🔻پیتـوســ 🇮🇷
271 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
عالم از نالهٔ عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح‌بخش هوایی دارد

اشک خونین بنمودم بلطیفان گفتند
دردِ عشق است و جگر سوز دوائی دارد...

حافظ 🍃
نوشت من دوست دارم تو خوشحال باشی.
جوابی ندادم. عادت ندارم دیگران را خیلی درگیر احوالات شخصی‌ام کنم. اما راستش من مدت‌هاست که غمگینم. و این دقیق‌ترین کلمه‌ایست که می‌توانم برایش پیدا کنم. وقتی می‌گویم غمگین، یعنی یک آدم غمگینِ خوب، سرزنده، پویا، امیدوار، باانگیزه، خندان، پرانرژی و نه افسرده. به احتمال زیاد برایتان تعجب‌آور است جمعِ غمِ غالب با این ویژگی‌ها، اما می‌توانم قاطعانه بگویم همین است. یک غمِ فزاینده ولی رو به جلو در من حکمرانی می‌کند. می‌دانم چیزی تغییر کرده. قبلاً هم تمام این‌ها بودم ولی می‌توانستم بجای غمگین، لغت "شاد" را بگذارم. شاید مودِ غالب تعبیر بهتری باشد، نمی‌دانم! چیزی در من عوض شده. شاید بهتر باشد بگویم از دست رفته. شاید بیشترین وقتی باشد که معنای "غمت در نهانخانه‌ی دل نشیند" را می‌فهمم. شاید سرچشمه‌اش دقیقاً آن‌چیزی که تصور می‌کنم نباشد اما حتماً خیلی اثرگذار بوده. شاید روزهای زیادی رنج رقم زده اما شکنجه‌ام نداده. می‌دانید؟ نمی‌توانم بگویم دلم برای وقتی که اینقدر قدرتمند و غالب نداشتمش، تنگ نشده اما نمی‌توانم هم بگویم دوستش ندارم. آدمیزاد زود خو می‌کند. یک‌وقت می‌بینی مهمانِ یکی دو روزه، صاحب‌خانه شده. این خوب است یا بد؟ نمی‌دانم! می‌دانم که به هر طریق خوبم. یک غمگینِ خوب.
[آخرین روزِ خرداد ١۴٠٠]
٣١خرداد١٣۶٠
شهادت آقامصطفی چمران
رفتم به ادمین یه کانالی پیام دادم. ویس داده. حالا لهجه؟ احسنت اصفهانی. جنسیت؟ مرد. خب من همینجوری برای لهجه اصفهانی غش می‌کنم. کی گفته جوابو ویس بدی آخه مؤمن :)
Mozhde Baran ~ Music-Fa.Com
Mohammad Motammedi ~ Music-Fa.Com
تلویزیون پخشش کرد. بوجد آمدم. بهم چسبید. زیبا بود، بسیار زیبا. ترکیب محمد معتمدی و محمدمهدی سیار را همیشه خیلی دوست دارم. علی‌القاعده باید اینجا می‌گذاشتمش.
#جانا_ایرانم🇮🇷🌿

