منو به اسم یه بادکش ساده کشوندن خونه مامانبزرگم و با کمردرد حاصل از دوساعت ایستادن برای رنگ کردن یک حجم موی فوقالعاده زیاد و بلند روونه خونه کردن.
دارم از خستگی له میشم.
نمیخوام🚶🏻♀
دارم از خستگی له میشم.
نمیخوام🚶🏻♀
وقتی داییم کریخونی فوتبالیم میکشونه به آخوندا، بقیه تعجب میکنن و من فقط میخندم 😂
خالهی من متخصص خریدن چیزهاییه که ازشون استفاده نمیکنه و فقط میخره و میخره و میخره (بینهایت میخره)😂
و همچنین هدیه دادن چیزهایی که هیچوقت نه ازشون استفاده میکنی و نه دلیل اینکه یکی برات چنین چیزی کادو بخره، میفهمی
این چراغ مطالعه رو هم مدیرش از سفر خارجه براش هدیه آورده بود
منم مدتها بود براش تور پهن کرده بودم و امروز موفق شدم تصاحبش کنم😎
و همچنین هدیه دادن چیزهایی که هیچوقت نه ازشون استفاده میکنی و نه دلیل اینکه یکی برات چنین چیزی کادو بخره، میفهمی
این چراغ مطالعه رو هم مدیرش از سفر خارجه براش هدیه آورده بود
منم مدتها بود براش تور پهن کرده بودم و امروز موفق شدم تصاحبش کنم😎
🔻پیتـوســ 🇮🇷
غلطگیر تو دستم ترکید🤐🤦🏻♀
سوم دبستان که بودیم، تو دل همهمون غوغایی بود برای مجوزِ باخودکارنوشتن معلم. شرط اولش بیغلط و بدون اشتباه نوشتن بود و شرط دومش خوشخطی. بعد هر املاء چک میکرد. خودمونو میکشتیم حواسمون باشه غلطامون کم و کمتر بشه تا اجازه بده دیگه مداد پاککنو بذاریم کنار و خودکار دست بگیریم. انگار کن که یه مرحله از بزرگ شدن بود. تفاخری میکردیم اگر بهش میرسیدیم.
من اولین نفری بودم که خودکار دست گرفتم. وقتی معلم بهم اجازه داد و از فرداش با خودکار بیک مینوشتم و نگاه پرحسرت بچههارو به خودکار تو دستم میدیدم، گمان میکردم چه بزرگ شدم.
ولی رفته رفته غلطام بیشتر شد و برای اینکه خودکارو از دست ندم جوری حرفهای از اون غلطگیرا که لاکی بودن استفاده میکردم تا مبادا معلم بفهمه و برگردم به قبل. افت داشت.
زندگیم همینجوریه با این تفاوت که دغلبازی بچگانه از چشم اینیکی معلم دور نمیمونه. (شاید همون موقعم معلم میفهمید کلکمو ولی از بزرگواری بروم نمیآورد و تو خیال خام بودم که سر معلمو شیره مالیدم؛ نمیدونم)
برگشتن به عقب افت داره ولی بیشتر از همه برای خودت چون ممکنه کسی نفهمَش.
حالا بیا منو برگردون به چندکلاس قبلتر و خودکار دستم نده جوریکه راحت پاک کردن اشتباهاتم نشدنی باشه. منو برگردون به چندکلاس قبلتر و تا وقتی یادنگرفتم بدون هوای چیزای کوچیک بینقص باشم بهم اجازه نده با خودکار بنویسم.
#غلطگیر
من اولین نفری بودم که خودکار دست گرفتم. وقتی معلم بهم اجازه داد و از فرداش با خودکار بیک مینوشتم و نگاه پرحسرت بچههارو به خودکار تو دستم میدیدم، گمان میکردم چه بزرگ شدم.
ولی رفته رفته غلطام بیشتر شد و برای اینکه خودکارو از دست ندم جوری حرفهای از اون غلطگیرا که لاکی بودن استفاده میکردم تا مبادا معلم بفهمه و برگردم به قبل. افت داشت.
زندگیم همینجوریه با این تفاوت که دغلبازی بچگانه از چشم اینیکی معلم دور نمیمونه. (شاید همون موقعم معلم میفهمید کلکمو ولی از بزرگواری بروم نمیآورد و تو خیال خام بودم که سر معلمو شیره مالیدم؛ نمیدونم)
برگشتن به عقب افت داره ولی بیشتر از همه برای خودت چون ممکنه کسی نفهمَش.
حالا بیا منو برگردون به چندکلاس قبلتر و خودکار دستم نده جوریکه راحت پاک کردن اشتباهاتم نشدنی باشه. منو برگردون به چندکلاس قبلتر و تا وقتی یادنگرفتم بدون هوای چیزای کوچیک بینقص باشم بهم اجازه نده با خودکار بنویسم.
#غلطگیر
🔻پیتـوســ 🇮🇷
ما که باشیم که زخم تو شود قسمت ما... 🍂 - هوم؟ :)
یه جایی از فیلم گفت:
عزیزِ من. اونور آدم پیش کسی میره که عاشقشه
تو ببین دوست داری اونور پیش کی باشی.
و اشک ریختم. همین.
عزیزِ من. اونور آدم پیش کسی میره که عاشقشه
تو ببین دوست داری اونور پیش کی باشی.
و اشک ریختم. همین.
- اینارو میگی که دلداریم بدی؟
+ نه فقط میخوام بگم تو زندگی آدم تو یک آن بزرگ میشه.
+ نه فقط میخوام بگم تو زندگی آدم تو یک آن بزرگ میشه.
باید بخوابم ولی یکی از جذابترین فیلمهای زندگیمو میده با بازی "ویل اسمیت" جذاب و دوستداشتنی و این یعنی نخواب و فیلمتو
تا آخر ببین🤷🏻♀😌
تا آخر ببین🤷🏻♀😌
گوش نمیدی ولی همیشه تو میانمایگی میمونی🤷🏻♀
درد گفتن و عواقبش بمراتب کمتر از نگفتنه
درد گفتن و عواقبش بمراتب کمتر از نگفتنه
براتون بگم از اینکه داشتم نظریه ویلیام جیمز رو درباب "اراده معطوف به باور" میخوندم و فکر میکنید اولین مثالش چی بود؟
کسی که عاشق یکیه و حس او رو نمیدونه و باید بره بهش بگه تا حقیقت رو پیدا بکنه و باور فرد میتونه حقیقت رو بنحوی شکل بده.
حالا استدلالش خیلی جالب بود ولی مسئله اینه که اینم شانس مایه! وسط متون فلسفیم عشق دست از سر ما برنمیداره😂
کسی که عاشق یکیه و حس او رو نمیدونه و باید بره بهش بگه تا حقیقت رو پیدا بکنه و باور فرد میتونه حقیقت رو بنحوی شکل بده.
حالا استدلالش خیلی جالب بود ولی مسئله اینه که اینم شانس مایه! وسط متون فلسفیم عشق دست از سر ما برنمیداره😂