🔻پیتـوســ 🇮🇷
272 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
سفره کرمتو قربون که مارو به خودمون برمیگردونه
به تو برمیگردونه
ما گم شده‌های پیداشده دم درِ ماه رمضون
همین دمِ دری صدصلوات تقدیم حضرت صدیقه طاهره سلام‌اللّه‌علیها کنیم که تمام این ماه دستشونو از رو سرمون برندارن و کمکمون کنن🌹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرکار کردم دلم نیومد خودتون نبینید :)
نوش.
خدا نیاره حسرت خوردنِ مامان‌بزرگ بابابزرگاتونو برای روزه‌هایی که نمیتونن بگیرن ببینین.
آدم قلبش فشرده میشه...
اَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده باز است
زان رو که مرا بر درِ او روی نیاز است

حافظ
مامان که روزه میگیره
دلم قرص میشه
کاش دیگه قلبت اذیت نکنه.
خوشا 😌❤️
هم الان دقیقا یک‌سال میگذره
از اخرین باری که رفتم حرم سیّدالکریم و تو همون زاویه همیشگی حرم امامزاده طاهر نشستم و رفت و آمد آدما و رازونیازاشونو نگاه کردم و دردودل کردم و اشک ریختم و آروم شدم.
و بعد همه چیز ناباورانه زیر و رو شد.
تو این یه سال نه من دل رفتن داشتم و نه انگار سیّدالکریم آنچنان دلش بود منو ببینه.
حافظه تصویری عجیبی دارم. اون روزا داشتن قبرستون حرمو یکسان‌سازی میکردن.
خواستم در حرمشو بروم ببنده و خواستم صدای تنگی دلم برای گوشه‌ی آرامش خودمو نشنوم که زیارتم زیارت باشه.
حالا یک‌سال گذشته. دلتنگم و غریبه. و حرم هرشکلی شده باشه مطمئنم کسی به گوشه‌ی مخصوص من دست نزده. همین.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
هم الان دقیقا یک‌سال میگذره از اخرین باری که رفتم حرم سیّدالکریم و تو همون زاویه همیشگی حرم امامزاده طاهر نشستم و رفت و آمد آدما و رازونیازاشونو نگاه کردم و دردودل کردم و اشک ریختم و آروم شدم. و بعد همه چیز ناباورانه زیر و رو شد. تو این یه سال نه من دل رفتن…
اینو ساعت ٩:٣٧ دقیقه نوشتم
ولی از اونجا که اراده‌ی ما، مثل خدا عین عملمون نیست، همون موقع نشد بذارم. به دلیلی که یادم نیست.
الا ای حال دیروز ششم اردیبهشت بود
همون روزی که من یکسال پیش توش جاموندم و تو زمان هزار تیکه شدم.
بگو یادته سرِ زیرانداخته و صورت سرخ از خجالت و آشفتگیمو؟
صدامو که درنمیومد چی؟ یادته؟
و هربار که میپرسیدی حرفی ندارید؟ یعنی بریم؟ باید لب‌خونی میکردی نه و بله گفتنمو که وقتی سر بالا اوردم نگاهم تو نگاهت گم شد
خودم تو اون تنها لحظه‌ای که نگاهت کردم، گم شدم...
بیا بگو اینارو یادته؟
چه اهمیتی دارد؟
آه!
در گورِ تن تنگ آمدم.

مولانا
اگه بتونم خودمو از اون روز و ساعت و لحظه بیرون بکشم
همه چی خیلی بهتر میشه
🔻پیتـوســ 🇮🇷
اگه بتونم خودمو از اون روز و ساعت و لحظه بیرون بکشم همه چی خیلی بهتر میشه
اگه میتونستی نه ماه شبا کابوس نمیدیدی
پس الان بابت اینکه تو سه ماه گذشته کمتر از انگشتای دست خواب دیدی و اکثرا خوب بودن خدارو شکر کن.
طوافم لحظه دیدار چشمان تو باطل شد
من اما همچنان در فکر دور باطلی دیگر...

فاضل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در تراسو باز کردم
پرده‌ی سفید توری رو پیچیدم دور سر و دست لختم
چشمامو بستم و اجازه دادم باد قطره‌های بارونو به صورتم هدایت کنه
عمیق بوی تازگی رو نفس کشیدم
به صدای کوبیدن بارون و رعدوبرق گوش دادم
و وقتی چشمامو باز کردم همه چیز درخشان‌تر از هر زمانی بود
و یه لبخند ناخواسته رو لبای بی‌روحم.

@apithoos 🌧