This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا
فی بعدها عذاب، فی قربـها السّلامه...
[سحر بیستم] 🌙
فی بعدها عذاب، فی قربـها السّلامه...
[سحر بیستم] 🌙
مرا به سینه ز عشقت هزار پاره دلیست
که چون لباس گدایان، هزار پیوند است...
سراجالدین اظهری🍃
که چون لباس گدایان، هزار پیوند است...
سراجالدین اظهری🍃
بیرون تو خیابون اصلی دعوا شده؛ دعوای مثلا خانوادگی. مرد و زن عربده کشان هرچی فحش رکیک از دهانشون دراومد، بار هم کردن. شوهره داشت تو خیابون زنشو میزد، مردای دیگه اومدن جداش کردن. کاری به اینکه چقدر حیوونه که (بهرعلتی) زنشو اینجوری میزد، تو خیابون، جلو چشم غریبه و نامحرم و تحقیرش میکرد ندارم. حرفم اینه، به همه مردا! اولین باری که یه مادرو جلوی چشم بچههاش زدی، بدون از اون لحظه
به بعد تو قلب بچت مُردی!
به بعد تو قلب بچت مُردی!
«هَلْ مِنْ سَائِلٍ»؛ امشب خدا این حرف را می گوید. یک نفر هست که از من بخواهد، تا من به او بدهم...؟
مرحوم حاجآقا مجتبی تهرانی
[سحر بیستودوم] 🌙
مرحوم حاجآقا مجتبی تهرانی
[سحر بیستودوم] 🌙
🔻پیتـوســ 🇮🇷
به عزت خودت قسم، فقط همین.
من بلد نیستم دعای دیگه
یعنی قبلنم گفتم. به موش قسم چیزی پیدا نمیکنم خواستنیتر باشه تا لب به خواستن باز کنم. تازه عروس بود، ازم پرسید سادات امشب برای من چی میخوای؟ گفتم میخوام راه کربلا باز شه با همسرت بری زیارت. اون یکی بچه بغلش بود گفت برای من چی میخوای؟ گفتم راه کربلا باز شه زینبتو ببری زیارت ابیعبداللّه. من بلد نیستم دعای دیگه. ولی این تنها چیزیه که خیلی میخوام؛ برای رفیقام، برای همه، برای خودم. بهمون برش گردون💔
یعنی قبلنم گفتم. به موش قسم چیزی پیدا نمیکنم خواستنیتر باشه تا لب به خواستن باز کنم. تازه عروس بود، ازم پرسید سادات امشب برای من چی میخوای؟ گفتم میخوام راه کربلا باز شه با همسرت بری زیارت. اون یکی بچه بغلش بود گفت برای من چی میخوای؟ گفتم راه کربلا باز شه زینبتو ببری زیارت ابیعبداللّه. من بلد نیستم دعای دیگه. ولی این تنها چیزیه که خیلی میخوام؛ برای رفیقام، برای همه، برای خودم. بهمون برش گردون💔
ای عشق اول و آخر من
محمدحسین پویانفر
برای امشب
نوشته بود: تو بنشین و یکییکی مهربانیهایت را بشمار.
ما هم میایستیم و دست به سینه
برای هر یکیاش هزار بار آب میشویم...
یاحبیبی حسین... زخم قلبهامون مرهمی جز تو نداره. عزیزدلم. دستهامون خالیه. این دستهارو به ضریحت برسون.
نوشته بود: تو بنشین و یکییکی مهربانیهایت را بشمار.
ما هم میایستیم و دست به سینه
برای هر یکیاش هزار بار آب میشویم...
یاحبیبی حسین... زخم قلبهامون مرهمی جز تو نداره. عزیزدلم. دستهامون خالیه. این دستهارو به ضریحت برسون.