خب اره دقیقا بخاطر همین گفتم
یچیزی که بهش باور دارم و تنها چیزیه که از اطمینان بهش نمیترسم اینه که خدا از همونجایی امتحانت میکنه که بهش مطمئنی :)
یچیزی که بهش باور دارم و تنها چیزیه که از اطمینان بهش نمیترسم اینه که خدا از همونجایی امتحانت میکنه که بهش مطمئنی :)
من وقتی بعد کلی تردید توبه کردم و همه چی با سرعت سریعی شروع به تغییر کرد و هنوز پایه اعتقاداتم خیلی محکم نبود یه بار از سرم گذشت من که دیگه برنمیگردم به اون روزا من دیگه خیلی باایمانم.
بذارید بگم به فاصلهی چندروز خدا کاری کرد که همهی مسیری که رفته بودمو با مغز اومدم رو زمین و هنوز دردی که کشیدم یادمه. غرور دامنِ ایمانمو گرفت و چندبرابر زمان اول زمان برد تا باز تونستم سرپا شم. یادمه اون شب تک و تنها رفتم امامزاده محلمون و تو باغ امامزاده زیر بارون نشستم و گفتم غلط کردم خدا.
خدا چیزی بهم نشون داده بود که نمیخواستم از دستش بدم و میدونستم خودم گند زدم با غرورم که داره ادبم میکنه
بذارید بگم به فاصلهی چندروز خدا کاری کرد که همهی مسیری که رفته بودمو با مغز اومدم رو زمین و هنوز دردی که کشیدم یادمه. غرور دامنِ ایمانمو گرفت و چندبرابر زمان اول زمان برد تا باز تونستم سرپا شم. یادمه اون شب تک و تنها رفتم امامزاده محلمون و تو باغ امامزاده زیر بارون نشستم و گفتم غلط کردم خدا.
خدا چیزی بهم نشون داده بود که نمیخواستم از دستش بدم و میدونستم خودم گند زدم با غرورم که داره ادبم میکنه
دفعه بعد که از چیزی مطمئن بودم هم کاری کرد که هنوز راه گریزی ازش ندارم.
من از دلم مطمئن بودم و خدا جوری ترتیب داد که گیر کنه.
از اون موقع دوسال میگذره ولی مثل اون غروره که سریع ازش گذشتم و برگشتم نبود، فهمیدم ناتوانتر از اونم که انقدر سریع بگذرم از دلم.
امتحان بزرگتری بود ولی تقصیر خودم بود
از اون روز دیگه از هیچی مطمئن نبودم جز اینکه ارادهی خدا عین عملشه و بین اراده و عمل ما گاه سالها فاصلهست
من از دلم مطمئن بودم و خدا جوری ترتیب داد که گیر کنه.
از اون موقع دوسال میگذره ولی مثل اون غروره که سریع ازش گذشتم و برگشتم نبود، فهمیدم ناتوانتر از اونم که انقدر سریع بگذرم از دلم.
امتحان بزرگتری بود ولی تقصیر خودم بود
از اون روز دیگه از هیچی مطمئن نبودم جز اینکه ارادهی خدا عین عملشه و بین اراده و عمل ما گاه سالها فاصلهست
تیر ٩٧ یه شب تو اردو کنار مریم دراز کشیده بودم و گفتم من ازش گذشتم
تیر ٩٩ داره میرسه و میبینم چقدر کوچیکتر از اون بودم و هستم که از زمان ارادهم اینهمه وقت گذشته و معلوم نیست چقدر دیگه بگذره تا به عمل برسه
تیر ٩٩ داره میرسه و میبینم چقدر کوچیکتر از اون بودم و هستم که از زمان ارادهم اینهمه وقت گذشته و معلوم نیست چقدر دیگه بگذره تا به عمل برسه
هم ادم و آن دم تویی هم عیسی و مریم تویی
هم راز و هم محرم تویی چیزی بده درویش را...
هم راز و هم محرم تویی چیزی بده درویش را...
اگه انقدر پسر علاف و ول تو محل نداشتیم میتونستم جاده امامزاده رو هرروز دو دور بدوم.
صدای آلمارو خیلی دوست دارم
حس شنیدن شرشر آب مخلوط با صدای پرندههارو بهم میده ^_^
حس شنیدن شرشر آب مخلوط با صدای پرندههارو بهم میده ^_^
🔻پیتـوســ 🇮🇷
صدای آلمارو خیلی دوست دارم حس شنیدن شرشر آب مخلوط با صدای پرندههارو بهم میده ^_^
حتی میتونم تواضع کنم بگم از من قشنگتر شعر میخونه 🙄
دلم میخواد تو زمان برگردم به عقب
برم برم برم
یه جاهایی چشمامو ببندم که نبینم
انگار نه انگار اینها بر من گذشته
یه جاهایی سرعتشو کم کنم و بمونم و لبخند بزنم و غرق تماشا بشم
بعد باز برم و برم و برم
برسم به شبای احیاء چهار پنج سالگیم
تو مسجد سر بذارم رو پای مامان و با خاموش شدن چراغا
تاب نیارم و بخوابم و با تکون تکون خوردن مامان از گریه هم بیدار نشم.
همینجا بمونم و هیچوقت برنگردم.
برم برم برم
یه جاهایی چشمامو ببندم که نبینم
انگار نه انگار اینها بر من گذشته
یه جاهایی سرعتشو کم کنم و بمونم و لبخند بزنم و غرق تماشا بشم
بعد باز برم و برم و برم
برسم به شبای احیاء چهار پنج سالگیم
تو مسجد سر بذارم رو پای مامان و با خاموش شدن چراغا
تاب نیارم و بخوابم و با تکون تکون خوردن مامان از گریه هم بیدار نشم.
همینجا بمونم و هیچوقت برنگردم.
کشور دوست و بسیار عزیز فقانسه با لغو تحریم ها علیه ایران مخالفت کرد :)))))
ماچ بر کلهی مکرون *-*
ماچ بر کلهی مکرون *-*
استاد قشنگمون هنگام درس میگه ناچارم بخوام بعد کلاس برید سراغ قوطیهاتون و...
منظورش از قوطی، گوشیه
عاشقش شدم 😌
منظورش از قوطی، گوشیه
عاشقش شدم 😌
داییم که یه ماه پیش مدام میگفت مردم فلانن که میرن مسافرت و نمیفهمن و اینا خودش روز دوم عید درحالیکه پرهای ما در حال پرواز بود رفت مسافرت :/
دوروز پیش برگشت و امشب اومده خونمون و وقتی بهش میگم دستاتو شستی دست بدم میگه الان از حموم اومدم :)
دوروز پیش برگشت و امشب اومده خونمون و وقتی بهش میگم دستاتو شستی دست بدم میگه الان از حموم اومدم :)