ما باید مهربون باشیم. این که میگم باید، مستقیما معنیش اینه که لطف نمیکنیم، اینطوری نیست که حالا مهربون باشیم خوبه. ما باید مهربون باشیم، محبت کنیم. مثل احترام گذاشتن. مثل هزار مفهوم اجتماعی دیگه. محیط کار ما خیلی شاد و شلوغه. تقریباً همش در حال خندیدنیم و همه کارهامون رو هم میکنیم. به زهرا میگفتم اگر اینجوری نباشه دووم نمیاریم. هم برای ما خوبه هم برای بچهها. ولی از اونطرف یک باگ جدی داره. انگار تنفس تو محیط آسیب تاثیر عمقیش رو گذاشته. تو همین چند روز خیلی دیدم همکارا وقتی با هم بحث یا کار جدی دارن، بوضوح با عصبانیت و گاهی پرخاش نسبت به هم رفتار میکنن. انگار هیچ مرزی بین جدیت کاری و عصبانیت نیست. درسته بعدش معمولاً به هم میگن و عذرخواهی و فلان، ولی من واقعاً معتقدم دلچرکینیش از بین نمیره. اثرشو میذاره اون رفتار منفیِ لحظهای. ما باید نسبت به هم مهربون باشیم. باید مراعات هم رو بکنیم. باید رواداری پیش بگیریم. همهٔ اینها خلقوخو و ویژگی شخصیتی نیست. اینا وظایف زندگی اجتماعی ماست.
#تربیت 🌿
#تربیت 🌿
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واصله از مامانم 🤐
It's me 😂
It's me 😂
امروز یک تنش ارتباطی داشتم. واکنش اولیه و قاطعم سکوته. اول بخاطر اینکه رفتار طرف دوم براش عادی انگاشته نشه و خودش رو محق ندونه و راه برای تکرار و اشاعهش باز نشه. اینم خیلی برام سخته چون فشار روانی زیادی داره. نه تنها رو خودم بلکه رو همون فرد و فضا. اتفاقی که امروزم افتاد و جو یکباره برای چهار ساعت تا آخر وقت، سنگین و نفسگیر شد. و دوم بخاطر اینکه من برونگرام و اگر سکوت و خودداری نکنم ممکنه احساس تنش و نارضایتی حاصل از رفتار نادرست رو به شکل خشم برونریزی کنم و دیگه هیچ کنترلی روش نداشته باشم. و واقعاً معتقد به "وظیفه بودن" رواداری و رفتار درست و مهربانیام.
#تربیت 🌿
#تربیت 🌿
اما اینو گفتم هم برای اینکه مهمه این چیزای ساده رو همه بدونیم که انشاءاللّه میدونیم و به کار میگیریم. هم یه مقدمه باشه برای اینکه بگم تحمل این فشار باعث شد مکانیزم تفکیک مسائل کاری و شخصیم کاملا غیرفعال بشه که این تو کار تربیتی، جدی و واقعی خطرناکه! تک تک اعمال و رفتارای ما تاثیر داره. دین به ما میگه تاثیرش در کل عالمه. تو زبون غیر دینی اسمش اثر پروانهایه. هرکدومو که دوست دارید، بگیرید. ولی همه چی تو عالم خلقت به هم وصله...
نتونستم تفکیک کنم و شخصیت علی و تمام حرکاتش منو یاد پیام نندازه. به راحتی برام از بدترین کاراش گفت چون پذیرفته بودمش و بعد به سادگی با محبت، عین موم نرم شد و تو یک ساعتی که باهام بود هیچ رفتار منفی نداشت. چون من سرجمع فقط یک نصفه روز براش وقت و تمرکز گذاشتم و پذیرفتمش. کاری که هیچوقت برای پیام نکردم. طردش کردم. رهاش کردم. وقتی میتونستم حتی دستش رو بگیرم و بگم از اعماق وجودم خواهرانه دوستش دارم و تنها نیست. بفهمه میپذیرمش و میتونه بهم اعتماد کنه و بذاره کمکش کنم. چون هیچ درکی از اینکه رفتارم چقدر ممکنه تاثیر بذاره نداشتم. حالا امروز باید به علی نگاه میکردم که چقدر شبیه پیام راه میره، همونقدر شیرین میخنده، بامعرفته و هوای همه رو داره و ازش حساب میبرن. و خب دلم براش خیلی تنگ شد و رفتم تو نمازخونه و اشک ریختم و فکر کردم هیچوقت میتونم خودمو بخاطر حضوری که از پیام دریغ کردم ببخشم؟ اینکه من میدونستم پیام دقیقاً مثل علی چقدر مهربونه و ویژگیهای مثبت داره و فقط آسیب دیده، منتهی کسی پیدا نشده خوبیهاش رو ببینه و پررنگ کنه و باز نتونستم نسبت بهش درست رفتار کنم و خودمو با طردش، از زیر بار ارتباط باهاش خلاص کردم و الان که میدونم باید چیکار کنم، که حواسم به تاثیر رفتارم هست، دیگه زنده نیست که بتونم براش جبران کنم.
