این خارجیا خدای خلاقیت و احترام به مشتریان. از ابتدا تو سیستم آموزشی رو خلاقیت بچههاشون کار و سرمایهگذاری میکنن. اف بر ما🚶🏻♀
البته گودرز بچه قرقی عه
داداشم امروز پیداش کرد. کلی دنبال لونهش گشتن و پیدا نکردن مامانشم نیومده دنبالش. از الان عزای وقتی که باید آزادش کنیمو دارم🥲
داداشم امروز پیداش کرد. کلی دنبال لونهش گشتن و پیدا نکردن مامانشم نیومده دنبالش. از الان عزای وقتی که باید آزادش کنیمو دارم🥲
یه کانال دارم طرف فوقالعاده است
از باقی کانالهایی که دارم پیامارو عیناً کپی میکنه. بقیهشم احتمالاً کپی از کانالهای دیگریه که اون داره و من ندارم. من موندم آخه طرف حدیث نفسم میگه این کپی میکنه. بابا لعنتی فوروارد کن! ملت برای تولید محتوا زحمت میکشن خب🤦🏻♀
از باقی کانالهایی که دارم پیامارو عیناً کپی میکنه. بقیهشم احتمالاً کپی از کانالهای دیگریه که اون داره و من ندارم. من موندم آخه طرف حدیث نفسم میگه این کپی میکنه. بابا لعنتی فوروارد کن! ملت برای تولید محتوا زحمت میکشن خب🤦🏻♀
🔻پیتـوســ 🇮🇷
البته گودرز بچه قرقی عه داداشم امروز پیداش کرد. کلی دنبال لونهش گشتن و پیدا نکردن مامانشم نیومده دنبالش. از الان عزای وقتی که باید آزادش کنیمو دارم🥲
خوب شد سرچ کردم وگرنه حیوونکی دستمون تلف میشد. القصه اطلاعات عمومی پسرا هم از اون چیزاییه که هیچوقت نباید بهش اعتماد کرد. گودرز قرقی نیست و پرستوعه بچم. هی من دیدم این منقارش به قرقی و شاهین و اون قسم پرندههای عقابطور نمیخوره. رفتم سرچ کردم عکس جوجه پرندههای شکاری، ضمن اینکه اطلاعات عمومیم درباره نگهداری و تغذیهشون بالا رفت، فهمیدم این خوشگل خوشصدا که بهش نمیاد وحشی باشه، یه پرستوی بیمادره. چرا بیمادر؟ چون مادر نامردش فقط پونزده روز از تخما مراقبت میکنه و بعد برای همیشه آشیانهشو ترک میکنه بخاطر همینم خیلی شایعه آدما پرستوهای بینوایی که بلد نیستن خوب پرواز کنن و میافتن رو پیدا کنن.
الانم نمیدونم چجوری گودرز صداش کنم. اسمش به لطافت پرستوها نمیخوره🤦🏻♀
الانم نمیدونم چجوری گودرز صداش کنم. اسمش به لطافت پرستوها نمیخوره🤦🏻♀
🔻پیتـوســ 🇮🇷
ولی عمیقاً دلم میخواد رئیسی به نفع جلیلی بره کنار 🚶🏻♀
آخ بره کنار اینا قهوهای شن، بخندیم😂
من هربار سعی میکنم به وجدان اصلاحطلبا خوشبین بشم، یکیشون میاد و داد میزنه
این خبطو نکن🚶🏻♀
این خبطو نکن🚶🏻♀
والا آدم پوششی باشه و بابرنامه شرف داره به مسئول و مسبب بودن و ننه من غریبم بازی😒
روزهای خرداد ٩۶ بود. ما خیلی فعال بودیم. از همه وقت و جونی که داشتیم برای تبلیغ مایه میذاشتیم. حرفمون آدم خاصی نبود. فقط میگفتیم #نه_به_روحانی. از حرم سیدالکریم تا روستاهای اطراف تهران تا دهن به دهن کردن با دلالای دلار راستهٔ فردوسی و متروها با آدما حرف میزدیم. همون روزا دستگیرم شد چرا روحانی میتونه دروغ بگه و بازم رای بیاره. ما بین مردم نبودیم. ما میدونو خالی کرده بودیم برای اینکه هرچی میخوان ازمون