من هربار سعی میکنم به وجدان اصلاحطلبا خوشبین بشم، یکیشون میاد و داد میزنه
این خبطو نکن🚶🏻♀
این خبطو نکن🚶🏻♀
والا آدم پوششی باشه و بابرنامه شرف داره به مسئول و مسبب بودن و ننه من غریبم بازی😒
روزهای خرداد ٩۶ بود. ما خیلی فعال بودیم. از همه وقت و جونی که داشتیم برای تبلیغ مایه میذاشتیم. حرفمون آدم خاصی نبود. فقط میگفتیم #نه_به_روحانی. از حرم سیدالکریم تا روستاهای اطراف تهران تا دهن به دهن کردن با دلالای دلار راستهٔ فردوسی و متروها با آدما حرف میزدیم. همون روزا دستگیرم شد چرا روحانی میتونه دروغ بگه و بازم رای بیاره. ما بین مردم نبودیم. ما میدونو خالی کرده بودیم برای اینکه هرچی میخوان ازمون بگن و مردمی که بخشی ازشونیمم باور کنن. که ازمون بترسن. همون موقع فهمیدم خود ریش و چادر شده عامل ترس. ما مدتها بود مردم کف خیابونو رها کرده بودیم. مشغول دعواهای آبرو برِ مجازی بودیم. مشغول بلاگر حجاب شدن و بازیهای خودمون بودیم. راهمون شده بود خونه دانشگاه، دانشگاه خونه. اون وسطا یه عده کارم میکردن. کافه گردی و خوشگذرونی و قرارای عکاسی برامون از فکر مسئولیت برابر مردم واجبتر بود. مشغول جنگیدن با چهارشنبههای سفیدی بودیم که خودمون گندش کرده بودیم. به آدما لبخند نمیزدیم و دورتر و دورتر میشدیم. ما تنور نفرت از خودمونو حسابی داغ کرده بودیم. از همون انتخابات شروع کردم به صحبت با تک تک آدما و جاهایی که دستم میرسید که اگه آدمای نااهل رای میارن بخاطر خودمونه و فاصلهمون با مردم. باید رویکردمونو تغییر بدیم. ارتباطی که با مردم شکل گرفته رو رها نکنیم باز چهارسال دیگه برگردیم سراغشون و توقع داشته باشیم به حرفامون گوش کنن وقتی هیچوقت ندیدنمون. یه گوش در بود و یه گوش دروازه... حالا تمام اون فهمو اجرا میکنم و از خودم شروع کردم و بقیه رو هم همهجوره تشویق میکنم به بین مردم بودن و با خودشون و درداشون نفس کشیدن. حالا هرچقدرم بهم زنگ بزنن و دعوتم کنن برای همفکری و کار تو ستادای انتخاباتی قبول نمیکنم همچنان که تا الان حتی جوابشونم ندادم، حالا منی که شبای منتهی به انتخابات خونه نمیرفتم و تا یک و دوی شب تو خیابونای انقلاب و ولیعصر و پارک لاله کار میکردم و حرف میزدم و ترم دوی دانشگاهمو انقدر سر کلاسا و امتحانا نرفتم که مشروط شدم، دیگه حاضر نیستم برم فعالیت ستادی کنم چون این برام نماد بیاحترامی به شخصیت تک تک آدمای جامعمه. من پشیمون نیستم چون گوشی دستم اومد و اتفاقاً دوست دارم تک تک بچههای سال پایینیم تجربهش کنن. دوست دارم مثل منی که تازه چندسال سابقه کار مرتبط تو جامعه رو داشتم و تا اون موقع نفهمیده بودم، بفهمن چرا وقتی داعیه صدای محروم و مستضعفو داریم همون آدما برای حرفامون تره هم خرد نمیکنن. دوست دارم بفهمن اشکال کار کجاست. آدم تا خودش تجربه نکنه باور نمیکنه. حالا من و امثالم هزار صفحه تحلیل کنیم. باید یبار بری تو کوچه پس کوچههای این شهر، بفهمن دانشجوی دانشگاه تهران و شریف و هزار اسم کوفتی و دهنپرکن دیگهای، بهت بگن با پول مالیات ما درس میخونی تا الان کجا بودی و درد این فاصله تو جونت بشینه. باید خجل شدنو بچشی. باید ساکت شدن و ساکت موندنو تجربه کنی تا بفهمی با حلوا حلوا گفتن دهن هیچکسی شیرین نشده. حالا باز ببین روت میشه مثل قبل زندگی کنی یا میفهمی معنی واقعی مبارزه و آرمانخواهی رو. دانشگاه میتونه جای رشد باشه و میتونه سمّ باشه بچهها. مد شده دانشگاهیا تو لونهشون داد بزنن و خودشون کاری نکنن. بپایید دیر نشه. همین 🙌🏻
🔻پیتـوســ 🇮🇷
- بیکلام. - بیاید گریه کنیم باهاش. - شما فرستادین.
یک ویدئو از آقای خامنهای دیدم با این ادیت زده بودن. جان از تنم رفت 🍂
Forwarded from 🔻پیتـوســ 🇮🇷
از اوج قله های مهآلود دوردست
پرواز کن به دشت غمانگیز عمر من
آنجا ببر مرا که شرابم نمیبرد......
پرواز کن به دشت غمانگیز عمر من
آنجا ببر مرا که شرابم نمیبرد......
آقای جیسون استتهام! شما فقط اسلحه بگیر دستت، انتقام بگیر، زمین و زمانو بکش :)
Wrath of Man 🚬🤦🏻♀
Wrath of Man 🚬🤦🏻♀
اینجا ننه من غریبم بازی درآوردم از جواب دادن در برم، تو سوال بعدی هم میپیچونم.
#همتی
#همتی
مامان من سرش تو سیاست نیست فقط
رئیسی و رضایی رو میشناسه. همتی و
مهر علیزاده حرف زدن فهمید اوسکلن :)
رئیسی و رضایی رو میشناسه. همتی و
مهر علیزاده حرف زدن فهمید اوسکلن :)
خود اون زنان هم بدنبال شایستهسالاریاند.
#قاضیزادههاشمی
درد و بلات بخوره تو سر هر خری که جایگاه زنان رو نمیفهمه و فقط رو حقوقشون اسکی میره🥺
#قاضیزادههاشمی
درد و بلات بخوره تو سر هر خری که جایگاه زنان رو نمیفهمه و فقط رو حقوقشون اسکی میره🥺
زاکانی یه مدلی تندتند از رو اینا رد میشه من تا بیام یکیشو بفهمم و درست درمون هیجان زده بشم
دوسه تا دیگه رو گفته رفته
دوسه تا دیگه رو گفته رفته
والا ما واس خودمون گوشت چرخکرده نمیخریم، برای ایشون گرفتیم میل کنن قوی شن :)
#گودرز 🪶
#گودرز 🪶