نمیدونم قلب شکسته رو چیکار میشه کرد وقتی تنها راهی که بلدی به روت بسته میشه. اینجوری نبوده که روز و شبم گریه بشه. گیجم هنوز. یکمم باورم نمیشه. مبهوت نگاه میکنم به عکسا و فیلما و استوریا و پخش زندهها. مثل پارسال رو برنمیگردونم. سوزش قلبمو بوضوح حس میکنما ولی خیلی مشتاقم. برعکس غالب آدما ناراحتم نمیشم کسایی که رفتن، از طریق عکس و فیلم میذارن. یعنی از خدامم بود یه نفر یادم کنه، جام یه دونه قدم برداره. نمیدونم چرا انقدر آرومم و غیرطبیعیام به نظرم نمیرسه. نمیدونم یجا قراره منفجر بشم یا نه. آدمِ رضاً برضاک و این صحبتا نیستم ولی یهویی وسط بهت و نگاه اشکیم میخوندم:
بسوزان هر طريقی میپسندی
که آتش از تو و خاکستر از من...
بسوزان هر طريقی میپسندی
که آتش از تو و خاکستر از من...
دلمم نمیخواد برم داخل صحن حرم سیدالکریم
ولی دلم میخواد برم بهشت زهرا
گلزار شهدا هم نه. نمیدونم. شاید مثلا خوب میشد یکی چشامو ببنده صاف ببرم سر خاک سیدتراب بعد دوباره چشممو ببنده برم گردونه.
انگار نمیخوام آرامش اینجاها نصیبم بشه.
نمیدونم.
ولی دلم میخواد برم بهشت زهرا
گلزار شهدا هم نه. نمیدونم. شاید مثلا خوب میشد یکی چشامو ببنده صاف ببرم سر خاک سیدتراب بعد دوباره چشممو ببنده برم گردونه.
انگار نمیخوام آرامش اینجاها نصیبم بشه.
نمیدونم.
یجایی از فیلم دیالوگ بدی داره! بد یعنی نمیدونی چجوری باهاش کنار بیای و چیکارش کنی.
میگه: خاطرات در تمام بدن وجود دارن؛
در تک تک سلولهای بدنت.
#infinite ♾
#arbaeen1443 🏴
میگه: خاطرات در تمام بدن وجود دارن؛
در تک تک سلولهای بدنت.
#infinite ♾
#arbaeen1443 🏴
🔻پیتـوســ 🇮🇷
نمیدونم قلب شکسته رو چیکار میشه کرد وقتی تنها راهی که بلدی به روت بسته میشه. اینجوری نبوده که روز و شبم گریه بشه. گیجم هنوز. یکمم باورم نمیشه. مبهوت نگاه میکنم به عکسا و فیلما و استوریا و پخش زندهها. مثل پارسال رو برنمیگردونم. سوزش قلبمو بوضوح حس میکنما…
منفجر شدم.
ساعت ٩ از خونه زدم بیرون و تو راه خونه مامانبزرگ دیدم یه خانواده دارن برمیگردن. زن و شوهر و یه دختر شیش هفت ساله با این پرچم کوچیکای عراقی تمثالدار و یه بچه تو کالسکه. به صورت سرخ و مغموم زن که نگاه کردم میتونستم قسم بخورم تماماً تجسمِ دلشکستگی بود. انگار تازه فهمیده باشم چخبره. اینجا عراق نیست. قرار نیست ظهر امروز نمازو تو حرم سیدالشهداء بخونم و... از بهت در اومدم. گریه کردم.
ساعت ٩ از خونه زدم بیرون و تو راه خونه مامانبزرگ دیدم یه خانواده دارن برمیگردن. زن و شوهر و یه دختر شیش هفت ساله با این پرچم کوچیکای عراقی تمثالدار و یه بچه تو کالسکه. به صورت سرخ و مغموم زن که نگاه کردم میتونستم قسم بخورم تماماً تجسمِ دلشکستگی بود. انگار تازه فهمیده باشم چخبره. اینجا عراق نیست. قرار نیست ظهر امروز نمازو تو حرم سیدالشهداء بخونم و... از بهت در اومدم. گریه کردم.
