🔻پیتـوســ 🇮🇷
272 subscribers
1.29K photos
108 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
اعتماد یه توهمه. من فقط به سود دوجانبه اعتقاد دارم.
🎬 Jupiter ascending
ایده‌ش رو دوست داشتم!
با اینکه رو هم ریختن سوژه‌های فضا و زمان و تناسخ و... یکم لوسش کرده بود.
امروز عرفه‌ست
من حال عبادت ندارم
ولی حاج آقای فاطمی‌نیا میگن:
▫️در اين روز، خداوند عنايت خاصی به بندگان دارد
▫️بزرگانی را ديدم كه به اين روز چشم دوخته بودند
▫️اعمال این روز را به قدر نشاط انجام دهید
▫️عمده این است که برای انسان معرفت حاصل شود
▫️در مضامین دعای عظیم عرفه تامل بفرمایید
▫️گاهی تامل در یک جمله، مسیر زندگی را تغییر می‌دهد
▫️روز عرفه، روز شهادت حضرت مسلم بن عقیل است
▫️توسل به حضرت مسلم در اين روز، مهم است
ایشالا ما مذهبیا آدم بشیم
خدا کمک کنه آبروی دینشو نبریم
هرچیزی که نفسمونو آروم می‌کنه به اسم
"شعائر حسینی" انجام ندیم
ایشالا اربعین حرم صاحب دعای عرفه باشیم...
خدایا! بشه سال دیگه سرمونو که از کتاب دعا بالا میاریم، نگاه ما هم گنبد حسینتو ببینه🤲🏻
من؟ مجسمه کارهای تمام نشده و
خستگی‌های در نشده
همیشه بقدر کافی خوب بودی
ولی فقط تویی که شک داشتی!
🎬 Second Act
خواب دیدم دارم میرم سر سفره عقد. صورتشو می‌دیدم اسمشو می‌دونستم، لبخند می‌زد و منتظر بود و همه خوشحال بودن. من با ناباوری تو خودم فکر می‌کردم من دارم ازدواج می‌کنم؟ با این؟ نمی‌شه که! پس ... چی؟ من عاشقشم. چیکار کنم؟ من نباید اینجا باشم نباید اینجا باشم نباید اینجا باشم. من عاشقشم.
و از خواب پریدم. ترسیده!
عشق تو؟
تو رگامه، تو روحمه...
ببین چطور بدون تو با تو زندگی می‌کنم.
#حرف‌هایی_که_نمی‌خونی
از چشم‌هام سرازیر میشی
نفسم به شماره میفته
و دست‌هات
چطور دست‌هات رو بگیرم...؟
[پرفورمنس آرت مارینا آبراموویچ-٢٠١٠]

https://youtu.be/OS0Tg0IjCp4
تعارف که نداریم. زورم آمد. به قلبم فشار آمد. دست کشیدم از این غرورم. اسمت را سرچ کردم. صفحه‌ات بالا آمد. سردرش چشمک می‌زد "فالو بک". پوزخندم نیامد. فکر کردم تو هیچ‌وقت قرار نیست کاملاً بروی. من هیچ‌وقت قرار نیست معلق نباشم. دلتنگت شده بودم. نگاهت کردم ولی نه اندازه‌ای که برای چشم‌چرانی جواب پس بدهم. گذرا. آنقدر که یادم بیاید چه شکلی بودی. من فقط آن لبخند خیلی محو که گوشه سمت چپ لبت بالا رفت را یادم است. همیشه پشت پلک‌هایم است. خب هیچ شبیه وقتی اولین بار دیدمت و دلم را انداختم بین آن دست‌هایی که تسبیح داشت نبودی. آه که چقدر از تسبیح دست گرفتن پسرها بیزارم! چرا از تو بدم نیامد؟ این هم از تودهنی‌های خدا بود لابد! بگذریم. مستقیم رفتم سراغ پست‌هات. کلماتت. آخ کلماتت. نگفته بودم بیچاره‌ام می‌کند یک به یکش؟ نه! وقت نشد. خب این هم بماند لابه‌لای باقی #حرف‌هایی_که_نمی‌خونی! کلمه‌هات از پا درم می‌آورند. سِرم می‌کنند. در خلسه می‌روم و بخشی از من همان‌جا بین کلماتت غوطه‌ور می‌ماند. دلم برای خواندن نوشته‌هات تنگ شده بود. فکر کن می‌توانستم وقتی می‌نویسی به حرکات انگشتانت نگاه کنم و دیوانه شوم. چه غلط‌ها. دلم برای سبک خاصت تنگ شده بود. یک نفس بالا رفتم. خوب خواندمش. فکر کن اگر عصر نامه‌بازی بود، هی هر کلمه‌اش را می‌بوسیدم. اما صبر کن! تو که برای من نامه نمی‌نوشتی........
یکی بهم ناشناس داده. ولی ناشناسم نشونش نمیده. اگه مهمه بخونمش دوباره بفرست 🙋🏻‍♀
پنج روز مونده به کنکور attack on titan رو شروع کردم. ان شاء اللّه خدا ازم قبول کنه🚶🏻‍♀
🔻پیتـوســ 🇮🇷
Photo
هرچی بیشتر اهمیت بدی، دنیا راه‌های بیشتری رو پیدا می‌کنه تا بخاطرش تو رو رنج بده...
🎬 Jupiter ascending
یازده قسمت اول تمام شد
به میمنت و مبارکی 🤦🏻‍♀
این چه کار اسیدی بود دم کنکور کردم🚶🏻‍♀
یه گردنبند و انگشتر خوشم اومده پول ندارم بخرم
[نه که استفاده می‌کنی خانوم موسوی😒]
دیگه هرکی تو این مملکت میگه من برنامهٔ کاملی دارم، چهارستون بدنم می‌لرزه 😂