حرف امام و آقا رو هم گوش نمیدن :)
https://t.me/blueisdeepforme/19394
حرف ما که سهله اینا حرف امام و آقا رو هم گوش نمیدن :)
https://t.me/blueisdeepforme/19394