چون که دم به دقیقه مغازش پلاس بودیم و آدامس پُلا میخواستیم و میگفت چی هست این آخه و آخرم با یه بسته شیک نعنایی راهیمون میکرد. و چون حسن آقا مرد نازنینی بود. و چون هر تاسوعا با چاقوش میومد مسجد برای گوشت قیمه نذزی امام حسین خرد کردن. و چون خاطرات بچگیم عزیزن. و آدمای خوب که میمیرن غصهدار میشم. وقتی همسرش فوت کرد دلم سوخت و وقتی الان آگهی چهلمشو رو در مسجد دیدم دلم آتیش گرفت.
پس فاتحه بفرستید برای حسن آقای مغازهدار بچگیام💔🍃
پس فاتحه بفرستید برای حسن آقای مغازهدار بچگیام💔🍃
عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
باز گردد؟ یا برآید؟ چیست فرمان شما؟
- بالاخره چیست فرمان شما؟
باز گردد؟ یا برآید؟ چیست فرمان شما؟
- بالاخره چیست فرمان شما؟
از اینکه استادم انقدر مهربانه و درست،
خوشم نمیاد چون دوست ندارم به آدما
اعتماد کنم.
خوشم نمیاد چون دوست ندارم به آدما
اعتماد کنم.
یه عکس ناز دارم دلم نمیاد بذارمش.
خیلی حس خوبی بهم میده.
ولی دیگه شمایید دیگه چیکار کنم😬😶
خیلی حس خوبی بهم میده.
ولی دیگه شمایید دیگه چیکار کنم😬😶
واقعاً میتونستم به روی خودم نیارم اون حرف استادم که جدی هم نبود دلخورم کرده و باعث نشم یکساعت تلاش کنه نظرمو تغییر بده و در نهایت قانع نشم و ازم برنجه و گند بخوره به همهچی. ولی این اتفاقا افتاد بخاطر صداقت کوفتیم و اینکه بلد نیستم فیلم بازی کنم.
و انقدر ناراحت شد که لطفشو بروم آورد و میدونید چی شد؟ تبریک میگم. دست گذاشت رو حساسیتم و خب از همین لحظه فاک به کنکور ارشد.
من از هیچکس لطفی قبول نمیکنم چون
همه بالاخره ممکنه یجا لطفشونو بزنن تو
سرت. اینبارم غلط زیادی کردم وقتی یکی
خواست خودجوش کمکم کنه پذیرفتم.
همه بالاخره ممکنه یجا لطفشونو بزنن تو
سرت. اینبارم غلط زیادی کردم وقتی یکی
خواست خودجوش کمکم کنه پذیرفتم.
همیشه اینطوری نیستا. خیلی مراقبم حرف زدنم، لحنم، کلماتم، صداقتم، علاقم کسیو نرنجونه، کسیو ناراحت نکنه. یعنی ازونایی نیستم که میگن به جهنم که ناراحت میشه من حرفمو میزنم. اصلا بدم میاد از این مدل آدما که احساس طرف مقابل براشون هیچ نمیارزه. بخاطر همین هم خیلی وقتا لال شدم و ترجیح دادم حرف نزنم یا طول کشید به حرف بیام. که یوقت نیش نزنم یا نچزونم کسیو. ولی خب گاهی آدم هرکاری میکنه نمیشه که نمیشه🍂