مامانبزرگم متخصص دیته😂
بدین صورت که میگه زنگ بزن به مملی بگو بیا نهار بریم بیرون😂🤦🏻♀
بدین صورت که میگه زنگ بزن به مملی بگو بیا نهار بریم بیرون😂🤦🏻♀
🔻پیتـوســ 🇮🇷
مامانبزرگم متخصص دیته😂 بدین صورت که میگه زنگ بزن به مملی بگو بیا نهار بریم بیرون😂🤦🏻♀
شهاب مرادی رو دوست داره. میگم مامان چون خوشگله دوسش داری دیگه. میگه نه قشنگ حرف میزنه. میگم نه خب اگه خوشگل نبود اصلا فرصت نمیدادی ببینی چی میگه که! میگه نه. آره خب. ملاّی زشت دوست ندارم 😂🤦🏻♀
در حالیکه یه آهنگ اعتراضی و ضدکلیسا گوش میدم، دارم از بوی سیگار این مردا شرحه شرحه میشم و میخوام جیگرشونو درارم.
من که آخر سر از کار آنها درنیاوردم. هی پا در کفش کنم که نمیآیم، کاری ندارم. معنوی هم نیستم؛ حالیام نمیشود چیزی، هدر میرود. هی با خنده بگویم من را به زور دارد میبرد و در ذهنم بپیچد "او میکشد قلاب را"
میلاد عزیزترین مخلوق خداست. سلام نصف و ناقصی دادهام. در صحن پیامبر اعظم نشستهام رو سنگهای یخ. چشمهام تر نشده. فکر میکنم رضوان گفت برات کربلا و باز فکر کردم چه میشد حسین هم میخواست قلابش را بکشد؟ ناشکر نیستمها. میدانستم که حوصله سفر با اتوبوس را ندارم. پول قطار را هم. سیزده ساعت گردن و کمر و زانوهایم سرویس شدند و خوابم میآید و دارم یخ میزنم و بقیه چیزهایی که حواسم را از این چندساعت اندک در حرم بودن پرت میکنند. راه میروم و میگویم آقاعلیموسیالرضا گفته بودم تا کربلا نروم دیگر زیارت نمیخواهم، اینجا چه میکنم؟ چه کارم داری؟ رو فهم من حساب نکن. یک چیزی نشان بده
میلاد عزیزترین مخلوق خداست. سلام نصف و ناقصی دادهام. در صحن پیامبر اعظم نشستهام رو سنگهای یخ. چشمهام تر نشده. فکر میکنم رضوان گفت برات کربلا و باز فکر کردم چه میشد حسین هم میخواست قلابش را بکشد؟ ناشکر نیستمها. میدانستم که حوصله سفر با اتوبوس را ندارم. پول قطار را هم. سیزده ساعت گردن و کمر و زانوهایم سرویس شدند و خوابم میآید و دارم یخ میزنم و بقیه چیزهایی که حواسم را از این چندساعت اندک در حرم بودن پرت میکنند. راه میروم و میگویم آقاعلیموسیالرضا گفته بودم تا کربلا نروم دیگر زیارت نمیخواهم، اینجا چه میکنم؟ چه کارم داری؟ رو فهم من حساب نکن. یک چیزی نشان بده
با اینکه سفر با اتوبوس حتی vip = سرویس شدن هر استخونیه که تو بدنت داری، ولی اگه رانندهها باحال باشن سفر زهرمارت نمیشه.
بچهی دوستم که خیلی منتظرش بودیم، بعد تولد فوت شد. لطف میکنید برای قلب مادرش دعا کنید💔
Fire Meet Gasoline
Sia
وقتی اِلایژا باعث مرگ دردناک هِیلی شد، وقتی هیچ چیز رو به یاد نمیآورد، دست آخر کلاوس زد به سیم آخر، فریاد زد:
دردناکترین شِیپ این مجموعه اِلایژا و هِیلی بودن. این قطعه منو یاد تمام لحظاتشون میندازه.
#The_Originals🩸
@apithoos 🍃🎶
«تو هِیلی رو دوست داشتی، شاید یادت نیاد، ولی دوستش داشتی، اینبار نه به خاطر خانواده، به خاطر خودش دوستش داشتی، چون اون به چیز بهتری برای همهٔ ما باور داشت و براش تلاش میکرد وقتی خودمونم دیگه نتونستیم.» فکر میکنم چقدر میتونه دردناک باشه که عشق رو یادت نیاد. چقدر زجرآور که بخاطر محافظت از همهٔ چیزایی که برات اهمیت دارن بذاری که فراموش کنی ولی همین باعث بشه از بین ببریشون. و چقدر میتونه عشق ریشه دوونده باشه که حتی وقتی یادت نیست و میبینیش، دوباره بهش علاقهمند شی...دردناکترین شِیپ این مجموعه اِلایژا و هِیلی بودن. این قطعه منو یاد تمام لحظاتشون میندازه.
#The_Originals🩸
@apithoos 🍃🎶