امروز که یکیشون توپو بیهوا زد تو چشمم، یجوری ناگهان بیست تا بچهٔ دوازده سیزده ساله با نگرانی دورم جمع شدن، احساس کردم از من خوشبختتر کسی وجود نداره. بچهها دوستم دارن. خانوم موسویِ سختگیرِ کوتاهنیا از قوانینو دوست دارن و این بسمه :)
قبلِ دروازهغار، کمالگراییم نمیذاشت آدما رو همونجور که هستن بپذیرم و دوست داشته باشم. نقصاشون بیشتر از خوبیاشون به چشمم میاومد. همش دوست داشتم آدما رو تراش بدم. من اینجا تازه فهمیدم چجوری مادرا نمیتونن بچههاشونو دوست نداشته باشن! مادری برام دوست داشتنِ بچهها هرجوری که هستنه. ما اینجا مادر شدیم و مادری سختترین و قشنگترین کار دنیاست. خوشا💙
#صبح_رویش 🌿
#صبح_رویش 🌿
طولانی شد ولی اینم بگم؛ تنها دلیلی که بهم جسارت داد وارد کار تربیتی بشم این بود که من از همین بچهها یاد گرفتم تو آدما بگردم دنبال خوبی و چنگ بزنم بهش🍃
Forwarded from برنامه ناشناس
خب پس ما هم روز مادرو بهتون تبریک میگیم😁💓
خب پس ما هم روز مادرو بهتون تبریک میگیم😁💓
ای بابا! اینا گوشهای از پلیلیست گوشیمه. بعد میگم چرا انقدر تو فکر و خاطره فرو میرم. همش داره تو گوشم پلی میشه. آدم عادی اینارو گوش میکنه خیالاتی میشه، ما که دیگه اهل عشق و عاشقی و مستعد خیالیم.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
من واقعاً دلم برای اِرِن میسوزه.
اینجا زیک داره باهاش حرف میزنه و یهو میبینه اِرِن محو این قسمت از خاطراتش شده... :)