امشب، سر ساعت معهود در دنیای واقعی از شما میگفتم. از توجه خاصت به حرم سامراء. از اینکه معنی اشداء علی الکفار و رحماء بینهم را بعد از آقا فقط در شما بود که دیدم. از اینکه چقدر دوستت دارم. انگار شما با قلبهای ما از ازل آشنا بودی. انگار در صحرای عاشورا برای حسینِ عزيز شمشیر میزدی که داغت ما را وصل میکند به عاشورای سال ۶١. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاء.
حاج قاسمِ عزیز!
سلام مارو به سیدالشهداء برسون.
[١:٢٠] 🍃💔
حاج قاسمِ عزیز!
سلام مارو به سیدالشهداء برسون.
[١:٢٠] 🍃💔
نشد یبار این نت کوفتیو وصل کنم و خبر بدی نباشه. خدا به همه رحم کنه. خدا آدمای خوب و لازمو حفظ کنه.
در یک خریت بیسابقه کل دیتای تلگراممو پاک کردم و همه ویسایی که دانلودشون قریب به ۵ساعت طول کشیده بود، از دست رفتن :)
چقدرم نت ارزونه بشینم سی جلسه دانلود کنم باز :))))))
چقدرم نت ارزونه بشینم سی جلسه دانلود کنم باز :))))))
🔻پیتـوســ 🇮🇷
درد غریبی تو قفسه سینهم حس میکنم.
خیلی وقت بود بیصدا گریه نکرده بودم.
چون که دم به دقیقه مغازش پلاس بودیم و آدامس پُلا میخواستیم و میگفت چی هست این آخه و آخرم با یه بسته شیک نعنایی راهیمون میکرد. و چون حسن آقا مرد نازنینی بود. و چون هر تاسوعا با چاقوش میومد مسجد برای گوشت قیمه نذزی امام حسین خرد کردن. و چون خاطرات بچگیم عزیزن. و آدمای خوب که میمیرن غصهدار میشم. وقتی همسرش فوت کرد دلم سوخت و وقتی الان آگهی چهلمشو رو در مسجد دیدم دلم آتیش گرفت.
پس فاتحه بفرستید برای حسن آقای مغازهدار بچگیام💔🍃
پس فاتحه بفرستید برای حسن آقای مغازهدار بچگیام💔🍃
عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
باز گردد؟ یا برآید؟ چیست فرمان شما؟
- بالاخره چیست فرمان شما؟
باز گردد؟ یا برآید؟ چیست فرمان شما؟
- بالاخره چیست فرمان شما؟
از اینکه استادم انقدر مهربانه و درست،
خوشم نمیاد چون دوست ندارم به آدما
اعتماد کنم.
خوشم نمیاد چون دوست ندارم به آدما
اعتماد کنم.