من همیشه اونطرف ماجرا ایستادن و دیدن رو تمرین کردم. جایی که مقابل خودمه. نتیجهش این شد به همه حق دادم و فکر نکردم اشکالی داشته اون برخورد، رفتار و... هرچقدرم که بد بوده. نتیجه سختترش این شد که تو دشوارترین برهه زندگیم کاملا تنها موندم. وقتی میگم کاملا یعنی تنها کسی که این اجازه رو بهش دادم هم نبود! خب چی شد؟ رنج بزرگی رو تنهایی پشت سر گذاشتم و تهش؟ با وجود اینکه ممکنه عمیقاً دلم بخواد من دیگه اون کسی نیستم که برای درست کردن چیزی پیشقدم میشه.
آدمیزاد باید یکجا از قرار دادن خودش در شرایطی که ممکنه بهش آسیب بزنه، دست بکشه.
Ineffective (feat. Mohsen Heidari Forooz)
Arash Sanee, Mohsen Heidari Forooz
+میارزید؟
–میارزید؟
هنوزم میارزه.
میان آن همه تشویش بر تو مینگرم...
–میارزید؟
هنوزم میارزه.
میان آن همه تشویش بر تو مینگرم...
تو روزهای آخر دانشجویی، ٣٠گیگ اینترنتمو
گرفتم. یعنی میتونم دو هفته صبر کنم فصل
جدید legacies بیاد دانلود کنم؟🚶🏻♀
گرفتم. یعنی میتونم دو هفته صبر کنم فصل
جدید legacies بیاد دانلود کنم؟🚶🏻♀
بیاید بگید ببینم اگه شما تو موقعیتی باشین که یک غریبه ادعاتون برای صداقت رو باور نکنه درصورتیکه واقعاً صادقید، تلاشی برای عوض کردن نظرش میکنید؟
Anonymous Poll
28%
بله خودمو میکشم.
72%
نه، i don't care 😂
یه پله قبل اینکه از کسی بُت نسازیم اینه که واقعاً بینی و بیناللّه بشینیم بسنجیم این طرف داره منو به هیجان میاره یا برای فکرم برنامهای داره؟ میخوام بگم از اول برید یه جای مطمئن، از اول نرفتیدم حواستونو جمع کنید اگه چیزی بهتون اضافه نمیکنن ازشون بگذرید. واقعاً برای کسی که بخواد چشماشو باز کنه، فهمیدن وزن حرف آدما زیاد سخت نیست.
خودمو برای یک جنگ تمامعیار آماده کرده بودم ولی الان هنوز تو شوکم از اینهمه منطق، اینهمه پذیرش، اینهمه همراهی. اللّه اکبر 🤐
همسایه جدید طبقه پایینیمون به طرز عجیب و غریبی زیبایی طبیعی داره، اینقدر که اولین بار برای چندلحظه ماتم برد و اومدم خونه گفتم ماااامااان این پایینیا خیلییی خوشگلن! هم خودش هم شوهرش هم بچش :/ چندروز بعد زهرا رفت نذری بده، اومد بالا با یه حالتی گفت زهره!؟ نگاش که کردم فهمیدم قضیه چیه، گفتم دیدی؟ گفت چقدر خوشگله و اینجوری بودم:🥲 امروزم خانومه اومد دم درمون، گل از گلم شکفت. بعد جالبیش اینه هم فامیلیشون موسویه هم اصالتاً اردبیلی و مشکینشهرین. مامانم میگه حالا ببینید کی گفتم، اینا فامیلاتونن🔪
شت! تا حالا قیافه یکی انقدر تحت تاثیر قرارم نداده بود. واقعاً زیباست🚶🏻♀🚬
شت! تا حالا قیافه یکی انقدر تحت تاثیر قرارم نداده بود. واقعاً زیباست🚶🏻♀🚬
🔻پیتـوســ 🇮🇷
دلم جیگر میخواد🚬
خانمِ سرور اشاره کردن به اون عکس حماسی از مقایسه تعداد سیخ جیگرای من با خودش ولی پیداش نکردم و به این عکس از تولد مشترک سال ٩۴مون که بچهها رو میدون بهمن مهمون کردیم و جیگرکیو رو سرمون گذاشتیم بسنده میکنم 🥲