🔻پیتـوســ 🇮🇷
پنجشنبه نوبت گرفتم برم ببینم برکت ندارن تف میکنم میام.
آه تف نکردم، ناراحتم.
دوساعت بعد تزریق واکسن فقط خوابم میاد. البته اینم که دیشب ۵ ساعت خوابیدم بیتاثیر نیست.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
خب دوساعتونیم کانال آقامصطفا خوندم و ٩٨۶ پیامش تموم شد (یک ماهه همین چندتا کانالامو وقت نکردم باز کنم). طبعاً بیشتر از این نمیتونم بیدار بمونم و سرما تحمل کنم. باید از روش سخت مشکلمو حل کنم؛ خاموش کردن کولر 🚶🏻♀
بعد از شکست مفتضحانهم تو اقناع خانواده برای اینکه قبول کنن تابستون تمام شده و هوا خیلی سرده و کولرو خاموش کنن چون من با وجود پوشیدن دوتا لباس و انداختن دو تا پتو، هر شب دارم سگلرز میزنم، در اقدام انقلابی بعدی به اتاق خودم که کولر نداره کوچ کردم. منتهی همین شکلیه که میبینید. تخت هنوز آماده نشده و حیرون و آوارهام.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
بعد از شکست مفتضحانهم تو اقناع خانواده برای اینکه قبول کنن تابستون تمام شده و هوا خیلی سرده و کولرو خاموش کنن چون من با وجود پوشیدن دوتا لباس و انداختن دو تا پتو، هر شب دارم سگلرز میزنم، در اقدام انقلابی بعدی به اتاق خودم که کولر نداره کوچ کردم. منتهی همین…
از زاویهٔ بالاسرم اگر بپرسید😂 خیلی اسیدیه زیر پنجرهٔ باز خوابیدن. البته جنای این خونه هنوز خودشونو نشون ندادن🙄 باشد که وقتش امشب نباشه🚶🏻♀
دارم سعی میکنم وقتی دلم برای آدمها تنگ میشه یا بهشون فکر میکنم در لحظه اقدام کنم. تجربه ثابت کرده تعلل کنم احساساتم میپوسن، بیاونکه ابراز بشن...
آدم به دلش چی بگه؟
https://www.instagram.com/tv/CT4lWtUjH6A/?utm_source=ig_web_copy_link
https://www.instagram.com/tv/CT4lWtUjH6A/?utm_source=ig_web_copy_link
آخرین باری که با صبا حرف زدم دوسال پیش بود گمونم!
امشب تجدید خاطره شد و حالم خیلی خوشه.
کلا مرتبط بودن با آدمایی که دوستشون دارم و خاطرات خوبی باهاشون دارم بهم انرژی میده و بهونههای معمولی مثل سرشلوغی که واقعاً هم هست، برای خودمم بعنوان گویندهش، پذیرفته نیست. آدم باید هرازچندگاهی بابهونه یا بیبهونه حال دوستاشو بپرسه. امیدوارم از این به بعد موفقتر باشم تو این مورد...
امشب تجدید خاطره شد و حالم خیلی خوشه.
کلا مرتبط بودن با آدمایی که دوستشون دارم و خاطرات خوبی باهاشون دارم بهم انرژی میده و بهونههای معمولی مثل سرشلوغی که واقعاً هم هست، برای خودمم بعنوان گویندهش، پذیرفته نیست. آدم باید هرازچندگاهی بابهونه یا بیبهونه حال دوستاشو بپرسه. امیدوارم از این به بعد موفقتر باشم تو این مورد...
یه وقت هست میگیم قوانین ما ضد زنن یا حقوق زنان تو ایران معنی نداره و یه وقت هست داریم از قوانین ضد مادر حرف میزنیم. متأسفانه تو نظام حقوقی و قانون اساسی ما حقوق مادران بطرز وحشتناکی ذبح شده. اگر بخوام صریح باشم بعد کلی بحث و بررسی الگوهای مختلف و قوانین و حکمها، میبینیم که مادر صرف نظر از نقش تربیتی حتی بابت به دنیا آوردن فرزندان هم حقی نسبت بهش نداره.
