وَ قَالَ علیهالسّلام فِي صِفَةِ الدُّنْيَا: تَغُرُّ، وَ تَضُرُّ، وَ تَمُرُّ؛ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمْ يَرْضَهَا ثَوَاباً لِأَوْلِيَائِهِ، وَ لَا عِقَاباً لِأَعْدَائِهِ؛ وَ إِنَّ أَهْلَ الدُّنْيَا كَرَكْبٍ، بَيْنَا هُمْ حَلُّوا إِذْ صَاحَ بِهِمْ سَائِقُهُمْ، فَارْتَحَلُوا.
و درود خدا بر او، فرمود: (در وصف دنیا) فريب مىدهد، زيان مىرساند و تند مىگذرد. از اين رو خدا دنيا را پاداش دوستان خود نپسنديد، و آن را جايگاه كيفر دشمنان خود قرار نداد.
و همانا مردم دنيا چون كاروانى باشند كه هنوز بار انداز نكرده كاروان سالار بانگ كوچ سر دهد تا بار بندند و برانند.
{حکمت ۴١۵ نهجالبلاغه}
و درود خدا بر او، فرمود: (در وصف دنیا) فريب مىدهد، زيان مىرساند و تند مىگذرد. از اين رو خدا دنيا را پاداش دوستان خود نپسنديد، و آن را جايگاه كيفر دشمنان خود قرار نداد.
و همانا مردم دنيا چون كاروانى باشند كه هنوز بار انداز نكرده كاروان سالار بانگ كوچ سر دهد تا بار بندند و برانند.
{حکمت ۴١۵ نهجالبلاغه}
دوازدهم رفتم آزمایشگاه که قبل سفر از کرونا نداشتنم مطمئن بشم. جفت دستامو تکهتکه کردن جوریکه هنوز درد دارم. از بیان جزئیات نحوه خون گیریشون عاجزم و هنوز خودم متعجبم ازش🤦🏻♀ گفتم خانم خب از رو دستم خون بگیرید با ذوق و حیرت وافر فرمودند نه خیلیییی خون میخوام. احساس کردم خونآشامن همهشون.🔪🧛🏻♀
گمان میکردم تمام شده. اینبار دیگر تمام شده. از آخرین نقطه اتصالم پرت شده باشم به جایی که خاطرش در آن دوردورها هست اما همیشه میترسیدم گذرم باز به اش بیافتد. گمان میکردم تمام شده. اما چند قطره از جایی که احتمالا دلتنگی درش سکونت دارد تا چشمهایم بالا آمد، بینیام سوخت، دستهایم لرزید و دیدم که احاطه شدهام و راه فراری ندارم. شبیه آنجای دعای کمیل ابن زیاد که امام فرمودند "لا یمکن الفرار من حکومتک". راه گریزی نمیبینم و ممنونم که نمیگذارید این کوچک فراری شود🍃
١۴ام بهمن ماه ٩٩
١٠روز بعد از درمانده شدنم
١۴ام بهمن ماه ٩٩
١٠روز بعد از درمانده شدنم
🔻پیتـوســ 🇮🇷
هرکاری بلد بودم کردم اگه کم بود اگه درست نبود بذار پای کوچیکیم ولی هرکاری بلد بودم و توانشو داشتم کردم...
من همه تلاشمو کردم
ببین! حتی تا همین چنددقیقه پیش عقب نکشیدم
ولی دیگه فقط نگاه میکنم و سکوت
همین
ببین! حتی تا همین چنددقیقه پیش عقب نکشیدم
ولی دیگه فقط نگاه میکنم و سکوت
همین
من فقط میدونم تو همه عمرم هیچوقت هیچیو انقدر نمیخواستم. هیچوقت برای چیزی انقدر تلاش نکرده بودم. من فقط همینو میدونم و بقیه چیزا اونقدر مهم نیستن.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
ما هیچوقت بهم نگفتیم دوستت دارم. . انگار از بیگاری برگشته باشیم. خودمونو پرت کردیم تو بغلش. من چهارسالم بود. اول صبحی رسیدیم تهران و همین که ماشین تو محل نگه داشت دوییدیم سمت خونه مامانبزرگ. نفس کشیدیمش. عمه ها ازمون انقدر کارکشیده بودن تو دهات که دستامون…
گفتم فکر کن اگه قراره تا آخر عمرم ازت چیزی بخوام همینه و فکر کن ببین راضی هستی یا نه. و فکر کرد و گفت پاشو برو. گفتم یعنی اگه الان از در برم بیرون دعا میکنی که درست بشه؟ گفت آره برو و گریه کرد. گریه کردم. درست نشد ولی اونروز روز خوبی بود. ما باهم روراست بودیم، حرف زدیم. یک مادر و دختر بودیم.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
سلام حاج قاسمِ عزیز! هیچکس را پیدا نمیکنم باورش شده باشد یکسال از آن بامداد بهتآور گذشته. و ببین حال و روز ما را. یکسال است که به محبوبت رسیدهای و سهم ما اینجا شده است ناباوری و بغض و اندوه و دلتنگی. دلتنگی برای مردی که خیلیهامان حتی یکبار از نزدیک ندیده…
تلخترین روز زندگی را دیدیم ما دهه هفتادیها که بُهت لحظه شنیدن خبر فوت امام را تجربه نکرده بودیم. ما که ناباورانه نگفته بودیم مگر امام هم میمیرد؟ اما تا همین الان که ٣٩٨ روز گذشته باور نکردیم که رفتی و در بُهت شنیدن خبر شهادتت سرگردانیم.
حاج قاسمِ عزیز
سلام مارو به سیدالشهداء برسون.
[١:٢٠] 💔🍃
حاج قاسمِ عزیز
سلام مارو به سیدالشهداء برسون.
[١:٢٠] 💔🍃
🔻پیتـوســ 🇮🇷
MohammadReza Shajarian, Seventh Soul – Mind
هم الان خودتونو در معرض برودت بارون قرار بدید، عمیق نفس بکشید و گوش کنید.
تمام روز رو فیلم دیدم و اگر سردرد بهم گوشزد نمیکرد چند ساعته به مانیتور خیره شدم احتمالا دستبردار نبودم.
زیبا نیست که استادم اومده و میپرسه مقالهامو کامل کردم یا نه و مستی یک روز کامل لش کردن
و خوش گذروندنو بپرونه؟ آه.
و خوش گذروندنو بپرونه؟ آه.