میگفت شایدم غرور تو بهش گفت نمون
شاید قضیه اینوریه
تو چرا هیچی نگفتی؟
فکر کردم خب میدونست
ولی هیچوقت فکر اینکه شاید قضیه اینوریه ولم نکرد.
شاید قضیه اینوریه
تو چرا هیچی نگفتی؟
فکر کردم خب میدونست
ولی هیچوقت فکر اینکه شاید قضیه اینوریه ولم نکرد.
برای بار هزارم میگم
اگه عاشق کسی شدین که سنجیدین و عشق سالمی بود طرف عوضی نبود
جون عزیزتون بهش بگین.
همين.
اگه عاشق کسی شدین که سنجیدین و عشق سالمی بود طرف عوضی نبود
جون عزیزتون بهش بگین.
همين.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
او به من دل سپرد و بجز رنج کی شد از عشق من حاصل او با غروری که چشم مرا بست پا نهادم بروی دل او
خواستم کامل این شعرو برای زهرا بخونم
گریم گرفت و نخوندم.
گریم گرفت و نخوندم.
وقتی ضریحو بغل میکنی دیگه وقت حاجتخواستن نیست
وقت قربون صدقهست
وقت خریدن دلِ دلبره
وقت صداکردن محبوبه با اون اسمی که مخصوصه؛ بین تو و خودش
اجالتاً دلم برا حرمت پر میزنه
و شب جمعهای غلط کردم فکری غیر تو کردم عزیزدلم.
چی سر دلم اومده
چی سر دلم اوردم
نمیدونم
فقط میدونم هنوزم تو بزرگترین جارو توش داری.
یاد شش گوشهت افتادم
زیارتتو به ما ببخش عزیزم
زیارتتو به ما ببخش.
وقت قربون صدقهست
وقت خریدن دلِ دلبره
وقت صداکردن محبوبه با اون اسمی که مخصوصه؛ بین تو و خودش
اجالتاً دلم برا حرمت پر میزنه
و شب جمعهای غلط کردم فکری غیر تو کردم عزیزدلم.
چی سر دلم اومده
چی سر دلم اوردم
نمیدونم
فقط میدونم هنوزم تو بزرگترین جارو توش داری.
یاد شش گوشهت افتادم
زیارتتو به ما ببخش عزیزم
زیارتتو به ما ببخش.
🔻پیتـوســ 🇮🇷
برادر محمدحسین پویانفر – www.yjc.irwww.yjc.ir
علی الحساب برای این دوریا.
شب بخیر🖤🚶🏻♀🚬
شب بخیر🖤🚶🏻♀🚬
به مامانبزرگ زنگ زدم و باذوق میگم میخوام گوسفند بخرم و کم کم گله خودمو داشته باشم
میگه خب باید بری دهات و اونجا شوهر کنی😐
میگه خب باید بری دهات و اونجا شوهر کنی😐
یه سال و اندی پیش یکی بهم گفت
من شمارو به امام حسین میشناسم.
وقتی خوندم پیامشو آب شدم از خجالت
همه گناها و کثافتی که قبلا توش بودم اومد جلو چشمام.
رفتم امامزاده و کلی گریه کردم
گفتم ببین تو چقدر مظلومی که منو به اسمت میشناسن
من کجا و تو کجا...
بمیرم برات حسین.
امشب به رفیقم گفتم باور نمیکنم خدایی که منو نجات داد به تو یه فرصت دیگه نده و یاد اونشب خودم افتادم و همه فرصتایی که خدا داده بود و من پشت کرده بودم و اون هیچوقت روشو برنگردوند...
من شمارو به امام حسین میشناسم.
وقتی خوندم پیامشو آب شدم از خجالت
همه گناها و کثافتی که قبلا توش بودم اومد جلو چشمام.
رفتم امامزاده و کلی گریه کردم
گفتم ببین تو چقدر مظلومی که منو به اسمت میشناسن
من کجا و تو کجا...
بمیرم برات حسین.
امشب به رفیقم گفتم باور نمیکنم خدایی که منو نجات داد به تو یه فرصت دیگه نده و یاد اونشب خودم افتادم و همه فرصتایی که خدا داده بود و من پشت کرده بودم و اون هیچوقت روشو برنگردوند...