و تعارف رو بذارم کنار، این دومی (حقوق مادران) خیلی مهمتره و تبعات بدتری هم داره.
وقتی با قوانین جایگاه مادری رو تضعیف میکنیم و با استفاده از وعظ و ارجاع به آخرت بصورت کاملاً تئوری و غیر ملموس هی ارزش وجودی زن و جایگاه مادری رو تو بوق و کرنا میکنیم، با اینهمه تجربه منفی، نمیتونیم توقع داشته باشیم اولا زنها تمایلی به ازدواج نشون بدن و ثانیاً مایل باشن بچهدار بشن. چون همواره ترسی از نداشتن حداقل حقوق و قوانین حمایتی همراه ماست.
فقها باید فکری به حال بروز کردن احکام و قوانین مربوط به زن/مادر و خانواده کنن.
و تعارف رو بذارم کنار، این دومی (حقوق مادران) خیلی مهمتره و تبعات بدتری هم داره.
وقتی با قوانین جایگاه مادری رو تضعیف میکنیم و با استفاده از وعظ و ارجاع به آخرت بصورت کاملاً تئوری و غیر ملموس هی ارزش وجودی زن و جایگاه مادری رو تو بوق و کرنا میکنیم، با اینهمه تجربه منفی، نمیتونیم توقع داشته باشیم اولا زنها تمایلی به ازدواج نشون بدن و ثانیاً مایل باشن بچهدار بشن. چون همواره ترسی از نداشتن حداقل حقوق و قوانین حمایتی همراه ماست.
فقها باید فکری به حال بروز کردن احکام و قوانین مربوط به زن/مادر و خانواده کنن.
حالا هی شما بگو بابا بهشت زیر پای مادران است. وقتی براش حداقل حقوقی که بتونه قبل مردن نسبت به فرزندش ازش بهرهمند باشه وضع نکردی، وقتی با این تغییرات تو نسبت جمعیت زن و مرد و اقتصاد و... توجیههای سابق مبنی بر اینکه یه مادر نمیتونه از پس بزرگ کردن فرزند یا فرزندانش بر پایه سلامت و عفت بربیاد و حتی بعد مرگ شوهرش همه مردها (پدربزرگ/عموها) نسبت به بچش حق دارن و خودش بعنوان کسی که به دنیا آورده و نزدیکترین به بچهست تو آخرین مرتبهست، چه توقعی میره که "زن مطلقه/ زن بیوه" در عرف جامعه معنای بدی رو به ذهن متبادر نکنه و مساوی بیعفتی یا گزینهی مورد رجوع برای عمل خلاف عفت دونسته نشه؟
بهرحال آدمای کمی هم هستن که به تاریکیهای درونت پی میبرن. یعنی ما آدما مگه به چندنفر اجازه میدیم به تماشای تاریکترین لایههای وجودمون بنشینن؟
دبیرستان که بودیم یه معلم داشتیم مدام دستش میانداختیم. اصلا یه چیزی بود. یبار گفت اگه کلاس من مفید نیست من ناراحت نمیشم که برید، گفتیم اونجوری میانترم نمیدید قسم خورد میدم، منم بلند شدم پشت بندم چهار نفر دیگه اومدن. خیلی حال داد. الان مدیر مدرسه شده با اینکه سگش شرف داره به اون مدیر آشغال و بیخاصیت ما، ولی چیزی از انحطاط مدرسه کم نمیکنه😂
گروه زده فارغالتحصیلان فرهنگ و کمکم میخواد بریم مفت و مجانی برای ورودیای جدید حمالی کنیم. بابا شماها اون سال کنکور دهن مارو به چند طریق مختلف سرویس کردید باز رهامون نمیکنید.
گروه زده فارغالتحصیلان فرهنگ و کمکم میخواد بریم مفت و مجانی برای ورودیای جدید حمالی کنیم. بابا شماها اون سال کنکور دهن مارو به چند طریق مختلف سرویس کردید باز رهامون نمیکنید.