🔻پیتـوســ 🇮🇷
272 subscribers
1.29K photos
108 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
بغض نکن
دلمون از جا کنده میشه :)
#ره_بر🍃
محتوا به کنار
[مدیریت زمان و نظم] 👌🏻🤦🏻‍♀
دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید
ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست

حافظ 🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا
فی بعدها عذاب، فی قربـها السّلامه...

[سحر بیستم] 🌙
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست💔
هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست...
خدایا!
ما خسته شدیم از توبه‌کردن و شکستن‌ها
تو نشدی...؟
مرا به سینه ز عشقت هزار پاره دلی‌ست
که چون لباس گدایان، هزار پیوند است...

سراج‌الدین اظهری🍃
شبِ یتیم‌های عالم...🍂
خدایا!
مرگ ما را در حال گریه بر ابی‌عبداللّه قرار بده 💔
سلام خدا بر تو
چشمانت را باز کن!
لحظهٔ وصال رسیده است...

[سحر بیست‌ویکم] 🌙💔
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست...💔
بیرون تو خیابون اصلی دعوا شده؛ دعوای مثلا خانوادگی. مرد و زن عربده کشان هرچی فحش رکیک از دهانشون دراومد، بار هم کردن. شوهره داشت تو خیابون زنشو می‌زد، مردای دیگه اومدن جداش کردن. کاری به اینکه چقدر حیوونه که (بهرعلتی) زنشو اینجوری می‌زد، تو خیابون، جلو چشم غریبه و نامحرم و تحقیرش می‌کرد ندارم. حرفم اینه، به همه مردا! اولین باری که یه مادرو جلوی چشم بچه‌هاش زدی، بدون از اون لحظه
به بعد تو قلب بچت مُردی!
گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت
به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست

سعدی 🍃
«هَلْ مِنْ سَائِلٍ»؛ امشب خدا این حرف را می گوید. یک نفر هست که از من بخواهد، تا من به او بدهم...؟

مرحوم حاج‌آقا مجتبی تهرانی

[سحر بیست‌ودوم] 🌙
ناامید از در رحمت به کجا باید رفت؟
یارب! از هرچه خطا رفت، هزار استغفار

سعدی🍃
گفته بودی جبران کننده‌ای
ما به طمع جبرانت نیامده بودیم
ولی تو خلف وعده توی کارت نیست...🍃
بوی کربلا می‌داد 💔
ببین بیچارگیمونو
کسی نموند التماس کربلاتو بهش نکرده باشیم
امشبم دست به دامان شهید گمنامت شدیم
به قول بلو
ما دیوونه‌ایم تو ببخش...💔
🔻پیتـوســ 🇮🇷
به عزت خودت قسم، فقط همین.
من بلد نیستم دعای دیگه
یعنی قبلنم گفتم. به موش قسم چیزی پیدا نمی‌کنم خواستنی‌تر باشه تا لب به خواستن باز کنم. تازه عروس بود، ازم پرسید سادات امشب برای من چی می‌خوای؟ گفتم می‌خوام راه کربلا باز شه با همسرت بری زیارت. اون یکی بچه‌ بغلش بود گفت برای من چی می‌خوای؟ گفتم راه کربلا باز شه زینبتو ببری زیارت ابی‌عبداللّه. من بلد نیستم دعای دیگه. ولی این تنها چیزیه که خیلی می‌خوام؛ برای رفیقام، برای همه، برای خودم. بهمون برش گردون💔
ای عشق اول و آخر من
محمدحسین پویانفر
برای امشب
نوشته بود: تو بنشین و یکی‌یکی مهربانی‌هایت را بشمار.
ما هم می‌ایستیم و دست به سینه
برای هر یکی‌اش هزار بار آب می‌شویم...
یاحبیبی حسین... زخم قلب‌هامون مرهمی جز تو نداره. عزیزدلم. دست‌هامون خالیه. این دست‌هارو به ضریحت برسون.