کانال برای مدتها خیلی روزمرهنویسی شده بود. میخوام تجربهنگاری کنم. بایدهای تربیتی بگم. از اهمیت دادن به چیزهای ریز و ساده و تاثیر بزرگشون بگم. میتونید با هشتگ "تربیت" بهشون دسترسی داشته باشید. همراهید؟
Anonymous Poll
46%
خوبه. ادامه بده.
14%
من هستم به بقیه هم پیشنهاد میدم و. منتقل میکنم.
0%
زیادی به تغییر امیدواری.
29%
خوبه. تغییر آروم و قدم به قدم اتفاق میافته.
11%
برام فرقی نمیکنه. نتایج.
کانال مثل همیشهست. صمیمی. واقعیت بدون سانسور. ولی بطور دیفالت تو ذهنمه اینجا بطور منظم چیزایی بگم.
من محتوای یکسان جایی نمیذارم. از اینکار بدم میآد. ولی دوست داشتم حالا که حکایت امروز رو خوندید، شروع روزم رو هم بدونید. بعدا یک چیزی اینجا بهش اضافه میکنم🍃
لینک پست اینستاگرام
لینک پست اینستاگرام
رضا هلالی رو تو محله دیدم و نفهمیدم
چرا اونجوری چپ چپ بهش نگاه کردم
که برگ ریزونای پاییزش شروع شد🚶🏻♀
چرا اونجوری چپ چپ بهش نگاه کردم
که برگ ریزونای پاییزش شروع شد🚶🏻♀
امروز رفتم مسجد، بعد زهراخانم قرمزپوش اومده میگه دارم میرم جشن عمرکشون، نمیای شما؟ کلاس داری؟
حالا من 😐
عمر😵💫
مراسم 💃🏻
میگم نه شما بفرمایید. بعد ادامه میده آخه همچین روزی عمر به درک واصل شد. حالا من که همون موقع سه تا بچه اهل سنت تو مسجد سر کلاسمن 🤐🤦🏻♀
بله بله در جریانم. بفرمایید شما من هستم تو مسجد. (جون مادرت برو فقط😑)
حالا من 😐
عمر😵💫
مراسم 💃🏻
میگم نه شما بفرمایید. بعد ادامه میده آخه همچین روزی عمر به درک واصل شد. حالا من که همون موقع سه تا بچه اهل سنت تو مسجد سر کلاسمن 🤐🤦🏻♀
بله بله در جریانم. بفرمایید شما من هستم تو مسجد. (جون مادرت برو فقط😑)
بخدا که آدما براشون این چیزا روتینه. غالبا درک و تعصب خاصی هم ندارن. همینا ما جشن وحدت میگیریم بصورت حداکثری میان و تاییدم میکنن دیدگاهمونو. یعنی خیلی همه چیز در سطحه🍂
با یه رسم و رسوم قدمت داری که سینه به سینه چرخیده، تو یه محله سنتی و با آدمای سنتیتر، سخته مقابلهی عمیق. باید با فرهنگش پیش بری و نفوذ کنی تا بتونی تغییر بدی. وگرنه پست میزنن.
#تربیت 🌿
#تربیت 🌿
مامانبزرگم متخصص دیته😂
بدین صورت که میگه زنگ بزن به مملی بگو بیا نهار بریم بیرون😂🤦🏻♀
بدین صورت که میگه زنگ بزن به مملی بگو بیا نهار بریم بیرون😂🤦🏻♀
🔻پیتـوســ 🇮🇷
مامانبزرگم متخصص دیته😂 بدین صورت که میگه زنگ بزن به مملی بگو بیا نهار بریم بیرون😂🤦🏻♀
شهاب مرادی رو دوست داره. میگم مامان چون خوشگله دوسش داری دیگه. میگه نه قشنگ حرف میزنه. میگم نه خب اگه خوشگل نبود اصلا فرصت نمیدادی ببینی چی میگه که! میگه نه. آره خب. ملاّی زشت دوست ندارم 😂🤦🏻♀