🔻پیتـوســ 🇮🇷
271 subscribers
1.29K photos
107 videos
2 files
367 links
🍃برای اشتیاقش به
زندگی و تکثیر🍃

دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیش‌فکری 💆🏻‍♀

-البلاءُ لِلولاء-


[💙☁️🐳]
Download Telegram
[چقدر قشنگی]
وقتی کسی پیش روم میگه هرجایی از اینجا
(ایران) بهتره، مطلوبم اینه یه تف بندازم رو
زمین و با یه پوزخند محلو ترک کنم 😌🚶🏻‍♀
عکاس این عکس یحتمل دنیارو شبیه من می‌بینه.🤷🏻‍♀
فکر کردم جمله بعدی استادم این باشه که:
پس با این حساب، اینطور که معلومه می‌خوای در اوج خداحافظی کنی و گند بزنی به سرمایه‌گذاری من؟
ولی خب بزرگوارتر از این‌حرفهاست🍃💙
آره من همیشه یه قدم مونده همه چیزو واگذار می‌کردم. نه که اهل نصفه کار کردن باشم، نه که اهل تواضع باشم، شخصیتم این‌مدلی بود. تشویق برام حائز اهمیت نبود و خب تنها مواجهه‌ای که تا آخرین نقطه‌ای که می‌تونستم و برام ممکن بود پیش رفتم، بسیج بود. چون نگاهم عوض شده بود و بسیج منو بزرگ کرده بود. حالا فارغ از اینکه اونجا و آدمهاش بعد تمام این سال‌ها بطور کلی چطور می‌شناسنم، راضیم از اینکه با همه ضعفای وجودم، "خودم بودم".
من پرِ اشتباهم. ولی این خودمم.
و این خوبه :)
یه عکسی دیدم تو کانالی که مود خودم بود و سیوش کردم. اگر آنقدر لختی و بی‌حجاب نبود، می‌فرستادم بصورت تصویری باهام آشنا شید😂🙄
ساعت یک شبه. بخوابید خب :)
(نویسنده یک موجود شب‌زی بوده که
درسخون شده و زود می‌خوابه)🚶🏻‍♀🔪
علی ایّ حال
شب بخیر💙
"بدون اینکه بخواهم تمام من شده بودی"
خیالم راحته جات امنه.
#حرف‌هایی_که_نمی‌خونی
فکر نکردن بهت اونم طولانی مدت غیر ممکنه.
می‌بینی چطور با تو زندگی می‌کنم؟
#حرف‌هایی_که_نمی‌خونی
[فروریختن:پاره‌پاره شدن] 🍂
یکی برام قرآن بخونه.
من خودمو می‌شناسم
می‌دونم انقدر بروی خودم نمیارم که دارم از دورن خورده میشم
تا آخر تو یک لحظه تماماً فرو می‌ریزم
مثل وقتی که تو بین‌الحرمین انقدر داد زدم حسین و صدا کردمش که بیهوش افتادم تو بغل محمدجواد و زهرا
مثل وقتی تو اسکان مشهد یکباره از پا دراومدم و بلندبلند تو بغل مریم زار زدم
مثل وقتی که رسیدم به صحن آزادی و سکوت پایین پای حضرت رضارو با هق هقم پر کردم.
من می‌دونم که خیلی نمونده فروبریزم باز
هیچ مشکلی ندارم جز اینکه نمی‌خوام وقتش که رسید تو این شهر باشم.
نمی‌خوام اینبار هیچکس ببینه. هیچ آشنایی نباشه. همین.
چی می‌شد کربلا بودم؟
از دریای رحمتت که کم نمی‌شد، می‌شد؟
دارم می‌بُرم.
هیچ مهمه؟
دیشب منشاوی آنقدر حزن‌آلود "یس"
خوند که آشوب درونیم فروکش کرد.
و خوابم برد.
افسوس نتم ضعیفه
می‌خواستم یک تصنیف زیبا و جگرسوز
ترکی بذارم براتون🚬
بین تردید این پا اون پا کردید؟
دیدید چقدر اعصاب‌خردکنه🤦🏻‍♀
یکساله تو تردید معلقم
#مرددهای_عالم
انقدر بله ام رو باز نکردم که حس می‌کنم
برم توش بوی کپک میده 🤦🏻‍♀