بگن و مردمی که بخشی ازشونیمم باور کنن. که ازمون بترسن. همون موقع فهمیدم خود ریش و چادر شده عامل ترس. ما مدتها بود مردم کف خیابونو رها کرده بودیم. مشغول دعواهای آبرو برِ مجازی بودیم. مشغول بلاگر حجاب شدن و بازیهای خودمون بودیم. راهمون شده بود خونه دانشگاه، دانشگاه خونه. اون وسطا یه عده کارم میکردن. کافه گردی و خوشگذرونی و قرارای عکاسی برامون از فکر مسئولیت برابر مردم واجبتر بود. مشغول جنگیدن با چهارشنبههای سفیدی بودیم که خودمون گندش کرده بودیم. به آدما لبخند نمیزدیم و دورتر و دورتر میشدیم. ما تنور نفرت از خودمونو حسابی داغ کرده بودیم. از همون انتخابات شروع کردم به صحبت با تک تک آدما و جاهایی که دستم میرسید که اگه آدمای نااهل رای میارن بخاطر خودمونه و فاصلهمون با مردم. باید رویکردمونو تغییر بدیم. ارتباطی که با مردم شکل گرفته رو رها نکنیم باز چهارسال دیگه برگردیم سراغشون و توقع داشته باشیم به حرفامون گوش کنن وقتی هیچوقت ندیدنمون. یه گوش در بود و یه گوش دروازه... حالا تمام اون فهمو اجرا میکنم و از خودم شروع کردم و بقیه رو هم همهجوره تشویق میکنم به بین مردم بودن و با خودشون و درداشون نفس کشیدن. حالا هرچقدرم بهم زنگ بزنن و دعوتم کنن برای همفکری و کار تو ستادای انتخاباتی قبول نمیکنم همچنان که تا الان حتی جوابشونم ندادم، حالا منی که شبای منتهی به انتخابات خونه نمیرفتم و تا یک و دوی شب تو خیابونای انقلاب و ولیعصر و پارک لاله کار میکردم و حرف میزدم و ترم دوی دانشگاهمو انقدر سر کلاسا و امتحانا نرفتم که مشروط شدم، دیگه حاضر نیستم برم فعالیت ستادی کنم چون این برام نماد بیاحترامی به شخصیت تک تک آدمای جامعمه. من پشیمون نیستم چون گوشی دستم اومد و اتفاقاً دوست دارم تک تک بچههای سال پایینیم تجربهش کنن. دوست دارم مثل منی که تازه چندسال سابقه کار مرتبط تو جامعه رو داشتم و تا اون موقع نفهمیده بودم، بفهمن چرا وقتی داعیه صدای محروم و مستضعفو داریم همون آدما برای حرفامون تره هم خرد نمیکنن. دوست دارم بفهمن اشکال کار کجاست. آدم تا خودش تجربه نکنه باور نمیکنه. حالا من و امثالم هزار صفحه تحلیل کنیم. باید یبار بری تو کوچه پس کوچههای این شهر، بفهمن دانشجوی دانشگاه تهران و شریف و هزار اسم کوفتی و دهنپرکن دیگهای، بهت بگن با پول مالیات ما درس میخونی تا الان کجا بودی و درد این فاصله تو جونت بشینه. باید خجل شدنو بچشی. باید ساکت شدن و ساکت موندنو تجربه کنی تا بفهمی با حلوا حلوا گفتن دهن هیچکسی شیرین نشده. حالا باز ببین روت میشه مثل قبل زندگی کنی یا میفهمی معنی واقعی مبارزه و آرمانخواهی رو. دانشگاه میتونه جای رشد باشه و میتونه سمّ باشه بچهها. مد شده دانشگاهیا تو لونهشون داد بزنن و خودشون کاری نکنن. بپایید دیر نشه. همین 🙌🏻
🔻پیتـوســ 🇮🇷
- بیکلام. - بیاید گریه کنیم باهاش. - شما فرستادین.
یک ویدئو از آقای خامنهای دیدم با این ادیت زده بودن. جان از تنم رفت 🍂