امروزم بعد جلسه میخواستم یکی دیگه رو کچل کنم ولی در حال افطار بود، رحمم اومد🙄🚶🏻♀🤷🏻♀
اگه قرار باشه یه عنوانی، نشانهای، چیزی واسه این روزهام بذارم تا بعدها که برگشتم به چرخ زدن تو گذشته، خوب مرورش کنم، فقط میتونه «دیداری تازه با امید» باشه؛ اون هم به واقعی/صادقانهترین معنا.
{... إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ}
خداوند هرگز خلف وعده نمیکند.
مبارکهٔ آلعمران-شریفهٔ ٩
[سحر یازدهم] 🌙
خداوند هرگز خلف وعده نمیکند.
مبارکهٔ آلعمران-شریفهٔ ٩
[سحر یازدهم] 🌙
آدما میتونن براحتی از روی هم بالا برن اگر پای منافع درمیون باشه. مثال؟ گزارش تخلفات افراد صاحب منصب تو دریافت واکسن کرونای خودشون و خانوادههاشون! زنده موندن بزرگترین منفعته :)
خداوندگاران ایده اصلاً
یاد پرتقال چشمی افتادم😂
بابت اینکه بعد قسمت اول این سریال خز
ندیدمش خدارو شاکرم🤦🏻♀
یاد پرتقال چشمی افتادم😂
بابت اینکه بعد قسمت اول این سریال خز
ندیدمش خدارو شاکرم🤦🏻♀
اولین سوال بعد از دیدن اولین قسمت: واقعاً این بازیگرای خوب تو این فیلمنامه احمقانه چیکار میکنن؟🚶🏻♀
هزار زخم اگر در من از غم است هنوز
هزار شکر که یادِ تو مرهم است هنوز...
سجاد رشیدیپور🍃
هزار شکر که یادِ تو مرهم است هنوز...
سجاد رشیدیپور🍃
{وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ}
و ما میدانیم كه دلت میگیرد بخاطر حرفهایی که میگویند.
مبارکهٔ حجر/شریفهٔ ٩٧
[سحر دوازدهم] 🌙
و ما میدانیم كه دلت میگیرد بخاطر حرفهایی که میگویند.
مبارکهٔ حجر/شریفهٔ ٩٧
[سحر دوازدهم] 🌙
° وَ اَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّة بِغَيْرِ ذِكْرِكَ °
و از هر لذتی غیر ذکر تو استغفار میکنم...
-از مناجات الذاکرین
[سحر سیزدهم] 🌙
و از هر لذتی غیر ذکر تو استغفار میکنم...
-از مناجات الذاکرین
[سحر سیزدهم] 🌙
اون شب مامان گفت نرو. خودمم میدونستم چی میشه. میدونستم ولی رفتم. اون ساعت و اون لحظه بعد یه سال انتظار این تنها چیزی بود که دلم میخواستش. قلبم محکم میزد و چشمام پر بود؛ "دلم امید فراوان به وصل روی تو داشت". عقلم سرشو با تاسف تکون میداد که میدونی مامانت درست میگه. ولی من فقط به حرف دلم گوش کردم. فقط برای همین یبار میخواستم اون کاریو کنم که دلم میگفت. درسته اون آخرین باری شد به حرف دلم گوش کردم. درسته دیگه چیزی از آدم قبل اون شب باقی نموند و درسته آسیب دیدم و تا همین الان دردشو تو وجب به وجب وجودم حس میکنم. ولی ولی ولی! من پشیمون نیستم که اون شب، اون شب خاص برای یبارم که شده با دلم راه اومدم. پشیمون نیستم.
طوفان شده. باد و بارون باهم. همون روسریو درآوردم. اتو زدم. و الان ایستادم کنار خیابون
منتظر ماشینی که ببرم حرم...
منتظر ماشینی که ببرم حرم...