@apithoos 🍃🎶
ما از شما و مهربانی‌هایتان نه تنها زیاد شنیده‌ایم، که به چشم هم خیلی دیده‌ایم. شما خاطرهٔ باز شدن گره‌ها، صدای زیبا و بغض‌آور نقاره‌ها، آرزوی خادمی کفش‌داری‌ها، بغض و تاری اشک اولین نگاه‌های از داخل قطار، سلامِ صحن آزادی و پایینِ پا، زانو زدن‌ها و بلندبلند گریستن‌ها، نماز جماعت‌های وی‌آی‌پی بانوان در صحن اسمال‌طلا، امنیت کبوترها، کنج‌های دنج، کتیبه‌ها و کنده‌کاری‌ها، روضه‌های صحن گوهرشاد و نوای ای حرمت ملجأ درماندگانید. شما همهٔ این‌هایید و بیشتر چیزهایی که داریم و نمی‌فهمیم از برکت چه کسی. شما امانت‌دار رازهای مگو، شرم و خجالت و دلهره‌ی خواسته‌ها، طرف حساب قول‌ها و توبه‌ها، ضامن بخشیده شدن‌ها و فرصت‌های دوباره‌اید.
شما صاحب پنجره فولاد و برات‌های کربلایید...
عزیزدل، مهربان، سروَر! لذت و ذوق کوپن غذای حرم شما از رنگارنگی و نعمت‌های بهشت بیشتر ما را خوش می‌آید. ما سال‌هاست نمک‌گیر سفرهٔ عشق شماییم. دل‌هامان به شوق دیدار شما می‌تپد. برای ورود از باب‌الجوادتان بال‌بال می‌زنیم. امشبِ تولدتان که مبارکمان است. شما دلتان برای خاکساری موالی‌تان تنگ نشده قربان دل مهربانتان شوم؟
[تولدِ مهربانی‌ها]🌱
والا اینطوری که اینستاگرام با من تا می‌کنه، با مسئولین کشوری و لشکری برخورد نداره! یه هفته بود سعی می‌کردم برگردم اینستا و نمی‌ذاشت. با گوشی خواهرم امتحان کردم و شد. کاشف به عمل اومد آی‌پی گوشیمو مسدود کرده :)
مرگ بر آمریکا ✊🏻
باید غبار صحن تو را توتیا کنند
"آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند"

هوهوی باد نیست که پیچیده در رواق
خیل ملائک اند، "رضا یا رضا" کنند

بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد
ما شاعرت شدیم که ما را سَوا کنند

"هرگز نمیرد آنکه دلش" جَلدِ مشهد است
حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند

هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
او را به درد کرب و بلا مبتلا کنند

دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط
با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند

از آن حریمِ قُدسی ات، آقای مهربان
"آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند"

سیدحسن‌رستگار🍃
🥲🍫🍪
شما فکر می‌کنید من آدم شکمویی‌ام؟
باید بگم کاملاً درست فکر می‌کنید🚶🏻‍♀
یک‌ساعته دارن جوجه کباب می‌کنن
عرضم به خدمتشون که غذاتون پر از
چشمای نازنین منه. نوش جان😎
+آیا بوی کباب راه انداختن در آپارتمان
و مجتمع کار درستی‌ست؟
-نه عزیزم کار کثیف و ناشایستی‌ست!
نه که خیلی حال و وقت تولیدمحتوا دارم!
اکانت اینستامم اکتیو کردم. زرشک🚶🏻‍♀
🔻پیتـوســ 🇮🇷
مامانت رفته بود خونه. لباس‌های تو رو جمع کرده بود. اشک می‌ریخت. آلبوم عکس‌هات رو آورده بود. می‌گفتم آروم باش اما حواسم به اشک‌ها و لرزش شونه‌های خودم نبود. ما علایق مشترکی داشتیم. شبیه‌ترین‌ها به هم. شرّ و حرف‌گوش‌نکن و خودسر بودیم. لای کفترها لول می‌خوردیم.…
زهرا در گوشی‌اش یک پوشه دارد بنام "خانوادگی". اگر می‌دانستم در آن چقدر از تو عکس دارد، پشت دستم را داغ می‌کردم بازش کنم... حالا دوساعت است خاطرهٔ تک تک آن لحظه‌ها از جلوی چشمم رد می‌شود. مسخره‌بازی‌هایت، سربه‌سر گذاشتن‌هایت، شلوغ‌کاری‌هایت، شرّ درست کردن‌هایت، همه‌اش را جزء به جزء یادم است. نمی‌دانم این بدیِ خاطره‌بازهاست یا خوبی که همه چیز را با ریزترین جزئیات یادشان می‌ماند. فقط می‌دانم این یک رقم پدرم را درآورده. آدم نمی‌داند چجور باور کند تو به آن شلوغی آن‌طور آرام خوابیده بودی...
این چندروز روحانی و رئیسی انقدر صحبت کردن و روحانی مارمولک زده تو خط انقلابی بلغور کردن هی با دقت می‌خونم که بفهمم کدومشون چی گفته🤦🏻‍♀
فکر کن الهه تحریف تاریخ اسلام در ایران معاصر میگه به اسلام صدمه نزنیم، کار هم نکردیم نکردیم! روتو برم🚶🏻‍♀
علاوه بر اینکه دلم یک خواب طولانی
بدون وقفه می‌خواد، بهش نیاز هم دارم!